شبی عاشورایی

بهروز سرحدی

عملیات های مشترک ارتش و سپاه در سه منطقه آبادان ، بستان و چذابه و غرب دزفول با موفقیت منجر به آزاد سازی مناطق اشغال شده توسط دشمن بعثی شده و اینک همه نگاهها به سمت خرمشهر دوخته شده بود ، همه در تلاش برای رهایی پاره تن ایران خرمشهر از دست متجاوزان بودند ، خرمشهر در طول تاریخ چهار بار توسط اجنبی و دشمن اشغال شده و در سه مورد قبل ما هیچ نقشی در بیرون راندن آنها نداشتیم و اینک جوانان ایران زمین عزم نموده اند تا علی رغم پشتیبانی های بی حد و حصر کشورهای مختلف به عراق و رفتار تعجب برانگیز نهادها و سازمان های بین المللی و منطقه ای با ایمان و سلاح خویش متجاوزان را از میهن اسلامیمان بیرون برانند.

عصر عملیات در حالی که هوا رو به تاریکی می رفت نیروهای گردان صف جمعی تیپ یعثت همه در میدان با نظم و ترتیب منتظر آخرین سخنان فرماندهی بودند ، گروهان های والعادیات ، القارعه و فلق به ترتیب صف کشیده و در حالی که جمعی از نیروها را سربازان اعزامی از پایگاه پدافند هوایی تشکیل داده بود اما همه چون صفی واحده در انتظار لحظات سرنوشت ساز حرکت به سمت منطقه عملیاتی بودند .

در همین لحظات بود که فرمانده گردان احمد وتری با موتور تریل قرمز رنگی از راه رسید و جلوی نیروهای گردان ایستاده و با چابکب هر چه تمام تر بر روی موتور ایستاده و سخنان خود را آغاز کرد ، سکوت محوطه گردان را در بر گرفته و همه تک تک کلمات فرمانده را گوش می دادند ، کسی نمی خواست ذره ای از این قافله عقب بماند چرا که حساس ترین مقطع تاریخی ایران در طی جنگ در حال ورق خوردن بود.

احمد که دوره خلبانی سپاه را به عشق همراهی با نیروهای رزمنده رها کرده بود اینک با بیان کلماتی همه حس و حال خویش را به رزمندگان خط شکن گردان صف انتقال می داد . " .... برادران غروب است و داریم به تاریکی شب نزدیک می شویم و گردان باید به سمت ماموریت سرنوشت ساز خویش حرکت نماید ، هرکس عذر شرعی دارد یا دلش با ما نیست می تواند همین لحظه از جمع گردان جدا شده و کسی هم مانع وی نیست ، کسی مجبور نیست با ما به این عملیات بیاید ؛ شب است و تاریک می تواند برود ....... این ماموریت که ما می رویم امکان برگشت کم است ، راه پیمایی زیاد دارد ؛ ما مانند امام حسین وارد این کارزار می شویم ومانند امام حسین ع از خدا آرزوی شهادت می کنیم و ....... "

همینگونه که احمد وتری فرمانده گردان صف بر سختی سخنان خویش در زمینه عملیات می افزود همهمه در میان نیروهای گردان هویدا شد و تمام نیروهای گردان شروع به اشک ریختن و گریه کردن افتاده بود ، صحنه ای که شاید تنها نظیر آن در صحرای کربلا پیدا می شود زمانی که امام حسین با خاموش نمودن چراغ خیمه یاران خویش را برای رفتن و نماندن مخیر نمود اما همه ماندند و فدایی فرزند زهرا س شدند. غوغایی شده بود ، گریه آمان دوستان رابریده بود ای کاش در اون روزها امکاناتی بود تا از طریق قاب دوربین این لحظات و چهره ها ثبت و ضبط می شد. دوستان که ساعاتی بعد در خون خویش برای اعتلای ایمان و ایران می غلتیدند به پهنای صورت اشک ریخته و از هم حلالیت می طلبدند .

بعد از پایان صحبت های فرمانده گردان نیروها با فرا رسیدن اذان مغرب وضو ساخته و نماز مغرب و عشا را را خواندیم ، شام مختصری بچه ها خورده و گردان صف جزء اولین گردان هایی بود که از پل شناور روی رودخانه کارون عبور کرده و در سیاهی شب مسیر طولانی را در غرب کارون برای رسیدن به دشمن طی نمودیم در حقیقت مانند تیری که از کمان رها شده بودیم به سمت هدف روانه شدیم .

