ساقط نمودن هواپیمای ایرباس ایرانی 12/4/1367

ساقط نمودن ایرباس ایرانی توسط ناو وینسنس آمریکایی 655

مقطع پایانی جنگ:

خروج عراق  از فاز پدافندی به آفندی

سقوط ایرباس ایرانی در خلیج فارس توسط ناو وینسنس و شهادت 290 مسافر بی گناه در پرواز 655 بندرعباس به مقصد دوبی

در جواب اعتراض وزیر خارجه ایران در سازمان ملل  جرج بوش معاون رئیس جمهور آمریکا گفت :آقای وزیر به شما می گوییم بین پایان جنگ و تقابل با ما یکی را انتخاب کنید.

نامه تسلیت آقای منتظری به امام و جواب وی :

...هر کس تردید در ادامه جنگ نماید خیانت است.... (دو هفته قبل از قبول قطعنامه 598)

#ساقط_نمودن_هواپیمای_ایرباس_ایرانی

#ناو_وینسنس_آمریکایی

#مقطع_پایانی_جنگ

#آسیب_شناسی

http://Www.Safeer.blogfa.com

http://telegram.me/safeer59

تخلیه حلبچه و مناطق عملیاتی والفجر 10: 7/4/1367

مقطع پایانی جنگ:

خروج عراق  از فاز پدافندی به آفندی

در تاریخ 10/4/1367 با پیشنهاد جانشین فرماندهی کل قوا با هدف :

•  آزاد کردن نیروها

•  ایجاد نیروی احتیاط 

•  تقویت سایر خطوط پدافندی 

ارتفاعات مشرف به سد دربندیخان و متصرفات  عملیات والفجر10تخلیه شده و نیروها عقب نشینی از منطقه را آغاز کردند.

تخلیه مناطق عملیاتی والفجر 10 حلبچه و ارتفاعات مشرف بر سددربندیخان

#تخلیه_حلبچه_ارتفاعات_سد_دربندیخان

#مقطع_پایانی_جنگ

#آسیب_شناسی

http://Www.Safeer.blogfa.com

http://telegram.me/safeer59

سقوط جزایر مجنون :

عملیات توکلنا علی الله 4/4/1367

مقطع پایانی جنگ:

خروج عراق  از فاز پدافندی به آفندی

مشخص بود که عراق بعد از تصرف فاو و شلمچه در گام بعدی به سراغ جزایر مجنون خواهد رفت بر همین اساس طبق روال محور شلمچه بحث آمادگی از جزایر در دستور کار فرماندهان قرار گرفت ، فرماندهان حتی به صورت آشکار از مجنون به عنوان هدف بعدی یاد نموده و تقاضای حضور نیروها برای دفاع از آن بودند. عراق با عملیاتی تحت نام  توکلنا علی الله از منطقه کوشک تا طلاییه تا جزایر مجنون ساعت 15/03بامداد 4/4/67  آغاز که در نوع خود گسترده ترین  و کاملترین عملیات نظامی  پس از آغاز راهبردی آفندی خویش بود و ویژگی برجسته آن عامل سرعت و قدرت  بود که با آتش سنگین با هدف اشغال و اسیر کردن نیروها صورت گرفت .

عراق ابتدا با آتش شدید توپخانه جزایر را زیر آتش گرفته و پس از آن بزرگترین عملیات هلی برن ارتش عراق در جزایر مجنون صورت گرفت ضمن این که بمباران شیمیایی نیز در دستور کار آنها بود و در نقاط مختلف استفاده شد بطوری که برخی نیروهای عراقی برای مصدوم نشدن از شدت آثار شیمیایی مجبور به استفاده از ماسک بودند.

سقوط جزایر مجنون 4/4/1367 عملیات توکلنا علی الله بزرگترین عملیات هلی برن ارتش عراق

ارتش عراق ابتدا با شکستن خط طلاییه (خط دفاعی ارتش) از پد خندق و پد شرقی جزیره جنوبی گذشتند  و ضمن استفاده از گاز سارین(عصبی)به مواضع رزمندگان در جزایر مجنون خود را  به جاده سیدالشهدا ع رسانده و کنترل مهمترین جاده تدارکاتی جزایر مجنون را به دست گرفتند و با توجه به فقدان نیروی احتیاط و عدم پشتیبانی و آتش توانستند ساعاتی بعد به سهولت وارد منطقه شوند و جزایر را به تصرف درآورند

در پد و جاده خندق به عنوان پیشانی و خط مقدم جزایر  مقاومت نیروهای شجاع تیپ 48 فتح باعث کند شدن پیشروی عراق شد و سرانجام پس از ساعت ها مقاومت در بعد از ظهر جاده خندق با تعداد زیادی اسیر و شهید به دست ارتش عراق افتاد.

ساعت 13 عراق با تعداد زیادی بالگرد جنگی و ترابری به محل قرارگاه نصرت در ضلع شمالی مجنون شمالی و جاده های منطقه برای اولین باربزرگترین  عملیات هلی برن خود را انجام داد و حدود یک تیپ کماندویی را در جزایر پیاده کرد ؛ تعداد بالگردهای دشمن چنان زیاد بود که برخی شاهدان حادثه از سیاه شدن آسمان منطقه و تشبیه آن به پرواز دسته کلاغ ها در آسمان از آن یاد نموده اند. در این جریان فرماندهان قرارگاه نصرت هر کدام به سویی رفتند که برخی اسیر و برخی نیز مفقود شدند و سردار علی هاشمی  از جمله آنان بود که تا سال ها بعد که بقایای پیکر وی کشف شد در سایه شایعات و تهمت های بی اساس به این سردار هور و فرمانده قرارگاه سری نصرت و سپاه ششم امام جعفر صادق ع  تنها اعلام خبر شهادت وی باعث پایان دادن به آنها شد .

با توجه به از هم گسیختگی شیرازه نیروها و به عبارت صحیح تر فقدان انگیزه و اراده برای جنگیدن باعث شد که جزایر مجنون و جاده الحچرده (خندق) دستاورد عملیات های خیبر و بدر طی چهار ساعت به تصرف نیروهای ارتش عراق درآید هر چند برخی گزارش ها از  مقاومتهای پراکنده نیروها در گوشه و کنار هور در ساعات بعد می داد اما دیگر در جنوب سرزمینی از عراق در دست ما نبود .

نیروهای ارتش عراق که در سایه فقدان مقاومت جدی اینک به کیلومتر 55 جاده اهواز-خرمشهر رسیده بودند دست به  تخریب پل ها و ریل های راه آهن نموده و ساعاتی بعد به سمت مرزهای بین المللی دست به عقب نشینی زدند. ارتش عراق توانست طی این تک با به  اسارت درآوردن 2200 نفر به یکی دیگر از اهداف عمده خویش دست یابد .

#سقوط #جزایر #مجنون

#عملیات_توکلنا_علی_الله

#مقطع_پایانی_جنگ

#آسیب_شناسی

http://Www.Safeer.blogfa.com

http://telegram.me/safeer59

تخلیه ماووت : 1/4/1367

مقطع پایانی جنگ:

خروج عراق  از فاز پدافندی به آفندی

در تاریخ 1/4/1367 با پیشنهاد جانشین فرماندهی کل قوا با هدف :

  • آزاد کردن نیروها
  • ایجاد نیروی احتیاط  
  • تقویت سایر خطوط پدافندی  

تصمیم به تخلیه مناطق تصرف شده خاک عراق در عملیات نصر 4 و 8 شامل شهر ماووت و مناطق پیرامونی شد و نیروهای خودی از مناطق فوق عقب نشینی نمودند.

عقب نشینی از منطقه عملیاتی ماووت عراق

#تخلیه_ماووت

#مقطع_پایانی_جنگ

#آسیب_شناسی

http://Www.Safeer.blogfa.com

http://telegram.me/safeer59

https://chat.whatsapp.com/FTviPLNfy2e0VWgtX1PFXA

محدوده روشن : 59

راوی: نجف زراعت پیشه

حملات شیمیایی به آبادان :

 به خاطر مقاومت دشمن و عدم دستیابی به  اهداف اولیه  و الحاق نیروها  دستور لغو عملیات  و عقب نشینی نیروها صادر شده بود ، دشمن جهت مقابله با عملیات نیروها در اروندرود  حملات هوایی سنگین علیه مقرهای  پشتیبانی  انجام داد که از جمله  آن  بمباران  شیمیایی آبادان و خرمشهر و از جمله مقر ضدزره بود. حملات شیمیایی با توپخانه و هواپیما خصوصا در خرمشهر و آبادان  بود که مهمترین این حملات  در  حدود 30/8 صبح  جمعه 5/10/65 در منطقه آبادان  صورت گرفت به طوریکه  ابری از گازهای شیمیایی خردل  تا مدتی منطقه  را پوشانده بود  و مصدومان شیمیایی به اورژانس شیمیایی بیمارستان صحرایی علی بن ابیطالب (ع)  اعزام می شدند.

