محدوده روشن : 55
راوی: نجف زراعت پیشه
پایانی پرماجرا :
بر همین اساس و در اولین گام به سوله واحد طرح و عملیات امدم ،جایی که قبلاً شلوغ بود و به دلیل مجاورت با واحد اطلاعات صدای شلوغی بچه های آن فضای منطقه را پر می کرد اما هم اکنون نه این واحد بلکه سایت خیبر سوت و کور و واقعا دلگیر شده بود؛ بدلیل اینکه اسلحه و تجهیزات و امکانات ما در اتاق عقب قرار داشه و قفل بود و کلید ان نیز دردست نداشتم باید فکری می کردم چرا که زمان در حال گذر بود و با سر وسامان گرفتن اوضاع در تیپ جدید احتمال خروج از آن به صورت قانونی کمرنگ می شد.
یک دریچه مربع شکل به ابعاد سی در سی سانتی متر در ارتفاع 250سانتی از زمین برای تهویه وجود داشت که باید از دیوار بالا رفته تا بتوانم وارد اتاق طرح شوم و تنها راه ممکن به شمار می رفت، هنوز نوجوان چست و چالاکی بودم و مثل الان از کار افتاده و اوراقی نبودم ؛ از دیوار بالا رفته و از دریچه با کله وارد اتاق به سمت پایین سرازیر شده و صحنه خنده آوری توام با ترس را ایجاد کرده بود چرا که اگر اشیاء نوک تیز در جای فرود آمده بود امکان ایجاد شرایط سختی را رقم می زد. پس از بیرن اوردن اسلحه و تجهیزات انفرادی شامل کلاشینکوف ،سینه بند،سرنیزه،کلاه آهنی و کوله پشتی که برای تسویه حساب لازم بود و در هنگام ورود به واحد طرح تحویل گرفته بودم به واحد تسلیحات تیپ رفته و با تحویل آنها اولین خان از خان های هفت گانه را طی و مدرک تسویه با تسلیحات را دریافت و پس از آن به دنبال سایر اقدامات لازم رفتم.
پس از ان از کارگزینی ورقه تسویه حساب را گرفته وبا نهادها و واحدهای مختلف تیپ تسویه حساب کرده ان هم زمانی که حشمت وسایر فرمانده هان تیپ 15 در پایگاه پشتیبان تیپ در کیانپارس حضور داشتند و ما اطلاعی از حضور آنها نداشتیم.
تسویه حساب ما بدون امضاء مسئول مستقیم صورت گرفت و راساً باتسویه حساب از واحد ها به صورت خودکار کار گزینی نامه پایان ماموریت ما را داده و نفس راحتی کشیده و بلافاصله از سایت مکانی که مملو از خاطرات تلخ و شیرین بود بیرون رفتیم، چه روزها و شب ها که با برادران رزمنده در این مکان مقدس بسر نبردیم لحظاتی که ممکن است از ذهن ما پاک شود اما از دید ماموران الهی برای شهادت دادن در مورد اعمال ما که جوانی تان را چگونه گذراندید مطمئناً پاک نخواهد شد و ما هم به این دلخوش داریم ان شاالله.

تیپ ضد زره 201 ائمه ع :
ماموریت به یگان ضدزره :
در گلف بطور تصادفی با برادر حسین کلاه کج مواجه وایشان درخواست پیوستن به تیپ ضدزره 201 ائمه ع را ارئه داد و من نیز یک ماموریت سه ماهه را از قرارگاه گرفته و به تیپ 201 ضد زره ائمه (ع) پیوستم و رسما از 9/6/1365 ( تا 2/12/65 )به ساختمان تیپ در جاده فرودگاه رفتم ، تمام امکانات تیپ در یک گاراژ و یا ترمینال مسقف متمرکز و موشکهای تاو نیز در یک اتاق بزرگ زیر کولر گازی برای در امان ماندن از رطوبت و گرما گذاشته بودند .؛در این مقطع از جنگ فرماندهان و طراحان جنگ به این نتیجه رسیده بودند که برای غلبه بر نقطه قوت دشمن که یگان زرهی بود باید برای مقابله با آن به موشک های ضد زره مجهز شوند و از سال 65 سرمایه گذاری برای تشکیل واحدهای ضد زره مستقل و مجهز در بین یگان های سپاه تاکید شد و همچنان که بعدها می بینیم قضیه مک فارلین یکی از مسائل مطرح درون آن دسترسی به موشک های هدایت شونده تاو ضد تانک بوده است.
روزها در این مرکز به سر بردم در حالیکه شاهد ملاقات های گوناگون برادر حسین برای جذب کادرهای جدید در تیپ و همچنین با سران بالا جهت گرفتن امکانات شامل جا ، تجهیزات و نیرو برای استقرار و همچنین اموزش نیروها بود و تیپ با این وضعیت ساختار خود را گسترش و سازماندهی نمود و اولین گام برای آن آموزش های ویژه تخصصی ضد زره بود که با آموزش های قبلی در گردان های رزمی به کلی متفاوت بود ؛ چون در این زمان حضور ما نیاز نبود برای مثمر ثمر بودن و کارایی هر چه بیشتر باید اموزش های تخصصی را طی می کردیم لذا به دستور برادر حسین به شهرستان رفتم تا به محض آغاز دوره اموزشی حضور پیداکنم .مدتی بعد به همراه چهار تن از اعضای تیپ به دوره تخصصی موشک تاو به پادگان شهید تجلایی پشت پرکان دیلم اعزام شدیم.
#محدوده_روشن_55
#تسویه_حساب_پرماجرا
#تیپ_ضدزره_201_ائمه
#حسین_کلاه_کج
http://telegram.me/safeer59

از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......