همه در حالی که برای ثبت نقطه ای تاریخی در نزد آیندگان و مهمتر از آن در پیشگاه الهی سر از پا نمی شناختند بسیاری از این نیروها نوجوانانی بودند که از پشت میزهای کلاس درس به عشق ایران و حفظ تمامیت ارضی آن و همچنین اطاعت فرمان امام دل در گرو جنگ با خصم نهاده بودند و برخی در حالی که تنها مدت کمی از ازدواج آنان گذشته بود همه را ترک نموده تا آیندگان آنها را به بی وفایی و عدم انجام وظیفه متهم نکنند

بعد از یک پیاده روی طولانی در ساعت ۳.۵ شب به اولین موانع دشمن رسیده و آسمان تاریک منطقه غرب کارون یکسره گلوله های رنگین و انفجارات و در کنار آن غریو الله اکبر رزمندگانی که بر خصم و متجاوز سرازیز شده و توانستند ایران و ایرانی را در منطقه سرافراز نموده و تاثیری بگذارند تا هیچ کشور و قدرتی اجازه تجاوز و دست درازی به میهن اسلامیمان را ندهد .......

گردان صف تا مرحله سوم عملیات بیت المقدس ماموریت های مهمی انجام داد و زمانی که خاکریزهای دشمن در شمال منطقه خرمشهر رسیده بودند بر اثر شدت آتش دشمن احمد وتری و بیسیم چی های وی به همراه تعداد زیادی از رزمندگان گردان به شهادت رسیده و تعداد زیادی نیز زخمی شده بودند و در حالی که نیروهای رزمنده گردان به لحاظ کمیت به یک دسته رسیده بودند برای استراحت و بازساری به عقب منتقل شدند.

#بیت_المقدس

#گردان_صف

#تیپ_بعثت
#فرهنگ_عاشورایی

https://t.me/safeer59

http://safeer.blogfa.com/

ریشه نبردهای پارتیزانی

نبرد سورنا سردار اشکانی و کراسوس سردار رومی

جنگ حران یا جنگ کارهه در منطقه‌ای در شمال بین‌النهرین بین اورفه و راس‌العین بین سپاه شاهنشاهی اشکانی و جمهوری روم رخ داده و اهمیت فراوان دارد زیرا رومی ها تا آن زمان در همه جا فاتح و پیروز بودند و این شکست بزرگ بر هیبت آنها سایه افکند و نام حکومت پارت را در جهان بزرگ کرد. در آن دوران حکومت روم در دست سه «تریوم‌ویر» یا زماندار و فرمانده بود، یکی ژولیوس سزار، دومی پومپه و سومی کراسوس.
سزار با شکست اقوام گل و پومپئوس نیز با پیروزی‌های پیشین خود در بالکان توانسته بودند وجهه خود را ارتقا دهند، در نتیجه کراسوس که در آن زمان فرمانروای سوریه بود، کوشید تا بخت خود را با یورش بردن به پارتیان بیازماید. او با وجود مخالفت رُم و با در اختیار داشتن یک سپاه هفت لژیونی و نیرومند و بدون اعلام جنگ در سال ۵۴ پیش از میلاد از رود فرات گذشت. سپس پلی را که بر فرات بود، ویران کرد، زیرا داستان‌هایی در مورد جنگ و گریز سواران پارتی و رشادت‌های آنان در سپاه روم پیچیده بود و آن‌ها را در وحشت از پارت‌ها فرو برده بود و کراسوس از فرار سربازانش بیم داشت.


کراسوس در آغاز موفقیت‌هایی به دست آورد و ارتش به او لقب امپراتور داد. البته موفقیت‌های او بیش از تاراج روستاها و آبادی‌های بی‌پناه میانرودان چیز دیگری نبود. اُرد دوم پادشاه اشکانی فرستاده‌ای نزد کراسوس فرستاد تا دربارهٔ این دشمنی از او توضیح بخواهد و وی مغرورانه پاسخ داد که جواب پارتیان را در سلوکیه خواهد داد. آنگاه پیرترین فرستاده اُرد دوم به نام واگیز پاسخ گفت:

« اگر در دست من موئی دیدی، دیدار شهر سلوکیه نیز نصیبت خواهد شد. »
بدین ترتیب جنگ بین این دو ابرقدرت قطعی شد.