کلیسا و مسجد در شهر آبادان : همزیستی مسالمت آمیز ادیان

فروپاشی گروهان :

 در طی ساعات اولیه حمله شیمیایی فکرنمی کردم  ما تلفاتی قابل ملاحظه داشته باشیم  چرا که کلیه نیروها مجهز به  ماسک های ضد شیمیایی و تجهیزات و وسایل مربوطه بودند اما به دلیل عکس العمل با تاخیر و سرعت کند نیروها  در زدن ماسک ، غلظت و انبوه  مواد شیمیایی پراکنده  در منطقه و همچنین  عدم  رعایت  اصول صحیح زدن ماسک و استفاده  از تجهیزات  ضد شیمیایی  تا فرا رسیدن  شب  حدود دو سوم نیروهای گروهان موشکی امام علی (ع) مصدوم و به عقب منتقل شدند . من نیز علی رغم اینکه ماسک زده بودم و کشهای آن هم تا نهایت کشیده و درد ناشی از ان سرم را بشدت  ازار می داد  اما با پیدا شدن علائم اولیه شیمیایی به بهداری ویژه در بیمارستان علی بن ابیطالب ع منتقل و با گرفتن دوش و استفاده از محلول های ویژه و همچنین تزریق آمپول مجددا به منطقه عملیاتی ابادان برگشتم وبا توجه به نا امنی مکان سابق به مجاورکلیسا رفته و دریک مدرسه  مستقر شدیم. بعد از دو روز که در انجا بودیم بدلیل وضعیت نا مشخص و همچنین خاتمه عملیات  کربلای 4 به اهواز  آمده و در مورخه 10/10/65 به مرخصی  رفتیم  تا تجدید  روحیه ای برای ماموریت  و عملیات جدید باشد.

پیانو

در کلیسای مجاور مدرسه  در سالن اجتماعات آن پیانوی بزرگی قرار داشت که در مراسمات مذهبی آنها استفاده می شد و با توجه به خروج مردم از آبادان تمام وسایل در گوشه ای جمع آوری شده بود . فضای کلیسا از دید هر بیننده ای مخصوصاً در سن و سال نوجوانی ما دیدنی و تماشایی بود ، برخی نیروها از جمله خودم در خفا و آشکار به قصد مشاهده این عبادتگاه وارد محوطه شده و با ورود به داخل سالن اصلی بی اختیار مجذوب تصاویر ، تابلوها و از جمله پیانو می شدیم و ناخودآگاه سبب رفتن به سمت آن و بازی با دکمه های آن شده و در این لحظات با ادامه آن کمی تا قسمتی  مشغول تمرین موسیقی می‌شدیم. ناقوس بزرگ کلیسا نیز وسیله تعجب برانگیزی بود که ذهن متعجب ما را به سمت خود می کشید و به صدا در آوردن آن نیز از جمله کارهای حضور کوتاه مدت ما در این منطقه بود که این صدای ناقوس هنگام پخش اذان و برگزاری نماز دردسر ساز شده و مشکل را دو چندان می کرد ؛ در این زمان فرمانده گروهان امام علی ع برادر کاظم فرامرزی  معاون عراقی خویش ابورشاد را برای نهی کردن نیروها از این اقدامات راهی کلیسا نمود ؛ او نیز با توپ و تشر نیروها را از کلیسا بیرون آورد اما ساعتی بعد برای انجام کاری متوجه غیبت وی شدیم و با گشت و گذار در سطح منطقه پیرامون سرانجام وی را در سالن کلیسا یافتند در حالی که در محیطی ساکت و بدون مزاحم داشت پیانو تمرین می کرد.

#محدوده_روشن_59
#عملیات_کربلای_4
#تیپ_ضدزره_201_ائمه

#بمباران_شیمیایی

#پیانو_نوازان_کلیسا

http://telegram.me/safeer59

 

عملیات رمضان المبارک : سقوط فاو

مقطع پایانی جنگ:

خروج عراق  از فاز پدافندی به آفندی

 

سال 1366 با بن بست در جبهه های جنوب ایران برای گشودن جبهه ای جدید به سمت شمالغرب تغییر جهت می دهند و در استان سلیمانیه عراق به دلیل مجاورت با استان کرکوک و بعد از آن پایتخت عراق بغداد سلسله عملیات هایی را با کمک کردهای عراقی انجام می دهند تا با این کار ارتش عراق را از جبهه جنوب به شمالغرب کشانده و در نتیجه هم خطوط پدافندی جنوب شامل فاو،شلمچه و جزایر مجنون را از حساسیت بالا و پاتک های آنها دور نگه داشته و هم منتظر بازشدن راهی برای نفوذ در منطقه جنوب شوند چرا که کارکرد و ارزش عملیاتی این منطقه به مراتب از سایر جبهه های غرب و شمالغرب بیشتر بود.

در اواخر اسفند 1366 رزمندگان ایران عملیات بزرگ خویش را در منطقه عمومی حلبچه و سددربندیخان با نام والفجر 10 آغاز نمودند و توانستند علاوه بر تصرف منطقه وسیعی از کردستان عراق بر سددربندیخان مشرف شوند و آماده رویارویی با یگان های عراقی شدند. ارتش عراق با انجام عملیات فریب و با ایجاد یک قرارگاه یک هفته  با انجام پاتک سبک ما را در منطقه والفجر 10 مشغول نموده و بعد از آن این منطقه را رها و قوای خود را بر تهاجم به مواضع ایران در جبهه های جنوب متمرکز ساخت. تشخیص زمان مناسب عملیات در فاو با اخذ اطلاعات از سیا و با هدف  اختلال تغییر در موازنه جنگ  صورت گرفت ، اواسط فروردین 67 عراق با دریافت اطلاعاتی از سازمان سیا CIA مبنی بر عقب کشیدن بخشی از یگان های سپاه از جنوب واحدهای توپخانه ایران از شرق اروند جبهه شمالغرب را رها و در صدد به دست گرفتن ابتکار عمل در جبهه های جنوب شد. در حالی که در این زمان عمده نیرو ها و فرماندهان سپاه پاسداران در شمالغرب بودند .

در این زمان به دلیل گرمای هوا و قرار گرفتن در ماه مبارک رمضان جبهه های جنگ از حداقل نیروی بسیجی برخوردار بود و فضای دو قطبی انتخابات مجلس سوم شورای اسلامی نیز به التهاب اوضاع افزوده بود که دامنه آن به میان فرماندهان و رزمندگان هم کشیده شده بود.مواضع دفاعی ما در فاو نامناسب و آسیب پذیر بود ، نیروهای اصلی ایران در این زمان در منطقه نبوده و ایران با  هشت گردان و 20تا30 قبضه توپ و فقدان نیروهای احتیاط و پشتیبانی بسر می برد یعنی در خط پدافندی 30کیلومتری فاو حداکثر 4000نیرو  با برآورد حداکثر یک لشکر رزمی حضور داشتند.نبودن یک فرماندهی عملیاتی با تجربه در جبهه فاو ، کمی استعداد یگانهای پشتیبانی و تعدد یگان های اداره کننده خط (هر یگان علاوه بر فاو در شلمچه و مجنون نیز خط پدافندی داشت) و مهم تر از همه این که اغلب  نیروها را سربازان وظیفه تشکیل می دادند.

سقوط فاو 28/1/1367

با فرارسیدن 28 فروردین 1367 عراق عملیات خویش را با نام رمضان المبارک توسط یگان های زبده عملیاتی خویش یعنی  سپاه هفتم و سپاه گارد ریاست جمهوری آغاز نمود و از ساحل خورعبدالله  و دریاچه نمک(حمله عراق به مثلث فاو) در خط دفاعی ایران تلاش برای نفوذ نمود در حالی که نیروهای مستقر در خط فاقد آتش پشتیبانی مناسب بودند. ارتش عراق با آمادگی کامل که طی ماههای قبل صورت گرفته بود با  کاربرد سلاحهای شیمیایی ، آتش پشتیبانی توپخانه ،هوایی و موشکی که از بمباران هوایی برای انهدام پل های عقبه به خصوص پل بعثت روی رودخانه  اروند و بهمن شیر  استفاده کردند.

ارتش عراق با استفاده از عامل شیمیایی سیانور VX در خط اول که هر گونه حیات و موجود زنده را ظرف ده دقیقه از بین می برد در خط پدافندی وارد شده در حالی که بالگردهای آنها نیز فضای منطقه عملیاتی را در بر گرفته بودند ، از گاز خردل نیز برای در هم کوبیدن توپخانه و عقبه استفاده نمود ضمن این که در همان ساعات اولیه نیز با اقدامی هدفمند پل بزرگ بعثت این شاهکار مهندسی دوران دفاع مقدس با موشک هدف قرار گرفته و غیر قابل عبور شد و در دو سوی ساحل صف ماشین و نیروهای زیادی برای تردد ایجاد شده بود.

هر چند فرماندهان سپاه به سرعت خود را به منطقه عملیاتی رساندند اما زمانی بود که عراق با شکستن خطوط مقدم در حال پیشروی بود و تنها مقاومت غیرتمندانه اندک نیروهای مدافع باعث توقف آنها شده بود ، در همین زمان حمله هوایی هواپیماهای آمریکایی به سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس صورت گرفت.36 ساعت به طول کشید تا ارتش عراق ناجوانمردانه با شیمیایی و با کمک های اطلاعاتی آمریکا توانست خود را به سواحل اروند و شهر فاو برساند در حالی که نیروهای مدافع سعی می کردند با انتقال تجهیزات و ماشین ها به عقب از هر طریقی شده از غنیمت گرفته شدن آنها جلوگیری نمایند و سرانجام در غروب  29/1/67 منطقه عملیاتی  فاو بعد از 28 ماه که در ناباوری کارشناسان با شجاعت و ایثار غواصان ایرانی  تصرف شده بود سقوط کرد که در نتیجه آن بنا بر آمار غیر رسمی حدود هزار نفر اسیر و 500 شهید تا 1200شهید دستاورد آن بود .

