راوی: نجف زراعت پیشه
راهبرد نیروهای خودی برای فتح تپه های دو و سه به دو دسته تقسیم شده بود :
• شناسایی مجدد و کامل منطقه برای شناسایی راههای جایگزین جهت غافلگیری دشمن و فتح قله با موفقیت و تلفات کمتر
• گلچین کردن نیروها با در نظر گرفتن پارامترهای قدرت بدنی،سابقه و تجربه حضور در جبهه،روحیه معنوی، تک فرزندی ،برادر شهید و ...
در این روزها ما به نوعی بایکوت شده بودیم و ضمن عدم دعوت برای جلسات فرماندهی ، اطلاعات لازم را نیز در اختیار ما نمی گذاشتند و به نوعی از اطلاعات لازم و کافی برخوردار نبودیم و من اطلاعات را جسته و گریخته از سایر دوستان نظیر جعفر عاکف و تعمت الله دانایی دریافت می کردم. با توجه به سختی عملیات که تپه کوچکی بود و تمرکز تسلیحات روی آن و از سوی دیگر دفعات زیاد هجوم نیروهای ما سبب هوشیاری و حساسیت نیروها روی تپه شده بود و برای فتح آن نمی شد ریسک کرد ، عصر همان روز جعفر و برخی دوستان پیشنهاد دیگری را مطرح نمودند مبنی بر این که به دلیل حساسیت منطقه عملیاتی و مشکلات سختی مسیر و احتمال درگیری و رودررو و تن به تن نیاز به رزمندگان با بنیه قوی جسمی و روحی هستیم و بر همین اساس قرار شد که از بین نیروهای دو گروهان امام علی ع و امام حسین ع تعدادی نیروهای زبده گزینش و انتخاب شوند تا ضمن کاستن از تلفات، درصد موفقیت و پیروزی در عملیات را نیز بالا ببریم و بر همین اساس زبده ترین نیروها جهت خط شکنی انتخاب شدند ، لذا گروهان ها را از 70_80نفره به حدود 17_18 نفر کاهش داده و افراد عملیاتی و مقاوم و مصمم را انتخاب و آماده ورود به منطقه شدیم ؛مشخصاً در عصر آن روز من ابوالقاسم پری سوز بیسیم چی گروهان را از لیست نیروها به دلیل این که پدرش در جریان موشکی به شهادت رسیده بود خط زدم اما وی از تاریکی هوا استفاده و به ستون نیروهای خط شکن وارد شد.

با خواندن نماز مغرب و عشا و صرف شام چند ساعتی استراحت کرده و خوابیدیم و ساعت 23 بود که بیدار شده و پس از سازماندهی نیروها سوار بر لندکروز شده و به طرف خط مقدم به راه افتادیم.هر گروهان نیز دسته سوم خویش را به عنوان پشتیبانی در عقبه نگه داشته بود تا در صورت ضرورت و نیاز فراخوان نماید. در نزدیکی تپه با توجه به آتش شدید دشمن پیاده و در کنار خاکریز و تپه پناه گرفتیم ، ساعت 24 در پشت یک برجستگی در جناح چپ تپه شماره یک نشسته بودیم که مرتب نیز با شلیک مستقیم تانک کوبیده می شد .
ساعت سی دقیقه بامداد بود که به طرف تپه یک به راه افتادیم و آنجا هم پس از هماهنگی های لازم به طرف خط دشمن حرکت کردیم ، در این حالت به دلایل و شرایط ذکر شده و رفتار مبهم و نامعلوم مسئولین گردان از ریزه کاری ها بی خبر بودم. برادر علی رضا نمدساز نیروی اطلاعات و عملیات و مرتضی بهروز به عنوان تخریب چی جلوی ستون و بعد از آن من در پیشاپیش ستون نیروها حرکت می کردیم و مشهدی حاتم به همراه بیسیم چی و پیک در انتهای ستون قرار داشت.
نیروها از سه جناح به طرف تپه دو به حرکت در آمدند مسیر حداکثر 600 متر با دشمن فاصله داشت اما به دلیل حساسیت دشمن و آماده باش آنان و وجود موانع در بین راه از قبیل مین ها و کمین حرکت آهسته و سانتی متری بود ؛ گروهان امام علی ع به فرماندهی برادر نعمت الله دانایی از مسیر میانی و مستقیم شبیه دفعات گذشته ، تعدادی از بچه های گروهان امام علی ع و نیروهای اطلاعات و طرح و عملیات به فرماندهی عبدالصاحب غلامی از جناح چپ و گروهان ما از جناح راست به سمت دشمن به راه افتادیم؛مسیری که تا کنون امتحان نشده و برای اولین بار داشت از سوی نیروهای ما تجربه می شد.در این مسیر جدید در کنار ما میدان مین و پرتگاهی بود که در صورت سقوط کشنده بود اما اطلاعی نداشتیم من در ابتدای ستون که برادران مرتضی بهروز و علیرضا نمدساز هم پیش روی من بودند و برادر حاتم رزمه و بیسیم چی ها در عقب بودند.
#محدوده_روشن_77
#گردان_فتح
#ارتفاعات_قشن
#ماووت
#لشکر_7_ولیعصر_عج
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
https://chat.whatsapp.com/FTviPLNfy2e0VWgtX1PFXA