این جنگ به رهبری سورنا، سردار دلیر اشکانی علیه روم به رهبری کراسوس صورت گرفت. در ۶ مه سال ۵۳ پیش از میلاد میان سپاه کراسوس سردار رومی، با سپاه سورنا سردار اشکانی نبردی شکل گرفت و در ۹ ژوئن پس از یک نبرد خونین، سپاه روم کاملاً شکست خورد و کراسوس نیز بعد از اینکه مذاکرات به خشونت کشیده شد، کشته شد.

طبق نوشته پلوتارک، در پایان نبرد ۲۰ هزار رومی کشته و ۱۰ هزار تن اسیر شدند! در حالی که تعداد زخمی‌ها و کشته‌های اشکانی بسیار کمتر بود. سردار سورنا در این جنگ برای اولین بار از تاکتیک حمله و گریز استفاده کرد که اکنون این شیوه جنگ را با نام پارتیزانی میشناسیم.
از آن زمان تا هفت صد سال بین دو طرف حالت جنگ و گاهی صلح برقرار بود. تاریخ‌نگاران به سبب کثرت سال‌های جنگ بین ایران و روم، این جنگ‌ها را جنگ‌های هفت صد ساله ایران و روم نامیده‌اند.
#پارتیزانی
#سورنا_سردار_اشکانی
#کراسوس_سردار_رومی
#جنگهای_هفتصد_ساله_ایران_روم
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

شهیدی که اسلحه نداشت

بهروز سرحدی
مرحله اول عملیات بیت المقدس بود ، دل ها در سینه به شدت برای آزادی خرمشهر تنگ شده بود ، نهم اردیبهشت 1361 گردان صف در حال آمادگی برای رفتن به ماموریتی بود که تمام نگاه ایرانیان به آن دوخته بود و منتظر پیام نهایی عملیات یعنی آزادسازی شهر خون و مقاومت خرمشهر عزیز بودند.
عصر داشت آخرین زور ماندن را می زد و تاریکی شب در حال فرا رسیدن بود ، همه نیروهای گردان در حال توجیه شدن توسط فرمانده هان خود بودند ، هر کسی به دنبال تکمیل تجهیزات و رفع نواقص آن بود ، بازار حلالیت طلبی گرم بود و هر کسی فکر می کرد در این عملیات او نیز مزد واقعی یک رزمنده و جهادگر در راه خدا که شهادت است را می گیرد که بالاترین امتیاز برای یک مجاهد فی سبیل الله می باشد.
تنها علی بود که بلا تکلیف بود ، یعنی از آنجایی که جزء گردان رزمی نبود و نیروی مامور از جهاد سازندگی برای پشتیبانی بوده و رسته نظامی نداشت فرماندهان اجازه تسلیح و همراهی با گردان را برای وی نمی دادند و می خواستند او را به عملیات نبرند و فرماندهان گردان و به تبع آن گروهان و دسته ها برای دست به سر کردن و بهانه نبردن برای وی می گفتند که سلاح برای شما نداریم.