تصرف فاو نشان داد که ارتش عراق از لاک دفاعی بیرون آماده و در صدد تصرف سایر مناطق عملیاتی می باشد و بعد از فاو طبق نشانه ها و اطلاعات گفته شده نگاهها به سمت منطقه عملیاتی شلمچه معطوف شد .

#عملیات_رمضان_المبارک

#مقطع_پایانی_جنگ

#تغییر_استراتژی_ارتش_عراق

#تصرف_فاو

#آسیب_شناسی_جنگ

http://telegram.me/safeer59

عملیات آفتاب:

مقطع پایانی جنگ: خروج عراق از فاز پدافندی به آفندی


ارتش آزادیبخش ملی ایران(سازمان منافقین) در تاریخ 7/1/67 با هدف گرفتن اسیر و به هم ریختن ساختار مناطق عملیاتی و در نتیجه بهره برداری تبلیغاتی خویش دست به عملیاتی موسوم به آفتاب در منطقه عملیاتی فکه می نماید که نیروهای عملیاتی لشکرهای 77 خراسان ارتش و امیرالمومنین ع سپاه پاسداران  می نماید .با توجه به لباس خاکی نیروهای منافق که همرنگ نیروهای خودی بوده و با استفاده از زبان فارسی به راحتی در خط پدافندی نفوذ نموده و برای ساعاتی آن را به اشغال خویش درآورده و بعد از گرفتن فیلم و عکس و بزرگنمایی رسانه ای آن دست به عقب نشینی می زنند .

عملیات آفتاب ارتش آزادی بخش ملی ایران (سازمان منافقین)


دلایل موفقیت منافقین در نفوذ به محور فکه نشانه و علامت سست بودن و شل بودن مواضع دفاعی ما در جنوب بود اما متاسفانه کسی توجه نمی کند و آن را ناشی از نیروهای ضعیف و وظیفه و عدم مقاومت سازمان یافته می دانند. در نتیجه این عملیات ارتش آزادی بخش ملی به موارد زیر دست یافت:
فروپاشیدن انسجام نیروها با گرفتن 417 نفر اسیر و حدود 3500 شهید
آتش زدن استحکامات 
غنیمت گرفتن تجهیزات و سلاح های مستقر در محور و انتقال به عقب
بزرگ نمایی رسانه ای و جشن و پایکوبی در پادگان اشرف
هر چند در این جریان تعدادی از فرماندهان و مسئولین امر به عنوان مقصرین این شکست دستگیر شدند اما علت اصلی این شکست ضعیف بودن خطوط پدافندی و خستگی مفرط نیروها بود که متاسفانه توجهی به آن نشد.
#عملیات_آفتاب
#مقطع_پایانی_جنگ
#ارتش_آزادی_بخش_ملی
#سازمان_مجاهدین_منافقین_خلق
#آسیب_شناسی_جنگ
http://telegram.me/safeer59

علائم و هشدارهای به هم خوردن توازن در جنگ:

نجف زراعت پیشه

پایان جنگ چگونه و از کی رقم خورد؟

آیا فرماندهان نظامی ما و مسئولین کشور متوجه این علائم شدند؟

آیا تغییری در استراتژی و تاکتیک های جنگ داده شد؟

 

با شکست استراتژی دفاع متحرک عراق با فتح مهران در تیر ماه 1365 صدام حسین در اقدامی یکجانبه طرح صلح خود را در تاریخ  12/5/65 ارائه نمود که مشتمل بر  موارد زیر بود :

  • عقب نشینی کامل ،همه جانبه و بدون قید و شرط تا مرزهای شناخته شده بین المللی
  • مبادله کامل و همه جانبه اسرا
  • امضای موافقتنامه صلح و عدم تجاوز میان دو کشور
  • عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و احترام گذاشتن هر کشور به حق انتخاب خود
  • هر یک از کشورهای عراق و ایران باید عامل مثبت در تحقق ثبات و امنیت منطقه و بویژه منطقه خلیج عربی (فارس) باشد

اما صدام با زیرکی هر چه تمام تر با هدف در دست گرفتن ابتکار عمل و بدون قبول معاهده 1975 الجزایر بود که حاصل چهارصد سال تاریخ پر تنش و بحران میان دو  همسایه بوده و با توافق الجزایر تمام مشکلات مرزی در دریا ، رودخانه و خشکی و همچنین مسایل کشتیرانی در اروند ، چراگاهها ، لایروبی اروندرود، زوار عتبات عالیات، و ...... حل شده بود و  ریشه و بستر آغاز جنگ عراق علیه ایران بر همین اساس صورت گرفت و در 26 شهریور 1359 بود که صدام حسین در قامت ریاست جمهور عراق معاهده 1975 الجزایر را مقابل دوربین های تلویزیونی در مجمع ملی عراق پاره کرده و ملغی اعلام نمود. یعنی با برقراری آتش بس در جنگ عوامل و ریشه های آغاز جنگ هنوز نیز پابرجا بوده و با تشدید اختلاف هر آن امکان شعله ورشدن جنگ وجود داشت.

با رد این پیشنهاد صلح توسط ایران به دلیل عدم صحه گذاشتن بر معاهده 1975 الجزایر و عدم صداقت صدام ، دوره تازه و نوینی از استراتژی جنگی عراق آغاز گردید به نوعی که جلسه ای هشت ساعته در بغداد با حضور همه فرماندهان و مسئولین عراق در حضور صدام برگزار و با تشدید حالت جنگی عراق همه افرادی که توانایی به دست گرفتن اسلحه را داشتند به میادین جنگ فراخوانده شدند و در این امر اختیاری وجود نداشت و تمرد از این امر برابر قوانین جنگ در دادگاهها بررسی می شد.

 

آغاز پایان چگونه رقم خورد؟ قطعنامه 598

 

نیروهای مستعد و قوی بنیه در واحدهای عملیاتی گارد ریاست جمهوری ،سپاه سوم و هفتم بکارگیری شدند و همچنین افراد مورد نظر شاعل در سایر یگان های رزم نیز بر اساس درخواست فرماندهان به واحدهای عملیاتی جدید منتقل می شدند و از این زمان با افزایش یگان های رزم عراق و قرار گیری امر آموزش در آنها به صورت یک اصل اساسی در عراق درآمد به گونه ای که عراق قبل و بعد از تابستان 1365 قابل مقایسه نبود ، در کنار آموزش های سخت مستمر و سازماندهی نیروها ، جابجایی در فرماندهان ( شایسه سالاری) ،تجهیز به سلاح ها و امکانات مدرن و پیشرفته و بخصوص سلاح های شیمیایی و .... در دستور کار ارتش عراق قرار گرفت و به انتظار موعد مناسب برای ورود به فاز جدید استراتژی عراق از پدافندی به آفندی نشستند. در این استراتژی جدید قرار بود در جبهه های مختلف به خصوص جنوب ضمن پاتک های شدید مناطق فاو و مجنون را از ما باز پس گیرند و به همین خاطر از این مقطع در موارد مکرر جبهه های فوق دچار آماده باش برای آمادگی عملیاتی جهت مقابله با ارتش عراق بودند .

هر چند عملیات کربلای 4و5 در زمستان 65 اتفاق افتاد اما ارتش عراق این روند را ادامه تا در نهایت زمانی که نیروهای ما به شمالغرب انتقال یافته و به سمت حلبچه و سد دربندیخان رفته بودند و با مشکلات زیادی ناشی از کمبود نیرو و تجهیزات و مهم تر از آن اختلاف نظر میان فرماندهان و مسئولان بودیم در ناباوری کارشناسان سیاسی و نظامی  به سرعت و قدرت ابتدا فاو را در 28 فروردین 1367 به تصرف درآورده و در خرداد شلمچه و بعد از آن تیرماه جزایر مجنون را و..........................پذیرش قطعنامه 598................. و پیش آمدن چند سوال:

آیا فرماندهان و مسئولین ما متوجه تغییر استراتژی ارتش عراق شده بودند؟

برای مقابله با اقدامات ارتش عراق چه تدبیری اندیشیده بودند؟

آیا افزایش یگان های عراق به میزان زیاد (12 لشکر به 53 و 57 لشکر) و برخورداری از تجهیزات ویرانگر و کشنده به اطلاع فرمانده کل قوا رسانده شده بود؟

آیا غیر قابل نفوذ بوده جبهه های اصلی جنگ در جنوب و تلفات ناشی از آن در این زمان به امام یعنی فرمانده کل قوا رسانده شده بود؟

آیا تدبیری برای مقابله با تحرکات دشمن حداقل در زمینه هماهنگی نیروها بر اساس وحدت فرماندهی و تجمیع و صرفه جویی قوا  صورت گرفته بود؟

آیا آیا....................؟؟

*****هنگام حمله عراق به ایران در شهریور 59 دارای 12 لشکر بود و بعد از هفت سال و در هنگام آغاز استراتژی تهاجمی و آفندی عراق در فروردین 1367 ارتش عراق دارای 53 لشکر بود که چند ماه بعد به 57 لشکر و هنگام تهاجم به کویت به 63 لشکر رزمی رسید ؛ اما در جبهه ایران با توجه به گسترش سرزمین های تصرف شده نیاز به نیرو به شدت احساس می شد ؛ موضوعی که فقدان تجهیزات پیشرفته برای مقابله با ارتش دشمن ضرورت آن را دو چندان ساخته بود.

