عراق سرزمین ناآرام (سرزمین کودتاها)
- دوران قیمومیت بریتانیا (1932-1920)
- حکومت بی ثباتی و شورش های قومی و قبیله ای ناشی از رقابت ملی گرایان و اصلاح طلبان که با بروز کودتاهای پی در پی منجر به اشغال مجدد عراق از سوی بریتانیا گشت.(1945-1932)
- حکومت پادشاهی خاندان هاشمی(1958-1946)
- کودتای نظامیان و عصر عبدالکریم قاسم(1963-1958)
ژنرال عبدالکریم قاسم فرمانده کل نیروهای مسلح ارتش شاهنشاهی عراق یکی از مهمترین چهره های تاریخ معاصر عراق به شمار می رود چرا که در سال 1958 طی یک کودتای خونین نظام پادشاهی را در این کشور ساقط کرد. در تاریخ آمده است که او در این کودتا ملك فيصل و كليه افراد خاندان سلطنتي و نيز نخست وزير و اعضای کابینه را از دم تیغ گذراند.
نظامی که قاسم سرنگون کرد در واقع نظامی بود که پس از جنگ جهانی دوم و فروپاشی عثمانی تشکیل شده و ابتدا تحت قیومت انگلیس و پس از استقلال، تحت حمایت این کشور بود. قاسم گرچه با کودتا نظام پادشاهی را برچید و اعلام جمهوری کرد اما گرایشش به شوروی و چپ ها باعث شد عمر دولتش چندان به درازا نکشد. در هشتم فوریه سال 1963 همرزم و همراه معتمدش عبدالسلام عارف با کمک حزب بعث علیه او کودتا کرد و او را در دفتر کارش ترور کرد.
گفته می شود قاسم آنقدر چهره قدرتمندی به شمار می رفت که مردم تا وقتی تلویزیون دولتی تصویر جسد خونینش را نشان داد خبر مرگش را باور نکردند. عارف پس از کودتا به عنوان دومین رئیس جمهور این کشور انتخاب شد و با حزب بعث اصلی ترین متحد خود کابینه تشکیل داد؛ با این حال قدرت به او نیز وفا نکرد و سه سال بعد در جریان یک حادثه هوایی او نیز کشته شد و برادرش جانشین او شد. مورخان حادثه هوایی را توطئه برنامه ریزی شده حزب بعث برای از میان برداشتن عارف دانسته اند. در آن زمان صدام حسین چهره بانفوذ حزب بعث شبکه مخفی در این حزب تشکیل داده و برای کودتا علیه دولت برنامه ریزی می کرد.
- کودتای عارف و حاکمیت ملی گرایان(1968-1963)
- دوران حاکمیت حزب بعث(2003-1968)
عبدالکریم قاسم و عبدالسلاع عارف سال 1958 و کودتا علیه رژیم سلطنتی

عبدالکریم قاسم و عبدالسلام عارف در جلسه هیات دولت جدید

عبدالکریم قاسم و عبدالسلام عارفو مقامات دولتی جدید در قاب عکسها

صحنه ترور عبدالکریم قاسم در محل کار

به قدرت رسیدن عبدالسلام عارف و گفتگوی رسانه ای

به قدرت رسیدن حزب بعث در 1968


از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......