علی در بین گردان م گشت دست می بوسید ، گریه و زاری و التماس می کرد اما فایده ای نداشت ، کسی او را نمی دید چرا که هر کسی به خود مشغول بود تا در آستانه عملیات سرنوشت ساز با تجهیز و آمادگی خود از همه تلاشش استفاده نماید ؛ در این لحظات من او را رصد می کردم ، علی همسایه ما بود و به همین خاطر در ذهن من هم آشوبی به پا بود از یک طرف نمی توانستم نادیده بگیرم و از طرف دیگر کاری از دست من بر نمی آمد. گاهی از ما که دور می شد فراموشش می کردم.
هر واحدی را که سرکشی می کرد جواب رد می شنید مانند یعقوب بوی پیراهن یار را از کیلومترها دور تر حس کرده بود اما کسی نبود یاریش کند ، مثل مادر فرزند از دست داده از دودیده اش اشک سرازیر والتماس می کرد و اشکهایش را با آستین پیراهنش پاک می کرد آمد ؛ پهلوی من آمد و گفت : می آیم با گونی برایت گلوله آرپی جی می آورم ، اما من گفتم اسماعیل (سردمی) کمک من است ؛ راهی برایش نمانده بود او اعزامی از جهاد سازندگی بهبهان بود رسته اش نظامی نبود.
چقدر دلم برایش می سوخت ، دیگر کسی نبود که به او رو نزده باشد ، با ناامیدی گفت ، یعنی هیچ راهی نیست که من همراه شما بیایم ؟ یکدفعه در این لحظات فکری به خاطرم رسید در حقیقت ما شدیم زبان خدا ، نمی دانم چرا این حرف بر زبان من جای شد ؟؟ ... صدایش زدم *علی* !! گفت : بله گفتم برو بهداری یه کوله پشتی بردار پرکن از باند چسب و.... وسایل امدادی بریز به عنوان امداد گر بیا....
علی گفت : اسلحه ندارم و دوباره حس یاس و نومیدیش در صورتش هویدا شد. به او گفتم : همه این گردان که سالم به مقصد نمی رسند هرکس زخمی یا شهید شد اسلحه اورا بردار و حرکت کن ؛ در ادامه گفتم ولی اگر *شهید شدی* مرا شفاعت.
علی در حالی که گویی تمام دنیا را به او داده بودند خودرادر آغوشم انداخت وگریه های آخر ناامیدیش را در بغلم قطع کرد و خنده و گریه اش در هم آمیخت و قول شفاعت داد و بلافاصله مانند بازی شکاری اسباب بهانه همراهی با گردان را مهیا کرده و به عنوان امدادگر پشت سر من و اسماعیل به سمت کربلای خونین شهر به راه افتاد ، علی هنگامی که در حال پانسمان یکی از مجروحین بود هدف تیر قناسه تک تیرانداز قرار گرفت و شهیدشد . با پایان ماموریت گردان در مرحله اول ساعاتی بعد در حالی که گردان به اهداف خویش پشت جاده اهواز خرمشهر رسیده بود پیکر خونین شهیدی در آستانه شهر خرمشهر خودنمایی می کرد و او کسی نبود جر *شهید علی معتقد*
#شهید_علیرضا_معتقد
#عملیات_بیت_المقدس
#گردان_صف_بهبهان
#فرهنگ_ایثار_شهادت
#مردان_بی_ادعا

#مرتضی_قربانی
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

همراه با گردان صف در عملیات بیت المقدس

راوی : سید کمال شفا
عملیات بیت المقدس اردیبهشت 1361 مرحله سوم عملیات از شب قبل تمام نیروها خود را آماده نموده و گردان صف جمعی تیپ 22 بعثت به فرماندهی احمد وتری صد در صد آماده حرکت بود ، از آنجایی که احمد دوره خلبانی سپاه را به خاطر حضور در جبهه و قرار گرفتن در کنار رزمندگان ترک کرده و دارا بودن روحیه شجاعت و اخلاص وی نیروها او را را چونان نگین انگشتر دوست داشته و اطاعت می نمودند.
فاصله محل استقرار گردان تا خط درگیری با دشمن نزدیک بود ، آن شب دسته ما برادرانی شامل عبدالله امینی قنواتی ، رحیم رنجبر و عیدی تقیانی و ... از گروهان اکبر خواجه ای دور هم جمع بودیم و آماده اجرای دستور حرکت به سمت دشمن بودیم.
رحیم قبضه آرپی جی7 در دست داشت که روی آن موشک نصب کرده بود، در حین صحبت و شوخی که میان برادران رزمنده قبل از عملیات عمومیت داشت ناگهان دست رحیم روی ماشه قبضه آرپی جی رفته و موشک شلیک و به سمت آسمان رفت اما در اثر آتش عقبه قبضه آرپی جی 7 و موج انفجار آن دو نفر زخمی و باقیمانده نیروهای دسته به اطراف پرتاب شدیم که سریع آمبولانس آمده و بچه های آسیب دیده را به بیمارستان انتقال داد.