#نبرد_استراتژیها

#آفند

#آسیب_شناسی_دفاع_مقدس

#اصول_جنگ

http://telegram.me/safeer59

‍به هم خوردن توازن قوا در جنگ عراق علیه ایران : (7)

چهار ماه نفس گیر و جهنمی

سازمان مجاهدین و تصمیم مرگبار :

#سازمان #مجاهدین خلق (سازمان منافقین) که پس از انتقال از فرانسه به #اردوگاه #اشرف در نیمه اول سال 65 از حالت سازمان خارج و تحت نام #ارتش #آزادی #بخش #ملی در کنار ارتش عراق به جنگ و جنایت علیه هموطنان خویش پرداخته بودند در فروردین و خرداد دو عملیات آفتاب و چلچراغ را با هدف به اسارت گرفتن نیروهای ایران برای ارتش عراق و برابر کردن موازنه جهت مبادله در آینده انجام داده بودند و در این راه لباس خاکی شبیه بچه های بسیجی و زبان فارسی نیز تسهیل بخش مسیر آنان بود و توانستند تعداد زیادی را اسیر و یا به شهادت برسانند.

 

رهبران سازمان پذیرش 598 را ناشی از ضعف جمهوری اسلامی  دانسته تا بتواند به حیات خود ادامه دهد اعتقاد رهبران سازمان به بن بست رسیدن نظام ج.ا.ا از حیث نظامی ،سیاسی،اقتصادی بود  لذا در برنامه ای طراحی شده قرار بود که 31/6/67 حمله سراسری منافقین به ایران صورت پذیرد عملیات خود را  تحت نام فروغ جاویدان جلو انداخته و در سوم تیر ماه با هدف فتح 36 ساعته از مرز قصر شیرین عازم تهران شدند.

ارتش عراق که در مناطق غرب ایران(قصرشیرین و سرپل ذهاب)  حضور داشت بستر پیشروی منافقین را فراهم نمود و نیروهای منافقین از کنار  ارتش عراق عبور و  از مرز خسروی وارد خاک ایران شدند ، قرار بود نیروهای منافقین از پشتیبانی نیروی هوایی و هوانیروز عراق به صورت سه ساعته برخوردار شوند تا مانعی جدی بر سر راه پیشروی ستون آنان پیش نیاید.

 

عبور از قصر شیرین و سرپل ذهاب به راحتی و تا گردنه حسن آباد و چهار زبر بدون مقاومت صورت پذیرفت  و پس از آن مقاومت مردمی صورت گرفت.

با اطلاع و سازماندهی نیروهای موجود در منطقه و اعزامی از جنوب با بالگرد و حمایت هوانیروزبه فرماندهی صیاد شیرازی ارتش آزادی بخش در محاصره قرار گرفت  و آزمون اقتدار نظام و حیثیتی برای سرکوب منافقین آغاز شد و ارتش آزادی بخش ملی منافقین این بازیچه ارتش بعث با دادن تلفات زیاد به سمت عراق فرار نمودند تا مجدداً در خدمت ارتش حزب بعث قرار گیرند اما ضربه رزمندگان به منافقین آنچنان کارساز بود که فرصت اقدامات بعدی را از آنها به صورت گسترده گرفت عملیاتی که به مرصاد یعنی گرفتار در کمین معروف شد.

 

عراق و پذیرش قطعنامه 598 :

با شکست ارتش آزادی بخش  منافقین و عدم موفقیت صدام در دسترسی به توسعه طلبی خویش برای روی میز مذاکره سرانجام در تاریخ 15/05/1367 عراق نیز قطعنامه 598 را پذیرفت و با استقرار نیروهای یونیماک در مرزهای دو کشور در 29 مرداد 67 و اجرای آتش بس به جنگ عراق علیه ایران رسماً پایان داده شد و مذاکرات دو ساله دستگاه دیپلماسی برای کسب حقوق ایران در ژنو با حضور دبیرکل سازمان ملل و هیات عراقی آغاز شد.

به هم خوردن توازن قوا در جنگ عراق علیه ایران : (6)

چهار ماه نفس گیر و جهنمی 

جلسه تصمیم گیری برای #پذیرش #قطعنامه598 :

در تاریخ 21 /4/1367 علی رغم تخلیه مناطق عملیاتی والفجر 10 در حلبچه و نطقه عمومی ماووت ارتش عراق تهاجم سراسری را به جبهه میانی آغاز و  عین خوش و موسیان با هدف  گرفتن اسیر از ایران جهت مبادله در آینده اشغال شد.

حمله گسترده و حمله با استعداد چند لشکر  که طی آن کلیه مناطق زبیدات و مقر لشکرهای 21حمزه،و 77 خراسان در عین خوش،موسیان و دهلران به تصرف عراق درآمد و غنیمت تجهیزات و اسناد فراوان و گرفتن 7116 نفر اسیر را در پی داشت.

دهلران ناباورانه سقوط کرد و فرار نامطلوب نیروهای ارتش انعکاس بدی داشت و یعد از این حادثه بود که پیگیری ها برای قانع نمودن امام برای پایان دادن به جنگ شدت گرفت  و پس از صحبت های  فراوان و استدلال های مسولین ارشد نظام با تکیه بر نامه های متعدد فرماندهان ارتش و سپاه و مسولین سیاسی و اقتصادی کشور امام تصمیم خود برای پایان جنگ و قبول قطعنامه علی رغم شعارهای داده شده مبنی بر سقوط صدام با توجه به شرایط سخت زمان و جمهوری اسلامی گرفته و با تعبیر جام زهر دستور پذیرفتن قطعنامه 598 را صادر کردند  و در تاریخ 27/4/67 قطعنامه سازمان ملل به صورت رسمی از جانب ایران پذیرفته شد.


عکس العمل عراق :

با اعلام پذیرش 598 توسط ایران سرتاسر کشور در یک شوک فرو رفت ، عراق قبلاً پذیرفته بود اما نامه ای به دبیر کل نداده بود ، با وضعیت جدید عراق از پذیرش 598 سرباز زده و سیاست قبول قطعنامه 598 از سوی ایران را یک بازی ، فریب و تاکتیک دانست که می خواهد از وضعیت بد پیش آمده عبور نماید و از فرصت زمانی ایجاد شده برای سازماندهی مجدد استفاده نماید.

هجوم مجدد عراق :

تهاجم گسترده عراق به جبهه هاجهت تصرف خرمشهر و اشغال جاده اهواز-خرمشهر ورسیدن به دروازه اهواز(کوشک) با هدف گرفتن اسرای بیشتر و امتیاز با پیام مسیحایی و در عین حال تهدید آمیز  امام به سپاه نسبت به تهدید خرمشهر توسط سید احمد(نقطه حیات و ممات سپاه ) ، فراخوان آقای خامنه ای و مسئولین نیروهای تازه نفس راهی جبهه  برای مقابله با ارتش عراق شدند و در کنار فرماندهان به مقابله با ارتش عراق پرداختند و بعد از 24 ساعت ارتش عراق در اطلاعیه ای اعلام عقب نشینی به مرزهای بین المللی جنوب کرد.

 

 

ارتش عراق در غرب کشور قصرشیرین،سرپل ذهاب،گیلانغرب،نفت شهر،سومار،و مناطق میمک ،صالح آباد،گلان،امیرآباد و شهر مهران را اشغال کردند؛ در کرمانشاه نیز در محور قصر شیرین و سرپل ذهاب تا پل مایت پیشروی کرد، در منطقه شمالغرب عملیات ارتش عراق بدون کسب موفقیت در ارتفاعات منطقه متوقف شد.

به هم خوردن توازن قوا در جنگ عراق علیه ایران : (4)

چهار ماه نفس گیر و جهنمی

#عملیات #بیت المقدس7 : تلاشی نافرجام
با توجه به عقب نشینی ها و شکست های اخیر مدیریت جنگ تصمیم به حرکتی گرفته تا شاید روند اوضاع را به روال سابق برگرداند بر همین اساس در تاریخ 29/3/67 عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه صورت می پذیرد که نیروهای ما به دلیل سرعت عمل و همچنین عدم استقرار کامل نیروهای عراقی به سرعت تا کانال دوعیجی پیشروی نموده و حتی از متصرفات عملیات کربلای 5 هم بیشتر پیشروی می کنند اما کمبود نیرو و امکانات و همچنین در محاصره قرار گرفتن بخشی از نیروها باعث می شود تا پس از ساعاتی دستور عقب نشینی صادر و نیروها به مرزهای بین المللی برگردند .

 


به دلیل گرمای شدید و تشنگی حاکم بر نیروها کارایی آنها به حداقل رسیده بود به طوری که زمینه عدم امکان پیشروی با همین عامل قابل توجیه می باشد ضمن این که در طی دوران دفاع مقدس کلیه عملیات های بزرگ به استثناء عملیات رمضان در منطقه جنوب در فصل زمستان و خنکی هوا صورت می پذیرفت.

#سقوط #جزایر #مجنون :
مشخص بود که عراق در گام بعدی به سراغ جزایر مجنون خواهد رفت بر همین اساس طبق روال محور شلمچه بحث آمادگی از جزایر در دستور کار فرماندهان قرار گرفت ، در تصرف جزایر عراق ابتدا با آتش شدید توپخانه جزایر را زیر آتش گرفتن و پس از آن بزرگترین عملیات هلی برن ارتش عراق در تاریخ 4/4/67 در جزایر مجنون صورت گرفت ضمن این که بمباران شیمیایی نیز در دستور کار آنها بود و در نقاط مختلف استفاده شد و برخی نیروهای عراقی برای مصدوم نشدن از شدت آثار شیمیایی مجبور به استفاده از ماسک بودند.
در پد و جاده خندق به عنوان پیشانی و خط مقدم جزایر مقاومت نیروهای شجاع 48 فتح باعث کند شدن پیشروی عراق شد و سرانجام جاده خندق با تعدا زیادی اسیر و شهید به دست عراق افتاد.
تصرف جزایر مجنون توسط عراق با عملیاتی تحت نام توکلنا علی الله از منطقه کوشک تا طلاییه تا جزایر مجنون ساعت 15/03بامداد آغاز که در نوع خود گسترده ترین و کاملترین عملیات نظامی پس از آغاز راهبردی آفندی خویش بود که ویژگی برجسته آن عامل سرعت و قدرت بود که با آتش سنگین با هدف اشغال و اسیر کردن نیروها صورت گرفت .

