محدوده روشن : 84
راوی: نجف زراعت پیشه
حضور مجدد در گردان :
با حضور در گردان که با رفتن برادر جواد اسلامی مصادف بود معاونت گردان به مشهدی حاتم سپرده شده بود و من و مالک ایقان نیز یکی از گروهان ها را هدایت می کردیم.با استقرار در پلاژ اندیمشک شروع به سازماندهی نیروها نمودیم و همگام با آن دست به مانورهای فعالی می زدیم تا سطح آمادگی نیروها بالا رود، یکی از این مانورها در مورخه 18/12/1366 بود که در میدان تیر نیروی هوایی پایگاه وحدتی دزفول واقع بود و قرار بود که نیروها ضمن تمرین با جهت یابی در شب با استفاده از قطب نما به اهداف مورد نظر رفته که از میان کانالها و شیارهای متعددی می گذشت و هنگامی که دو دسته از چهار شیار وارد شدند و به پای کار رسیدند با علامت فشفشه عملیات علیه دشمن فرضی را آغاز نمایند که طرح مانور بسیار شبیه عملیات نصر 4 و تپه های قشن ماووت بود.کل نیروها بوسیله کالک توجیه و ساعت 20:30 نیروها را سوار ماشین ها کرده و روبروی دکل دوم میدان تیر پیاده نمودیم و کار نیروها با قطب نما به عنوان یک آموزش عملی آغاز شد و به سمت اهداف رفتند. از مختصات این مانور آتش بسیار شدیدی بود که طراحی شده بود تا نیروهای جدید نیز آبدیده شده و از آتش زیاد هراسی نداشته باشند خود من نیز ترجیح دادم تا همراه نیروها به سمت کمین ها بروم و همین امر سبب شد تا به ضعف و قوتهای عملیاتی نیروها بیشتر آشنا شوم و با پایان مانور و دسترسی نیروها به اهداف، مسئولین گردان از سطح مانور اظهار رضایت نمودند.

ترکش های مرگبار :
در 19/12/1366 نیز زمانی که برای وضو کنار پلاژ و رودخانه دز رفتم با پایان وضو صدای غرش هواپیماهای دشمن و ضدهوایی های خودی آمد که در همین حین ریگ های محوطه پادگان پلاژ فکر من را مشغول کرد که در صورتی که راکت و موشک های دشمن به پادگان اصابت کند علاوه بر ترکش و موج انفجارها خود ریگهای محوطه نیز ترکش شده و سبب بوجود آوردن تلفات مضاعف می شوند به همین خاطر بلافاصله به بالای منطقه پلاژ که زمین آن گلی بود رفتم که مطمئن تر بود. در همین حین نیز یکدفعه انفجارهای پی در پی من را واداشت که زیکزاک به طرف چادرها بدوم و چون ترکش های زیادی فراوانی می آمد و احتمال انفجار در نزدیکی خودم را می دادم در کانال کوچکی که نزدیک چادرها بود به حالت نیم خیز شدم و در همین حالت ترکش هایی پهلویم افتاد و گذشت که حدود 400 گرم بیشتر وزن داشتند و کافی بود که کمی سر یا تنه من بالای کانال بود که براحتی آن را به دو نیم می کرد. انفجارت فوق به صورت خطی و همه در آبهای پلاژ در کنار آن صورت گرفت چرا که همه پادگان های سپاه در امتداد رودخانه دز مشغول آموزش های آبی خاکی بودند.
حلبچه و سه راه دزلی :
شنبه 22/12/1366 ساعت 3:45 بامداد من و تعدادی از نیروها به عنوان پیشقراولان گردان به سمت کردستان حرکت نمودیم و ظاهراً مقصد ما شهر مریوان است و به جای منطقه عملیاتی والفجر 9 باید راه منطقه دزلی را در پیش بگیریم. اهداف این عملیات در وحله اول تصرف ارتفاعات مشرف به شهر خورمال و حلبچه است که سمت چپ سد دربندیخان است . مقر ما در 19 کیلومتری مریوان و دو کیلومتر بعد از بخش سروآباد در مکانی به نام سه راه حزب الله (دزلی ) بود و سرتاسر روز 23/12/1366 را مشغول کندن زمین و برپا کردن چادر بودیم و علی رغم خستگی نیروها کار آنان بسیار عالی بود و شب قبل چون بدون مقدمه رسیده و جایی برای خوابیدن نداشتیم و از طرفی نیروهای حاج محمود محمدپور نرسیده بودند شب را در چادرهای آنان تا صبح بسر بردیم . امشب قرار است ادامه عملیات ظفر7 باشد و این عملیات به سمت جاده گسترش پیدا می کند و از قراری که شنیده ام احتمالاً ماموریت ما بین شهرهای خورمال و حلبچه می باشد که کاملاً کفی و هموار است. در 24/12/1366 صبح زود به همراه برادران نعمت الله دانایی،علی باعثی،غلام فراتیان،ناصر مستقر،محمد کریم نژاد،جنامی و عبدالرضا مهربان جهت بازدید خط و آگاهی و اطلاع از چگونگی آن به طرف مریوان به راه افتادیم .

در ده کیلومتری مریوان سمت راست جاده مقر تاکتیکی لشکر قرار داشت در آنجا برگه عبور و تردد را گرفته و دوباره به سمت سه راهی حزب الله برگشتیم(سه راهی دزلی) و هنگام رسیدن به دژبانی با مشکل اشتباه شدن تاریخ ورقه عبور مواجه شدیم که پس از کلی بحث و صحبت چون خود مسئول دژبانی نیز می خواست خط بیاید با گرو گذاشتن حکم ماموریت و کارت شناسایی برادر نعمت الله دانایی به راه خود ادامه دادیم و در طول راه از دره ای گذشتیم که اسم آن دره شیطان و اسم جدید آن هزار و یک شهید بود که بنا به گفته مسئول دژبانی که اهل باختران بود می گفت که نام گذاری این دره در زمان حضرت رسول ص و صدر اسلام است.
#محدوده_روشن_84
#گردان_فتح
#والفجر_10
#لشکر_7_ولیعصر_عج
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
https://chat.whatsapp.com/FTviPLNfy2e0VWgtX1PFXA
از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......