احمد وتری که در این زمان خود را به جمع نیروها رسانده بود در جریان حادثه انفجار قرار گرفت .و لحظاتی بعد اعلام کرد زمان عملیات عقب افتاده است و نیروها باید در محل استقرار خویش به انتظار بنشینند.
رحیم که از وقوع این حادثه و زخمی شدن نیروها به شدت ناراحت و پژمرده شده بود چنان روحیه خود را باخته بود که من تا اون موقع چنین حالی از ایشان ندیده بود و اعلام به تعویق افتادن عملیات نیز بر این غم و اندوه افزوده بود. احمد وتری که بعد از شهادت نصرت الله اتابک نیروی زبده گردان و شکارچی تانک در مرحله دوم عملیات روی رحیم حساب ویژه ای باز نموده بود و شروع به دلداری وی و تلاش در جهت دلگرمی و اعتماد به نفس وی برای مرحله سوم عملیات بیت المقدس که شرایط حساسی داشت نمود و بعد از آن احمد قبل از این که برود رو کرد به من و گفت سید کمال بلند شو برو برای تامین بلدوزرها که در حال احداث خاکریز واقع در شمال موضع پدافندی گردان می باشند چرا که خاکریزها رو در شب باید به هم وصل می کردند
شب بعد که گردان برای اجرای مرحله سوم عملیات حرکت کرد گروهان ما دقیقا روی جاده اهواز-خرمشهر عمل می‌کرد یعنی بعد از انهدام کمین در ده متری خاکریز دشمن که باید به صورت سینه خیز توسط یکی از نیروها در زمین‌های باتلاقی صورت می گرفت ؛ در حال رسیدن به خط دشمن بودیم که در اثر شلیک منور کلتی و روشن شدن فضای منطقه عملیاتی دشمن متوجه ما شد ، آسمان منطقه یکپارچه آتش شده و گلوله های دشمن و ترکش انفجارات مانع هر گونه حرکت شده و در حقیقت همه کپ کرده بودیم .
در همین موقع یکی از نیروها به همراه رحیم ضمن ایجاد یک رخنه در خاکریز دشمن و و با ایجاد خط آتش و فریاد تکبیر مسیر را برای پیشروی بقیه نیروهای گردان صف باز کرده و با عبور تعدادی از نیروهای رزمنده از خاکریز از پشت با نارنجک و رگبارهای بی امان موفق شدیم خاکریز دشمن را به تصرف خویش در آورده و شروع به پیشروی نمایند.
طی دوره زمانی عملیات بیت المقدس گردان صف توانست با وجود نیروهای کیفی و مخلص عملکر خوبی از خود به جا بگذارد گردان صف به فرماندهی احمد وتری و جانشینی محمد شعبانی در مرحله اول مسیری شش در ده کیلومتری را قبل از جاده اهواز-خرمشهر به تصرف خود در آورده و در مرحله دوم و سوم نیز خاکریزهای دوم و سوم از ورودی پل نصر را به تصرف خویش درآورد که با شهادت فرمانده گردان احمد وتری و زخمی شدن جانشین گردان محمد شعبانی و تعداد زیادی از نیروهای گردان باقیمانده نیروها که تنها صد نفر بودند توسط جواد مشیدی معاون گردان به عقب برگردانده می شوند.
سرانجام در مرحله چهارم عملیات خرمشهر شهر خون و غیرت و مردانگی آزاد شده و روحیه خودباوری و اعتماد به نفس در نتیجه ایثار فداکاری و از خودگذشتگی جوانان با غیرت ایران زمین با نفس مسیحایی امام زنده می شود ، روح شهدای مدافع سرزمین ایران شاد باد
*** رحیم رنجبر و عیدی تقیانی سال ها بعد از پایان جنگ بر اثر صدمات ناشی از حضور در جبهه به رحمت ایزدی پیوسته و به جمع کاروان دوستان شهید خویش پیوستند.
#عملیات_بیت_المقدس
#زنده_یاد_رحیم_رنجبر
#شهید_احمد_وتری
#زنده_یاد_عیدی_تقیانی
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

تکوین ایران جدید : (امپراطوری صفویه)


بعد از شکست ایرانیان در مقابل اعراب مسلمان دیگر ما شاهد سرزمینی یکپارچه با حاکمیت تحت عنوان ایران نداشتیم و ایران به صورت ملوک الطوایفی اداره شده و بخش های عظیمی از آن تحت خلافت اسلامی یا به صورت مجزا اداره شده و تحت نظر اقوام و سلسله های متعددی بود.


شکست روم شرقی و تصرف قسطنطنیه( اسلامبول) : (امپراطوری عثمانی (1299-1923)
امپراتوری روم پس از دوره‌ای آشوب در قرن چهارم میلادی به دو پاره شرقی و غربی تقسیم شد، پایتخت روم شرقی یا بیزانس قسطنطنیه یا همین استانبول فعلی بود و پایتخت روم غربی رم. روم غربی در قرن پنجم از بین رفت ولی روم شرقی تا قرن پانزدهم میلادی برپا بود تا این که عثمانی‌ها آن را منقرض کردند. عنوان روم که ما تا اواسط دوره قاجار به ترکیه اطلاق می‌کردیم درواقع مربوط به همین روم شرقی است. در سال 1453 سلطان محمد فاتح هفتمین سلطان عثمانی با شکست قیصر روم بر متصرفات روم شرقی بیزانس تسلط یافته و با تاسیس امپراطوری عثمانی با هدف :