 


ارتش عراق توسط سپاه گارد،سپاه ششم و سپاه سوم با شکستن خط طلاییه (خط دفاعی ارتش) و گذشتن از پد خندق و پد شرقی جزیره جنوبی و استفاده از گاز سارین(عصبی)به مواضع رزمندگان در جزیره مجنون و رسیدن به جاده سیدالشهدا و کنترل مهمترین جاده تدارکاتی جزایر مجنون با توجه به فقدان نیروی احتیاط توانستند ساعاتی بعد به سهولت وارد منطقه شوند و جزایر را به تصرف درآورند
ساعت 13 عراق با تعدا زیادی بالگرد هجومی و ترابری به محل قرارگاه نصرت در ضلع شمالی مجنون شمالی و جاده های منطقه حمله که در این جریان فرماندهان قرارگاه نصرت هر کدام برای اسیر نشدن به سویی رفتند که برخی اسیر و برخی نیز مفقود شدند و سردار علی هاشمی از جمله آنان بود که تا سال ها بعد که بقایای پیکر وی کشف شد شهادت وی باعث پایان دادن به شایعات در زمینه اسارت وی شد .

و بدین سان جزایر مجنون و جاده الحچرده (خندق) دستاورد عملیات های خیبر و بدر نیز طی چهار ساعت به تصرف نیروهای ارتش عراق درآمد و دیگر در جنوب سرزمینی از عراق در دست ما نبود و نگاهها به سمت شمالغرب معطوف شد.

http://telegram.me/safeer59
http://Www.safeer.blogfa.com

 

به هم خوردن توازن قوا در جنگ عراق علیه ایران :(2)

 

چهار ماه نفس گیر و جهنمی

سقوط شلمچه و دژ و استحکامات افسانه ای آن

عراق بعد از تصرف موفقیت آمیز فاو اعلام کرده بود که در گام بعدی به سراغ شلمچه و تصرف آن خواهد رفت و بر همین اساس حفاظت از منطقه عملیاتی شلمچه در دستور کار فرماندهان ایران قرار گرفت ، هر چند در این زمان جبهه های جنگ به واسطه فصل تابستان و گرما از وجود بسیجی ها محروم و شاکله نیروهای سپاه را سربازان وظیفه تشکیل می داد و از سوی دیگر به واسطه گستردگی خطوط و محورهای عملیاتی سپاه که اینک به اعماق خاک عراق در کردستان نیز کشیده شده بود ؛ سپاه مجبور بود وظیفه پدافند از این مناطق تصرف شده را نیز به عهده بگیرد و همین امر باعث فقدان واحدها و یگان احتیاط برای موارد ضروری شده بود.

با این وجود سپاه  با توجه به دانستن زمان و مکان عملیات و هجوم بعدی عراق تمامی مقدورات و امکانات خود را در شلمچه مستقر نمود و فرماندهان از همه امکانات تخصصی و نیروی انسانی برای مقابله با هجوم عراق بهره بردند.

تقویت خطوط پدافندی  و رفع ایرادات و ضعف در خطوط عملیاتی شلمچه از جمله اقدامات فرماندهان بود و با انجام این  تدابیر عملیاتی و  حضور فرماندهان ارشد همه زمینه ها برای حفاظت از منطقه شلمچه فراهم شد .

 

محورهای عملیاتی عراق در خرداد 67 برای تصرف شلمچه

4 خرداد ماه 67 فرا رسید و توپخانه عراق با شدت خطوط و محورهای عملیاتی را می کوبید ، از عوامل شیمیایی نیز برای ناتوان نمودن رزمندگان و ایجاد رعب و وحشت استفاده نمود و سپاه گارد ریاست جمهوری و سپاه هفتم که اینک نقش پیشرو یگان های عملیاتی ارتش عراق بودند به تکیه بر تجهیزات پیشرفته به خصوص تانکها و هواپیماهای  پیشرفته علی رغم همه پیش بینی ها و تلاش ها ، شلمچه این دستاورد عملیات کربلای 5 که رزمندگان ایران طی زمستان 65 سانت به سانت آن را با رزم عاشورایی به تصرف خویش در آورده بودند ، گرما بیداد می کرد و لب های بچه بسیجی ها از تشنگی خشکیده بود و آبی برای سیراب نمودن آنها وجود نداشت ، ناهماهنگی و آتش شدید مانع رساندن تدارکات و پشتیبانی شده بود و بسیاری از رزمندگان از تشنگی روی زمین افتاده بودند .

و ایران ناباورانه شلمچه این دژ بارلو ، استحکامات شکست ناپذیر و حاصل زحمات هزارن شهید کربلای 5 را طی هشت ساعت از دست دادند ؛ گویی  اراده ای برای جنگیدن و مقابله با عراق و حفظ شلمچه وجود نداشت ؛

و شلمچه سقوط کرد و نیروها از طریق جاده شهید صفوی به روی جاده اهواز - خرمشهر برگشتند.......

به هم خوردن توازن قوا در جنگ عراق علیه ایران :(1)

چهار ماه نفس گیر و جهنمی

#تهدید #آمریکا : (ورود رسمی ایالات متحده به جنگ ایران و عراق)

با گسترش هدف قرار گرفتن کشتی ها و نفت کشها در خلیج فارس آمریکا در ابتدای  سال 1367  اعلام نمود هر کشوری از آمریکا درخواست اسکورت و تامین کشتی های خود در مقابل ایران را نماید حمایت می کنیم و وارد عمل می شویم ( تامین امنیت در خلیج فارس) و در پاسخ به هدف قرار گرفتن ناو ساموئل آمریکایی در 24 فروردین 67 بر اساس دستور ریگان مقابله به مثل در دستور کار دولت آمریکا قرار گرفت.

#سقوط#فاو (#فاطمیه ) :

شهر فاو در جریان عملیات عظیم والفجر 8 و با در نظر گرفتن تمامی اصول جنگ به تصرف رزمندگان اسلام در آمده بود به مدت  28 ماه در اختیار ایران بود ، با انتقال نیروها و امکانات ایران به منطقه شمال غرب در ابتدای سال 1366 و تضعیف جبهه جنوب که با هدف انحراف دید ارتش عراق صورت گرفت باعث شد مناطق عملیاتی جنوب از کمترین امکانات و نیرو و پشتبانی برخوردار شود.

ارتش عراق که از سال 65 سازماندهی و آموزش نیروهای خویش را جدی گرفته با تشکیل یگان های عملیاتی در صدد بازپس گرفتن مناطق فاو،شلمچه،مجنون و ... از ایران افتاد و در اولین گام در 28 فروردین حملات خویش را با نام #رمضان #المبارک  در محور فاو از سه محور آغاز نمود.
شهر فاو عراق در بهمن 64 پس از تصرف توسط رزمندگان ایران فاطمیه نامیده شود

در این زمان استعداد نیروی ایران در خط 30 کیلومتری فاو  حداکثر به یک لشکر می رسید و با توجه به عدم حضور اکثر فرماندهان و نیروهای تهاجمی در فاو و حضور در شمالغرب کشور (والفجر 10) از کمترین پشتیبانی برخوردار بود ؛ ضمن این که سمینار فرماندهان در کرمانشاه 28/1/67 در حال برگزاری بود و کمترین توجه به جبهه های جنگ وجود داشت و حتی زمانی که احمد کاظمی فرمانده لشکر 8 نجف اشرف به فرماندهان هشدار آغاز حملات را داد جدی گرفته نشد و زمانی که متوجه وخامت اوضاع می شوند که کار از کار گذشته بود و برای ممانعت از دست دادن فاو درخواست هایی را از سران کشور می کنند که مورد موافقت قرار نمی گیرد شامل :

***پیگیری محسن رضایی برای قطع برنامه عادی تلویزیون و درخواست کمک و حضور در جبهه

***درخواست بمباران دشمن توسط هوانیروز که دیر به نتیجه می رسد

***درخواست فرماندهان از محسن رضایی برای زدن موشک به بغداد در روز تولد صدام و مخالفت با آن به دلیل :

**تعداد کم موشک ها

**شروع جنگ شهرها

**تحریک صدام

برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی ، فصل گرمای تابستان و همچنین ماه مبارک رمضان باعث شده بود تا ما شاهد حضور کمترین میزان بسیجی در جبهه ها باشیم و عمده قوای ما سربازان وظیفه بود و عراق با اطلاع از این وضعیت با تکیه بر سپاه گارد ریاست جمهوری و سپاه هفتم و تکیه بر مجهزترین سلاح های روز و به خصوص عوامل شیمیایی کشنده حملات خویش را آغاز نماید.

امام به مسئولان دستور می دهد که  هر چه سپاه نیاز دارد مثل کربلای 5 در اختیارش بگذارید ، اما فرمانده سپاه فاو را از دست رفته می داند و کمک ها را دیر می داند.

