راوی: نجف زراعت پیشه
استقرار و سازماندهی در هور :
 پس از خواندن  نماز ظهر و عصر و صرف نهار که البته با عجله و سرعت و به صورت سرپایی  صورت گرفت سوار قایق ها و لندیگرافها شده و با قایق روشن و با غرش براه افتادیم و در میان هور  جایی که می شد روی نی های انباشته شده که به آنها تهال گفته می شد ایستاده و  مستقر شده  البته در کنار آن یونیلیت های تکی هم بود که از آنها برای استقرار استفاده نمودیم و برای لو نرفتن وضعیت خود را استتار کردیم.عصر تا ساعت 20:30 شب در میان نی زارها بسر برده و همانجا نیز مهمات شامل گلوله، آر.پی.جی نوار تیربار و نارنجک را نیز تحویل گرفته و با تجهیز و مسلح شدن به سلاح و مهمات مورد نیاز دیگر برایمان مسجل شده بود که برای عملیات روانه شده ایم .
لحظات بیم و امید :
پس سوار قایقهای چینکو(قایق های کائوچویی که از مدل قاچاقچیان دریا برای حفاظت بیشتر کپی برداری شده بود) که ظرفیت آن حداکثر 8 نفر بود شدیم ولی نیروهای گروهان غواص و خط شکن ذوالفقار با طراده که ظرفیت  آنها 3 نفر بود شدند و به سمت دشمن با زدن پا رو به راه افتادیم. پا رو زدن باید هماهنگ و بدون سر و صدا جهت عدم عدم سر و صدا و اطلاع دشمن و به خصوص کمین های آن صورت می گرفت ؛ ضمن اینکه جدایی ستون  از هم در آبراهها و کانالهای پیچ در پیچ و متعدد که سبب گم شدن در پهنای گسترده هور و در نتیجه ضربه زدن در عملیات می شد باعث شد تا همه ما نسبت به عظمت کار هوشیار شویم .
اما رزمندگانی که سن  آنان غالبا بین 15 تا 22 سال، بیداری شب قبل در سایت خیبر ، خستگی ناشی از پارو زدن، دلهره ناشی از کمینهای دشمن در میان نی زارها ، تاریکی مطلق و گم نکردن قایق جلوی که به حالت زنجیره ای نیروهای خط شکن  ذوالفقار را به نیروهای پشتیبانی کننده اتصال می داد سبب شده بود خواب از کله ما بپرد. 

منطقه عملیاتی بدر و حرکت رزمندگان به سمت دشمن


ساعت ها پارو زدن با شرایط فوق باعث شده بود که نیروها به شدت خسته شوند اما این تلاش بی وقفه ادامه داشت چرا که امکان استفاده از موتور قایقها وجود نداشت و ما باید تا پای خط اول و سیلبند دشمن با حالت سکوت کامل به پیش می رفتیم و لازمه موفقیت نیروهای خط شکن و بالتبع آن نیروهای پشتیبانی رسیدن با غافلگیری کامل به مواضع دشمن بود چرا که دشمن نیز با توجه به عملیات خیبر در سال گذشته هم اکنون هوشیار شده و استحامات و سلاح های خویش را متناسب با هجوم ما آرایش داده بود. تا طلوع فجر صبح فردا (19/12/1363) مشغول پارو زدن شدیم .
استتار و اختفا در نی زار :
 به دلیل حضور گشتی های شناسایی رزمی، هواپیماها و بالگردهای دشمن و کمین های احتمالی آن به دستور بچه های طرح و  اطلاعات عملیات قایق ها از دو سوی آبراه به درون نی زارها رفته و در عمقی از نی زارها که قابل شناسایی برای قایق های دشمن نباشد با انباشتن نی بر روی قایق ها به استتار آنها پرداختیم. طبق گزارشاتی که مسئولین نظامی و فرماندهان داده بودند هر روز بدون استثناء هلی کوپتر دشمن بر سر تا سر منطقه هور گشت شناسایی داشتند ، ولی آن روز اصلاً خبری از هلی کوپتر های دشمن نبود که این امر علامت سوال پیش روی رزمندگان، فرماندهان و نیروهای واحد اطلاعات و طرح و عملیات بود که تا کنون معمای آن حل نشده است؟!
به مدت حداقل ده ساعت در حالت استتار درون قایق ماندیم و کلیه فعالیت ها شامل  نهار، نماز ، قضای حاجت (؟؟!!) و تمام نیازهای عادی فرد در داخل قایق صورت گرفته و البته که سکوت حاکم بر منطقه ، گرمای آفتاب ، سکون در حالت عادی انسان را کلافه می نماید اما عشق حضور در عملیات سبب شده بود که برادران با روحیه شادابی این لحظات را با شوخی و به راحتی طی نمایند . 
هر چقدر سرمای اسفند ماه هور در شب عملیات خشک و کشنده بود اما روز با هجوم پشه ها و گرمای آفتاب سبب کلافه شدن ما در آن ساعاتی بود که به سختی در حال عبور بود و در دل دشمن در باتلاق هورالعظیم تنها می باید صبر نمو و صبر و صبر ؛ یکسال تلاش نیروهای اطلاعات و عملیات برای شناسایی منطقه می توانست با یک اقدام و کار غیر منطقی بر باد رود و علاوه بر آن اکنون چندین هزار نفر در امتداد هم بسر می بردند که با آگاهی دشمن از این وضعیت می توانست قتلگاهی درست نماید که تصورش نیز برای هر کسی مشکل بود .
#محدوده_روشن_25
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#تجهیزشدن
#پارو_زدن_شبانه
#منطقه_عملیات_بدر
http://telegram.me/safeer59