***گسترش مذهب تسنن در کل منطقه
***گسترش وسعت در چهار سوی جغرافیا از جمله ایران با تکیه بر :
**خصلت توسعه طلبانه
**مذهب اهل سنت
**سپاهیان خشن و جنگجوی ینی چری

تاسیس امپراطوری صفوی:
برای مقابله با سپاهیان ینی چری عثمانی و حفظ اسرزمین ایران در سال 1502 رهبران صفوی با تاسیس امپراطوری صفویه به این مهم دست زدند که هدف و مقصود آنها عبارت بود از :


***جلوگیری از گسترش عثمانی به سمت شرق و ایران
***حفظ تمامیت ارضی با تکیه بر :
**رسمیت بخشیدن به مذهب شیعه (حل مشکلات داخلی و تحکیم وحدت)
**سپاه قزلباش

نقش امپراطوری های انگلیس و روسیه تزاری:

متاسفانه از این زمان به بعد ما شاهد حضور سفرای امپراطوری های انگلیس و روسیه تزاری در دربارهای صفوی و عثمانی هستیم و در تمامی اقدامات صورت گرفته طی این دوره تا زمان سقوط امپراطوری عثمانی شاهد دخالت آشکار و نهان آنها بوده ایم . طی این دوره زمانی شاهد 24 جنگ بین دو همسایه و عقد قراردادهای متعدد بین آنها هستیم که حضور نمایندگان انگلیس و روسیه تزاری از نقاط برجسته آن می باشد. از جمله عللی که برای شعله ور ساختن جنگ های بین دو امپراطوری مسلمان توسط سفرای انگلیس و روسیه تزاری می توان اشاره کرد شامل :
***تضعیف دو امپراطوری عظیم مسلمان عثمانی و ایران که سرمایه های انسانی و مادی خویش را صرف جنگ نموده و از توسعه و عمران و آبادی باز بمانند
***دور ساختن توجه امپراطوری عثمانی از تغییر جهت جنگ به سمت اروپا (توقف سپاهیان عثمانی در دروازه های اروپا و تمرکز در جبهه شرقی به سمت ایران)


#امپراطوری_عثمانی
#امپراطوری_صفویه
#تکوین_حکومت_ایران_جدید
#اختلافات_مذهبی
#سنی_شیعه
#اختلافات_ارضی_مرزی
#ایران
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

همسایه ای ناآرام و تنش های بی پایان

بین ایران و همسایه غربی همیشه تنش ، منازعه و درگیری بوده است به گونه ای که طی تاریخ 400 ساله اخیر 25 جنگ رخ داده و همچنین 18 قرارداد و معاهده امضا شده است .
از جنگ های فوق تعداد 24 جنگ در دوران حاکمیت امپراطوری عثمانی بوده و تنها یک جنگ در زمان تاسیس کشور عراق در سال 1980 (شهریور 1359) رخ داده است .
از لحاظ زمانی در قرن 16 (7جنگ)،قرن 17(9جنگ)،قرن 18(7جنگ)،قرن 19(یک جنگ) و در قرن بیستم نیز یک جنگ در گرفته که به عنوان طولانی ترین جنگ قرن بیستم لقب گرفته است.


از جمله علل جنگ ها بین ایران و امپراطوری عثمانی می توان به موارد زیر اشاره نمود:
*اختلافات سرحدی دو دولت
*اختلافات مذهبی شیعه و سنی در دو کشور
*بدرفتاری با زوار ایرانی
*تحریک دولت های اروپایی خصوصاً انگلیس و روسیه جهت تضعیف این دو ابرقدرت شرقی
*اوضاع نابسامان داخلی ایران ناشی از حکومت های استبدادی و بی لیاقتی آنان
*پناهنده شدن شاهزادگان و امیران ناراضی دو کشور به دربارهای طرفین
*ایلات و عشایر مرزی و ترک و تجدید تابعیت مکرر که سبب بحران روابط دو کشور می شد.