عملیات رمضان المبارک عراق در فروردین 67 از سه محور برای تصرف فاو صورت پذیرفت

عملیات با بمباران موشکی ، توپخانه ، شیمیایی گسترده و هوایی صورت می پذیرد و از بمباران هوایی برای انهدام پل های عقبه از جمله پل های اروند و آبادان استفاده شد و از گازهای شیمیایی سیانور در خط اول و از عامل خردل برای از کار انداختن توپخانه و ادوات ایران استفاده می شود به نوعی که در همان ساعات اولیه سیل مجروحین به سمت بیمارستان امام سجاد ع واقع در شهر فاو سرازیر می شود و ساعاتی بعد به دلیل عدم توانایی پذیرش به سمت ابادان و خرمشهر فرستاده می شوند و در همین زمان پل بعثت تنها راه اتصال خشکی فاو و جزیره آبادان توسط هواپیماهای عراق غیر قابل استفاده می شود در حالی که یک تریلی مهمات روی آن در حال انفجار بود.

هجوم ارتش بعثی  از سه محور ام القصر ، جاده استراتژیک و جاده البحار صورت گرفت و طی 36 ساعت فاو در عصر 29/1/1367 سقوط کرده و بزرگترین  شوک عراق به ایران طی جنگ به ایران وارد می شود و بعد هفت سال روند جنگ با بر هم خوردن توازن نظامی عوض شده و به ضرر ما می شود.

 

در حقیقت سقوط فاو شوک عجیب به ایران وعراق بوده و آثار متفاوتی را ایجاد کرد در ایران سبب از دست دادن برگ برنده نظامی که می توانست در مذاکرات سیاسیون استفاده شود و مهمتر از آن سبب از دست رفتن اعتماد به نفس در فرماندهان و سربازان و رزمندگان ایران شده بود.

اما پیروزی در فاو سبب ایجاد اعتماد به نفس و انگیزه برای بازپس گیری در سایر جبهه ها شد اما عراق در این مقطع به تنهایی نمی توانست موفقیت داشته باشد که همانا همکاری اطلاعاتی آمریکا با عراق و گسترش جنگ به خلیج فارس و مبارزه دریایی با ایران بود و ما در همین روز شاهد حمله همزمان آمریکایی ها به سکوهای نصر و سلمان به تلافی برخورد ناو ساموئل به مین ( 24/1/67 )  هستیم که شائبه هماهنگی عملیات آمریکایی ها و عراقی ها در فاو را ایجاد کرده است.

 

صدام بعد از تصرف فاو کشتی شکسته ای را به مثابه ایران شکست خورده در آنسوی فاو بنا کرد

دیدگاه های فرماندهان سپاه تا قبل از سقوط فاو بر دو محور زیر استوار بود :

***عراق از لاک دفاعی بیرون نمی آید و قدرت تهاجمی ندارد

***با وجود نیروهای دفاعی ما نمی تواند کلاً فاو را بگیرد

دید گاه هاشمی رفسنجانی  بعد از سقوط فاو :

***از این پس زمان به نفع ما نخواهد بود

بعد از سقوط فاو محسن رضایی در جلسه فرماندهان سپاه عنوان می کند  :

.... سقوط فاو شاید برای ما خیر و برکت باشد و تحلیل می کند جنگ ما دو نوع می تواند باشد :

***عاشورایی مثل امام حسین ع

***مثل عصر پیامبر ص و صدر اسلام که با امکانات و تجهیزات همراه بود و ما باید اینگونه بجنگیم و در صدد تهیه امکانات و تجهیزات برای دامه جنگ باشیم

این بحث سه ماه قبل از بحث درخواست تجهیزات و  نوشتن  نامه ها به آقای هاشمی رفسنجانی  بود و به این نتیجه می رسد که ادامه روند کنونی و جنگیدن به شیوه گذشته فایده ای ندارد و باید به سمت افزایش کمی و کیفی نظامی باشیم.

دلایل عدم عملیات در محور بغداد :

نویسنده : نجف زراعت پیشه

چرا در هشت سال دفاع مقدس هیچگونه عملیات مهمی در محور بغداد صورت نگرفت؟

چرا به سمت بغداد تهاجمی صورت نگرفت تا تکلیف جنگ یکسره شود؟

چرا محور اصلی عملیات ها به سمت بصره و در منطقه خوزستان بود؟

 

عراق و پایتخت آن بغداد

مطالعه هشت سال دفاع مقدس و بررسی عملیات های آن نشان می دهد که کلیه عملیات های اصلی و سرنوشت ساز در منطقه خوزستان و فشار بر روی بندر و شهر بصره صورت گرفته و در سال 66 نیز جهت و محورهای عملیات به شمالغرب و کردستان تغییر یافت و ما شاهد کمترین تلاش در زمینه طراحی و انجام عملیات در محور میانی و شهر بغداد به عنوان پایتخت و مرکز سیاسی حزب بعث برای تهدید مستقیم و رسیدن به پیروزی سریع می باشیم دلایل این امر به طور اختصار عبارتند از :

  • در جبهه میانی  شهر بغداد به عنوان پایتخت این کشور قرار داشت و از لحاظ سیاسی مرکز و هسته های سیاسی،اقتصادی کشور به خصوص زمانی که به عنوان پایتخت کشور هم قرار گرفته باشند از اهمیت بالایی برخوردار می باشند و تهدید و سقوط این نقاط باعث براندازی نظام های سیاسی می شود و به همین خاطر همه نظام های سیاسی و کشورها با تمام قوا و امکانات به حفاظت از پایتخت پرداخته و دفاع کامل از پایتخت را سر لوحه کار خویش گذاشته اند ؛ . به عبارتی سقوط بصره سقوط یک شهر و بندر بود برای صدام ، اما تهدید بغداد به منزله سقوط حکومت عراق بود
  • از لحاظ جغرافیایی ارتفاعات مرتفع مرزی در ایران قرار داشته و شیب آن به سمت عراق و بغداد می باشد و این نقطه اتکا مهمی برای ایران از لحاظ نظامی و تسلط بر دشت و شهر بغداد می باشد ؛ با توجه به اختلافات مرزی و ایجاد اختلاف بر سر نصب میله های مرزی بر اساس معاهده 1975 ، ارتش عراق در 17 و 19 شهریور 1359 به ارتفاعات فوق حمله نموده و با به تصرف در آوردن این مواضع و ارتفاعات مهم تسلط نظامی ایران بر دشت بغداد را از بین برد و به دلیل اهمیت آنها تا دو سال بعد قبول آتش بس 1369 در اشغال عراق بود ؛ در حقیقت تصرف این ارتفاعات عمق استراتژیک ارتش عراق را افزایش داده و قدرت ابتکار عمل برای ایران را سلب نمود.
  • بر اساس تقسیم بندی نظامی سپاه دوم عراق مامور منطقه میانی از منطقه باویسی در قصرشیرین تا چنگوله در مهران شده بود و این نیروها هیچگاه از این منطقه جابجا نشده و تا پایان جنگ در همین منطقه ماندند وحتی زمانی که نبردهای سخت در فاو و شرق بصره جریان داشت که نشان دهنده اهمیت این منطقه برای جلوگیری از تهاجم رزمندگان ایران به سمت بغداد بود.
  • موانع و استحکامات پیچیده و زیر نظر مستشاران شرقی و غربی سبب شده بود تا نفوذ به این خطوط و محور عملیاتی مشکل و بهتر بگویم غیر ممکن شود و صدام و فرماندهان عراقی به آن خطوط پدافندی تسخیر ناپذیر بدهند و زرهی عراق به عنوان نقطه قوت ارتش عراق از جایگاه بالایی برخوردار بود ، حتی حملات هوایی ایران به شهر بغداد نیز غالباً با سقوط هواپیماها به دلیل پدافند ضد هوایی و موشکی قوی عراق روبرو شود به طوری که صدام اعلام نموده بود هیچ پرنده ای بدون اجازه ما در آسمان بغداد نمی تواند پرواز کند .
  • به نسبت جبهه بصره به عنوان مهمترین هدف عملیاتی برای تاثیر گذاری در جنگ که حدود 18 کیلومتر فاصله داشت فاصله بغداد تا نقطه صفر مرزی بالغ بر صد کیلومتر بود که این مسئله برای هدف گذاری نظامی به منزله برخورداری از نیروهای گسترده و پشتیبانی از تجهیزات پیشرفته و آتش پرحجم هوایی ، توپخانه و موشکی بود که به دلیل شرایط سخت تحریم عملاً امکان پذیر نبود.
  • حساسیت کشورهای عربی به مورد تهدید قرار گرفتن یک پایتخت عربی از سوی یک کشور غیر عرب ؛ چرا که در جریان تهاجم ایران به شرق بصره در سال 65 و تهدید آن مواضع رهبران لیبی و سوریه نیز که تا قبل از آن حامی ایران بودند کمرنگ شده و به ایران اعتراض نمودند.
  • برای تهدید و حمله به منطقه میانی و روبروی بغداد نیاز به حداقل پانصد گردان نیروی رزمی بود تا بدون وقفه و با در پیش گرفتن اصل نظامی تعاقب استحکامات پی در پی عراق در دشت بغد را در هم شکسته و بتوانند مانع ایجاد فرصت و بازسازی ارتش عراق شوند اما در طی دوره هشت ساله دفاع مقدس اعزام سالیانه نیروهای مردمی و بسیج بین صد تا یکصد و پنجاه گردان بود و در سال سرنوشت در 1365 برای تعیین تکلیف جنگ و با اعلام حکم واجب کفایی بودن شرکت در جنگ و تبلیغات وسیع ما شاهد حضور سیصد گردان رزمی (اوج اعزام نیرو در دفاع مقدس طی اعزام سپاهیان محمد ص ) در جبهه های جنگ بودیم و عملاً اماکن انجام اصل تعاقب و استمرار پیشروی از نیروهای خودی به دلیل کمبود نیرو سلب می شد.
  • بر اساس سیاست ها و تصمیمات اتخاذ شده بعد از فتح خرمشهر  بر اساس اسناد منتشره و صحبت های رهبران نظامی و سیاسی قرار بود به پشت یک عارضه قابل پدافند و مشخصا شط العرب رفته و با فشار سیاسی در میز مذاکره صدام را وادار به پذیرش 1975 نماییم و شرایط امام نیز حضور و عملیات نظامی در مناطق کم جمعیت برای آزار نرسیدن به مردم عراق و همچنین مقابله با تبلیغات و سیاست های جهانی و منطقه ای بود تا بتوانیم صدام و حزب بعث را وادار به پذیرش خواسته هایمان نماییم این خواسته ها عبارت بود از :
  • عقب نشینی متجاوز از مناطق اشغالی ایران
  • شناسایی و محکومین متجاوز
  • پرداخت غرامت

