راوی: نجف زراعت پیشه
نوشابه کوثر :
ظهر فرمانده گردان مواساتی و حاج عبدالرضا مهربان مهمان ما بودند و همراه غذای ظهر نوشابه های کوثر که به صورت قوطی در خط اورده که پس از مدت ها لذتی خاص به ان داده بود،آن موقع نوشابه کم و گیر آوردنش یک غنیمت محسوب می شد و در این گیر و دار بازار پارتی بازی هم برای سهمیه بیشتر داغ بود.
نوبتی :
25/1/66 در طی این مدت معمولا از ابتدا تا نیمه شب من پای بیسیم و کنترل خط بودم و بعد از ان مشهدی حاتم بیدار و پای بیسیم ها می نشست و علاوه بر ان به نماز شب و عبادت نیز می پرداخت .
نعش کش :
در انتهای شب یکی از برادران در گوشه انتهای خط زخمی شده بود که برادر خودسوز چون من خواب بودم بی سر و صدا رفته و او را روی دوش خویش انداخته و به عقب می آورد و به دلیل خون آلود شدن لباسش من شلوار کردی خود را به وی داده و خودم شلوار کره ای را پوشیدم؛ در این ایام من و محمد رضا به نعش کش خط معروف شده بودیم چرا که هر جا یکی از نیروها زخمی و یا شهید می شد به خاطر سختی های جغرافیایی و نظامی منطقه کمتر کسی تمایل داشت و یا برخی اوقات نیز از رانت فرماندهی استفاده کرده و خودمان برای آوردن مجروح پیشقدم می شدیم.
وعده های تحقق نیافتنی :
ساعت 30/10بود که فرماندهی لشکر برادران رئوفی و حشمت به بازدید خط امدند و تنها تا خط مجاور فرماندهی گردان یعنی خط مقابل اروند صغیر آمده و سپس برگشتند و ظاهرا خبرهایی رسیده که سه روز اینده نیروهای جدید امده و تعویض نیرو می شود چرا که نیروها به دلیل شرایط سخت حاکم بر انجا بسیار خسته و فرسوده شده اند .

26/1/66 دیشب مجید محسنی ،محسن اکبری، محسن زحمتکش، خودسوز به طرف انتهای خط ودر گوشه که نقطه حساس منطقه پدافندی بود حرکت کردند ومن به مدت دو ساعت خوابیدم و پس از آن من نیز به دنبال بچه ها رفتم گزارش داده بودند که انفجار خمپاره دشمن سنگر آخری را تخریب کرده و بچه ها با همیاری هم دیگر آنها را درست کرده بودند ولی سنگر دیگر متعلق به دسته صف انهدام کامل شده بود .امروز صبح هم وسایل خود را جمع و جور نمودیم و آماده هستیم تا مسئولین گردان بعدی از خط دیدن کنند و نیروهای خود را آماده ورود به خط نمایند ؛ نیروهای جایگزین وظیفه هستند اما هنگام غروب آفتاب متوجه شدم که به دلیل حساسیت خط جایگزینی نیروهای وظیفه با ما منتفی شده و قرار است که گردان حضرت رسول ص که بچه های ایذه هستند جایگزین ما شوند و در همین روز نیز حشمت از خط ما بازدید نمود.
قحطی حمام :
ساعت نه و نیم صبح به همراه عبدالرضا و محسن زحمتکش برای استحمام به منطقه پنج ضلعی رفته بودم ولی حمام گیرمان نیامد تا اینکه در کنار جاده بالاخره جایی را برای شستن سر و بدن خویش پیدا نمودیم و در حقیقت حمامی چند دقیقه ای بود.
نیروهای چند ملیتی :
ساعت چهارده بود که به مقر برگشتیم و در مراجعه اول به سنگر فرماندهی گردان رفتیم و در آنجا با امیر نجفی ، برکت و مهران روبرو شدیم و بعد از مقداری نشستن با توجه به نبود غذا با خودسوز به طرف سنگر و مقر خودمان در خط برگشتیم و پس از صرف غذا ساعتی را در سنگر به استراحت پرداختیم، شب هم آقای اسلامی،مواساتی و کریمی پور مسئول تعاون بهبهان و مسئول تعاون لشکر و برکت پیش ما آمدند و با برادر محسن اکبری از خط بازدید نمودند و در همین زمان نیز چهار نوشابه با مارک کوثر را برادرانه با هم میل نمودیم و بعد از آن حاج یدالله با مسئول تعاون و برکت رفتند و اسلامی و بقیه بچه ها در خط مانده و خوابیدیم و پس از بازدید مجدد از کل خط یک تلیت ماست بیاد ماندنی درست کرده خورده و خوابیدیم.
محدوده_روشن_70
#گردان_فتح
#پدافندی_محور_نهر_جاسم
#لشکر_7_ولیعصر_عج
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
https://chat.whatsapp.com/FTviPLNfy2e0VWgtX1PFXA