یا امضای معاهده 1975 الجزایر که تمامی ریشه های تنش زای در روابط دو کشور مشخص و با اتخاذ تصمیمات مبتنی بر قوانین بین الملل و همچنین توافق رهبران دو کشور با وساطتت رئیس جمهور الجزایر بومدین روابط دو کشور به سمت حسنه رفت اما با وقوع انقلاب اسلامی رهبران عراق که امضای این معاهده را در نتیجه فشار ایران بر کردهای عراق و ایجاد تنگنای سیاسی امنیتی برای عراق می دانستند زمینه را برای اهداف توسعه طلبانه خویش مناسب دانسته و جنگی نابرابر را در 31 شهریور 1359 به کشور ایران تحمیل نمودند .
هر چند مردم ایران غیرتمندانه مانع تحقق رویای قادسیه صدام حسین و حزب بعث شدند اما با پذیرش مجدد معاهده 1975 الجزایر در نامه ششم صدام حسین به آقای هاشمی رفسنجانی فرمانده کل قوا در این مقطع زمانی شرایط برای تایید و تاکید بر عهدنامه با حضور ایران ، عراق و سازمان ملل و اجرای کامل بندهای آن پیش نیامده و متاسفنه باید اذعان نمود ریشه های آغاز بحران و جنگ هنوز بر جای مانده و می تواند زمینه ساز بحران دیگری شود.
ریشه اختلافات دو کشور در جریان میله گذاری مرزهای دو کشور در ارتفاعات قصر شیرین و مهران و همچنین رودخانه اروند رود یا شط العرب می باشد و به دلیل عدم تفاهم و اجرایی شدن معاهده 1975 الجزایر ما شاهد حاکمیت فضای امنیتی-نظامی بر نوار مرزهای غربی بوده و به دلیل آلودگی مناطق به مین و مواد منفجره و فقدان حضور مردم در این مناطق شاهد استمرار این وضعیت در مناطق مرزی می باشیم. کلید این قفل در دست دیپلماسی بوده تا بعد از تفاهم و اجرای توافقات میله گذاری مرزها ، عملیات پاکسازی منطقه مرزی از مواد منفجره به سرعت و دقت انجام و شاهد حضور و استقرار مردم بومی و فرایندهای توسعه در منطقه بوده و به دلیل تعلق خاطر به زمین و خانه و مرز ما شاهد بهترین حفاظت از نقاط مرزی و پاسداری از آنها در کنار توسعه و عمران و آبادی می باشیم.
#امپراطوری_عثمانی
#عراق
#ایران
#مرزهای_غربی
#اختلافات_مرزی
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

پنج ایران کوچک :

سران رژیم عراق در حاکمیت حزب بعث از جمله طارق عزیز (معاون وقت نخست وزیر عراق) مکرر اعلام کرده بودند :
«وجود پنج ایران کوچک تر بهتر از وجود یک ایران واحد خواهد بود. ما از شورش ملت‏های ایران پشتیبانی خواهیم کرد و همه سعی خود را متوجه تجزیه ایران خواهیم کرد.»
بر همین اساس ما شاهد طرح ها و نقشه های متعددی به اشکال مختلف برای تجزیه ایران از یک کشور واحد تاثیر گذار با توجه به فرصت ها و امکانات بیشمار آن به پنج کشور کوچک بر اساس تقسیمات قومی و اهداف پلید آن بوده ایم.
نقشه زیر یکی از اقدامات بدخواهان ایران برای تجزیه و فروپاشی ایران می باشد شامل بخش های : عربستان،آذربایجان،کردستان،بلوچستان و ایران

پنج ایران کوچک بهتر از ایران بزرگ است


#تجزیه_طلبی
#طرحهای_تجزیه
#پنج_ایران_کوچک
#عربستان
#بلوچستان
#کردستان
#آذربایجان
#ایران
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

اعزام به جبهه

فیلمی کوتاه از اعزام رزمندگان و بدرقه گرم مردم

روزهای خاطره انگیز اعزام به جبهه و بدرقه نیروهای اعزامی توسط موتور سواران
مصاحبه با شهید سید حجت الله مرتضوی
#اعزام_به_جبهه
#پشتیبانی_مردمی
#سید_حجت_الله_مرتضوی
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

دم کت(رودخانه مارون) :

با پایان گرفتن ماموریت پدافندی خرداد 1364 در پاسگاه شهید دیم درون هور گروهان سیدالشهدا ع جایگزین ما شد و نیروهای ما بعد از یک ماموریت سخت و پدافندی که وظیفه ایجاد و تجهیز پاسگاه نیز روی دوش آنها قرار داشت در آب و هوای بسیار گرم و شرجی که گاهی درصد آن به صددرصد هم می رسید به سایت خیبر برگشته و سپس برای چند روز به مرخصی آمدیم.