و این گونه بود که اغلب فشارها و عملیات های گسترده ایران برای رسیدن به رودخانه شط العرب (اروندرود) در شرق بصره صورت گرفت تا با فشار بر روی رژی بعثی عراق بتوانیم به خواسته های خویش برسیم و بغداد از جمله اهداف ایران نبود ضمن این که تغییر جهت عملیات های ایران به شمال غرب در محورهای ماووت و حلبچه ناشی از غیر قابل نفوذ شدن جبهه های جنوب ، کمبود نیرو و تجهیزات و .... بود تا با انحراف نگاه ارتش عراق از محورهای جنوب و کشاندن به غرب بتوانیم روزنه مجددی در جنوب ایجاد نماییم.

 

شهر بغداد و موقعیت جغرافیایی آن در عراق

#دلایل_عدم_حمله_بغداد
#چرا_به_بغداد_حمله_نشد

http://telegram.me/safeer59

http://www.safeer.blogfa.com/

 

فتح خرمشهر و توقف پیروزی در جنگ (بن بست جنگ)

به مناسبت سالروز #فتح #خرمشهر:
اوج خودباوری در ایرانیان
نجف زراعت پیشه

چرا بعد فتح خرمشهر در جبهه ها تا سه سال وجود نداشت؟
چرا عراق موفق شد عملیات های رزمندگان را علی رغم شجاعت و ایثار با ناکامی روبرو سازد؟
راز بن بست جنگ حد فاصل فتح خرمشهر تا فتح فاو در سال 1364چه بود؟

#بن #بست سه ساله در #جنگ عراق علیه ایران:

بعد از عملیات های چهارگانه موفق ایران در ثامن الائمه ع (شکستن حصر آبادان) ، طریق القدس (آزادی بستان و رسیدن به مرزهای بین المللی در چزابه) ، فتح المبین در غرب دزفول و آزادی بخش بزرگی از میهن اسلامی تا مرز بین المللی و عملیات بیت المقدس (آزادی هویزه و خرمشهر ) که باعث ایجاد غرور ملی و خودباوری در کشور ایران شد متاسفانه بعد از آن جبهه های ما تا سه سال با عدم فتح و شکست در اهداف طراحی شده برای عملیات ها روبرو شد که به همین خاطر این دوره سه ساله بن بست جنگ نامیده شده است؛ شکست ها و عدم فتح در جبهه ایران بعد از #فتح #خرمشهر به دلایل زیر بوده است :

1.جبهه ایران :

*غرور پیروزی
*کم پنداشتن قدرت دشمن
***از دست دادن زمان بواسطه تصمیم گیری ادامه جنگ در سطح سران و حمله اسرائیل به لبنان
*عدم اصلاح ضعف ها
*بروز تفرقه و شکاف در وحدت ارتش و سپاه
*نداشتن برنامه جنگی متناسب به صحنه نبرد
***دیدگاه خوش بینانه به مردم عراق برای شورش در بصره و مناطق شیعه نشین
*شعاری برخورد کردن با جنگ
*نبود ستاد جنگ برای پیگیری فرامین
*تحریم تسلیحاتی و لجستیکی

***تاکتیک و روش های عملیاتی ثابت و بدون تغییر

 

2.جبهه عراق:

*برطرف نمودن ضعف های محورهای عملیاتی با عقب نشینی تاکتیکی و استقرار در نقاط سرکوب و مهم از لحاظ نظامی
*مسدود نمودن راههای نفوذ و رخنه ایران و تلاش جهت تک جبهه ای از روبرو با امکان موفقیت کم و تلفات بالا
*ایجاد موانع و استحکامات فراوان روبروی نیروهای ایران از میادین مین،کانال،سنگرهای نونی و مثلثی شکل و....
*خریدهای تسلیحاتی فراوان و پیشرفته به خصوص از روسیه و فرانسه
*کمک های اطلاعاتی آمریکا
*احضارهای زیاد و اجباری در عراق
*حضور نیروهای مزدور از حدود 18 کشور در صفوف ارتش عراق
*حضور مستشاران روس،فرانسه ،یوگسلاوی ،مصر و ....برای کمک و نظارت بر استحکامات و اقدامات ارتش عراق

***انتخاب راهبرد ، تاکتیک و روش های رزمی متناسب با شرایط جبهه ها
*سپردن مناسب فرماندهی بر اساس شایسته سالاری بر خلاف قبل که قومی و حزبی بود
***و این که جنگ در عراق اولویت اول بود و در ایران .....

 

#سفیر
#safee59
#خرمشهر
http://telegram.me/safeer59
Www.safeer.blogfa.com

 

جنگ را درست بنویسید نه درشت

از همان روزها بچه های جنگ دل مشغولی تحریف در وقایع جنگ را داشتند یک عده با اغراق در موارد متعدد جنگ آن را غیر باور و با اندکی اغماض آسمانی کرده و امکان وقوع این حماسه را در نسل جوان از بین بردند و شهدا و ایثار رزمندگان ما شده نقل کرامت و اتفاقاتی که خود رزمندگان نیز انگشت به دهان و متعجب اسیتاده اند.

اما گروه دوم با زیر سوال بردن این حماسه به کل منکر آن شدند و پیروزی های شگرف اتفاق افتاده در طی دفاع مقدس را با طعنه و کنایه و دلایل غیر منطقی به مسلخ برده اند.راه حل این مشکل همان وصیت علمدار شهدا فرمانده رشید لشکر 14 امام حسین ع می باشد که می گوید :

 

بخشی از وصیت نامه شهید حسین خرازی برای جلوگیری از تحریف دفاع مقدس

- مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسد، درست نمی‌نویسد. 
- مسأله من تنها جنگ است و در همانجا هم مسأله من حل می‌شود. 
-همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم که شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. 
-من علاقمندم که با بی‌آلایشی تمام، همیشه در میان بسیجی‌ها باشم و به درد دل آنها برسم. 

 

 جنگ را همانگونه که اتفاق افتاده بیان نمایید و نیازی به اضافه و کم کردن آن نیست و مواظب باشیم که در این غوغای بحران فکری در جامعه داشته ها و نتایج وقایع مهمی مثل دفاع مقدس را که حاصل ایثار خون دهها هزار شهید و صدها هزار جانباز و آزاده می باشد چوب حراج نزنیم و اینجاست که باید بگوییم :

خدایا ما را شرمنده خون شهیدان نگردان.

سردار خیبر از نگاهی دیگر :

گریه های ابراهیم همت :

 

چرا حاج ابراهیم همت در روزهای آخر نگران و ناراحت بود؟

چرا در هنگامه عملیات خیبر به همت وصله های ناکارآمدی چسباندند؟

چرا سردار خیبر گمنام و در غربت به یاران شهیدش پیوست؟

ابراهیم همت برای شکستن پل طلاییه و الحاق با محور مجنون جنوبی چه پیشنهادی داده بود؟

 

عملیات خیبر به شدت در جریان بود ، طلاییه به عنوان مهمترین نقطه ثقل عملیات به بن بست کشیده شده بود،
نزدیک غروب از سرکشی  به گردان زهیر برگشتم ، کنار سنگر فرماندهی تیپ 10 سیدالشهدا که رسیدم با صدای موتور حاج کاظم رستگار فرمانده تیپ بیرون آمد و در حالی که داشت پوتینش را می پوشید گفت : سید! موتور را خاموش نکن ، کار داریم.

منتظر بودم حاج کاظم ترکم بنشیند که ناگهان دیدم حاج همت هم از سنگر بیرون آمد. با سلام و احوال پرسی جلوتر رفتم تا جا برای دو نفر روی ترک موتور باز شود.حاج کاظم مقصد را خط لشکر عاشورا به فرماندهی مهدی باکری اعلام کرد ، هر دو سفت مرا چسبیدند و حرکت کردم؛ باید بیشتر دقت می کردم همراهان عزیزی روی ترک موتورم داشتم و با توجه به گرگ و میشی هوا  مسیر هم پر از چاله خمپاره بود و هر آن امکان داشت کنترل موتور از دستم خارج شود ، پشه های مسیر هم غوغا می کرد و به همین خاطر چفیه را به صورت خود کشیده بودم.

به محض حرکت موتور حرف های حاج همت و حاج کاظم هم شروع شد حرف هایی که نمی شد در سنگر بچه ها زد ، بیشتر حاج همت صحبت می کرد، بعضی جاها صحبت گریه با صحبتش آمیخته می شد؛ حاج کاظم هم مدام می گفت : همینه دیگه. به خدا توکل کن ، اونا کی می فهمیدن ماچی می کشیم که حالا بفهمن؟ مهم خداست که شاهد و ناظر کارای ماست ما به همین دل خوشیم.

همت روی یک موضوع خیلی تاکید می کرد آن هم این بالایی ها که تصور می کنند کوتاهی می کنم و توقع دارند بعد از پنج شش بار زدن به پل طلاییه و شکست وردن کماکان ادامه دهیم ، در حالی که شدنی نیست . حاج همت می گفت : من باید بچه ها را از روی پیکر شهدای شب قبل حرکت دهم ؛ عملاً فضایی واسه تحرکات و مانور باقی نمونده و از اون طرف دشمن هم دست ما رو خونده و خیلی خوب از آتش تیربار تانک و چهارلول واسه دفاع استفاده می کنه. از این طرف هم پایینی ها فکر می کنن من مطالب را به بالا منتقل نمی کنم و گردان به گردان رو واسه یک هدف دست نیافتنی هزینه می کنم. هم احترامم پیش نیروهام از بین رفته ، هم اعتبارم پیش بالایی ها کم رنگ شده ، باکی نیست اما دیگه خسته شدم ، توی بد مخمصه ای گیر افتادم ، خدا خودش نجاتم بده.

 

و حاج کاظم بود که همت را دلداری می داد .....آن ها را رساندم و کنار خط لشکر 31عاشورا همت و حاج کاظم روبوسی کرده و همت به سمت سنگر فرماندهی لشکر عاشورا رفت. (ابوترابی ، سید محمد ،مردان رستگار صص 92-4)

و چنین بود که تقاضای سردار خیبر دیر هنگام عملی شد برای نیروهای بیشتر و کیفی ، یعنی زمانی که پس از چندین شب زدن به خط دشمن در طلاییه و مجنون جنوبی ، نیروهای دشمن هوشیار شده و به دقت و سختی نیروهای رزمنده را هدف خود قرار داده و مانع پیشروی آنها شده بودند و سرانجام .....سردار خیبر و محبوب بسیجی ها در حالی که با موتور به سمت نیروهای خود عزیمت می کرد با انفجار گلوله توپ به یاران شهیدش پیوست و از دغدغه های پیرامونی رهایی یافت.




تهاجم مجدد عراق: مقاومت برای بقا و ماندن روی پیمان

31/4/1367 چهار روز بعد از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران عراق که در ابتدای صدور آن را پذیرفته بود این تغییر رای ایران را حمل بر ضعف دانسته و در یک تلاش بزرگ هجوم سنگینی به جبهه های جنوبی ، میانی و شمال غرب آغاز کردند.

عراق در جبهه جنوب در ناباوری همه با تهاجم گسترده ای  جهت تصرف خرمشهر و اشغال جاده اهواز-خرمشهر ورسیدن به دروازه اهواز(کوشک) آغاز نمود و توانست تا سه راهی حسینیه پیشروی نماید که با پیام روح بخش امام که توسط سید احمد خمینی در  بیسیم ها که (از دید امام در این زمان خرمشهر نقطه حیات و ممات سپاه دانسته شد) جلو دشمن گرفته به دلیل حضور زیاد مردم  و کمبودها سپاه توانایی تجهیز را نداشت(تداعی روزهای طلایی جنگ و اعزام نیروی حدود 70000نفر هفتاد هزار) بعد از 24 ساعت ارتش عراق در اطلاعیه ای اعلام عقب نشینی به مرزهای بین المللی جنوب کرد.

 

در غرب کشور قصرشیرین،سرپل ذهاب،گیلانغرب،نفت شهر،سومار،و مناطق میمک ،صالح آباد،گلان،امیرآباد و شهر مهران را اشغال کردند. نقاطی که حتی در ابتدای جنگ دشمن نتوانسته بود به تصرف خویش درآورد و نیروهای ما به دلیل از هم پاشیدگی و نبود روحیه و اراده جنگیدن تا پل کرخه عقب نشستند و این روزها اندیمشک فضای آکنده از حضور نظامیانی بود که در شهر سرگردان بودند.

در کرمانشاه نیز در محور قصر شیرین و سرپل ذهاب تا پل مایت پیشروی کرد و در منطقه  شمالغرب عملیات ارتش عراق بدون کسب موفقیت در ارتفاعات منطقه متوقف شد(پیشروی سی کیلومتری) و همه این اتفاقات ظرف کمتر از بیست و چهار ساعت اتفاق افتاد و با حضور مسئولین و ائمه جمعه در جبهه ها مردم را نیز تشویق به حضور در جبهه ها نمودند تا با شکل گیری مقاومت سنگر به سنگر جلوی پیشروی افسار گسیخته ارتش عراق را بگیرد.

 

لازم به ذکر است که ساختار ارتش عراق از لحاظ کمی و کیفی افزایش یافته و با تعطیلی سازمان ها،دانشگاهها و مدارس در عراق این کشور از میانه سال 65 به حالت نظامی در آمده بود و با تشکیل بالغ بر 58 لشکر رزمی آماده تحمیل اراده خود به ایران بودند این در حالی بود که ایران از این زمان با کمبود نیرو روبرو بوده و ضمن کاهش نیرو در اعزام به جبهه به دلیل فرسایشی و طولانی شدن جنگ رمق نیروها نیز در خطوط پدافندی گرفته شده بود و در این لحظات است که منافقین نیز در تحلیل درون گروهی به فرارسیدن لحظه موعود می رسند که .........

 

#تهاجم_مجدد_ارتش_عراق

#تیر_1367_تهاجم_عراق_جنوب_میانی_شمالغرب

#پیام_امام_خرمشهر_حیات_ممات_سپاه
#فرسایشی_شدن_جنگ_کمبودها
http://telegram.me/safeer59

 

تهاجم مجدد عراق: مقاومت برای بقا و ماندن روی پیمان

31/4/1367 چهار روز بعد از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران عراق که در ابتدای صدور آن را پذیرفته بود این تغییر رای ایران را حمل بر ضعف دانسته و در یک تلاش بزرگ هجوم سنگینی به جبهه های جنوبی ، میانی و شمال غرب آغاز کردند.

عراق در جبهه جنوب در ناباوری همه با تهاجم گسترده ای  جهت تصرف خرمشهر و اشغال جاده اهواز-خرمشهر ورسیدن به دروازه اهواز(کوشک) آغاز نمود و توانست تا سه راهی حسینیه پیشروی نماید که با پیام روح بخش امام که توسط سید احمد خمینی در  بیسیم ها که (از دید امام در این زمان خرمشهر نقطه حیات و ممات سپاه دانسته شد) جلو دشمن گرفته به دلیل حضور زیاد مردم  و کمبودها سپاه توانایی تجهیز را نداشت(تداعی روزهای طلایی جنگ و اعزام نیروی حدود 70000نفر هفتاد هزار) بعد از 24 ساعت ارتش عراق در اطلاعیه ای اعلام عقب نشینی به مرزهای بین المللی جنوب کرد.

 

در غرب کشور قصرشیرین،سرپل ذهاب،گیلانغرب،نفت شهر،سومار،و مناطق میمک ،صالح آباد،گلان،امیرآباد و شهر مهران را اشغال کردند. نقاطی که حتی در ابتدای جنگ دشمن نتوانسته بود به تصرف خویش درآورد و نیروهای ما به دلیل از هم پاشیدگی و نبود روحیه و اراده جنگیدن تا پل کرخه عقب نشستند و این روزها اندیمشک فضای آکنده از حضور نظامیانی بود که در شهر سرگردان بودند.

در کرمانشاه نیز در محور قصر شیرین و سرپل ذهاب تا پل مایت پیشروی کرد و در منطقه  شمالغرب عملیات ارتش عراق بدون کسب موفقیت در ارتفاعات منطقه متوقف شد(پیشروی سی کیلومتری) و همه این اتفاقات ظرف کمتر از بیست و چهار ساعت اتفاق افتاد و با حضور مسئولین و ائمه جمعه در جبهه ها مردم را نیز تشویق به حضور در جبهه ها نمودند تا با شکل گیری مقاومت سنگر به سنگر جلوی پیشروی افسار گسیخته ارتش عراق را بگیرد.

 

لازم به ذکر است که ساختار ارتش عراق از لحاظ کمی و کیفی افزایش یافته و با تعطیلی سازمان ها،دانشگاهها و مدارس در عراق این کشور از میانه سال 65 به حالت نظامی در آمده بود و با تشکیل بالغ بر 58 لشکر رزمی آماده تحمیل اراده خود به ایران بودند این در حالی بود که ایران از این زمان با کمبود نیرو روبرو بوده و ضمن کاهش نیرو در اعزام به جبهه به دلیل فرسایشی و طولانی شدن جنگ رمق نیروها نیز در خطوط پدافندی گرفته شده بود و در این لحظات است که منافقین نیز در تحلیل درون گروهی به فرارسیدن لحظه موعود می رسند که .........

 

#تهاجم_مجدد_ارتش_عراق

#تیر_1367_تهاجم_عراق_جنوب_میانی_شمالغرب

#پیام_امام_خرمشهر_حیات_ممات_سپاه
#فرسایشی_شدن_جنگ_کمبودها


http://telegram.me/safeer59