برنامه های رزمنده های درون شهر خود نیز قصه های شنیدنی دارد صله رحم ، سر زدن به خانواده شهدا و عیادت از مجروحین و ....... اما در شهر نیز رزمندگان سعی می نمودند در اکثر اوقات با هدیگر بوده و در برنامه های دستجمعی مشارکت نمایند ، در بحث اوقات فراغت می توانم به برنامه شنای دستجمعی در رودخانه مارون در برم لیلکی و دمکت اشاره نمایم .

شنا در رودخانه مارون بخش دم کت (منطقه ای از رودخانه مارون سه کیلومتر بعد از سه راهی سیمان به سمت سد مارون که ابتدای قنات منصوریه بود و هم اکنون سد آریوبرزن در این ناحیه احداث شده است و در آن زمان دارای آب فراوان و عمیق برای شنا بود و در آن سوی رودخانه دارای ساحل ماسه ای برای بازی تی تی بود.) و بازی تی تی(بازی محلی که در آن دو تیم در حالی که خطی در وسط کشیده شده با صدای ممتد خاصی که نباید قطع می شد به زمین حریف رفته و سعی داشت با دست زدن به بدن رقبا آنها را از دورخارج نماید در صورت گرفتار شده به دست رقیب و قطع نفس و صدای وی خود بازیگر باید زمین را ترک می کرد.) یا وادی در شن های ساحلی آن سوی رودخانه اشاره نمایم.

با عبور مینی بوس های عازم به سمت دهدشت همه متعجب به جمع ما نگریسته ، شناگرانی که شلوارهای نظامی را کوتاه کرده و به عنوان شورت مایو که در حقیقت همان شورت های مامان دوز یا باغبانی با بستن کمربند بود را برای محافظت بیشتر در مقابل کش و قوس های بازی تی تی ابداع شده بود می نگریستند و در انتهای بازی نیز صف دو نفره به سبک عزاداری سنتی و داد و فریادهایی بعضاً منشوری که به آسمان می رفت.

دمکت

در آب‌های عمیق دم کت نیز باید هم شناگر قابل باشی هم از بیم تبانی قوی بنیه های با مهارت شنای بالا ، جهار چشمی باید مواظب اطراف باشی چرا که اگر غفلتی صورت می گرفت به یکباره خود را در محاصره یل های جمع عبدالرضا مهربان ، یدالله مواساتی یا غلامحسین بهبهانی...... می دیدی که باید انتظار زیر آب رفتن های مکرر را نیز..... و در این زمان نفس نفس زدن های حمدالله مواساتی و داد و فریاد و تقلای وی برای رهایی از دست این شناگران دیدنی و تماشایی بود و محسن زحمتکش نیز به دلیل لاغر اندامی همیشه آماج این کل کل کردن ها بود .............

چه روزهایی بود مثل برق و باد گذشت....

اون روزها تنها یکی دو موتور برای رفتن به شنا و صحرا در اختیار داشتیم، شهید غلامحسین بهبهانی جمله ای داشت که هنوز در ذهنم طنین‌انداز است :به ما می گویند باند بی وسیله ها....... ای کاش ذره‌ای از اون حال خوش نصیب ما در این شرایط سخت شود......

#دم_کت

#اوقات_فراغت

#نجف_زراعت_پیشه

https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

انواع جنگ : متقارن و نامتقارن

جنگ کلاسیک یا نبرد متقارن Conventional warfare

جنگ کلاسیک یا نبرد متقارن به گونه‌ای از جنگ گفته می‌شود که در آن از جنگ‌افزارهای متعارف نظامی و تاکتیک‌های تعریف‌شده، مشخص و معین نظامی استفاده شده و میان دو یا چند کشور صورت می‌گیرد. رویارویی دو طرف در جنگ کلاسیک «باز» بوده و نیروهای دو طرف تعریف شده هستند. در یک جنگ متعارف کلاسیک استفاده از جنگ‌افزارهای نا متعارف مانند شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای معمول نیست.
جنگ کلاسیک منظّم بوده و برآورد توانایی‌های رزمی دو طرف بر اساس عوامل مادی و معنوی انجام شده و یک نوع همگونی و تعادل میان نیروهای دو طرف وجود دارد. در یک جنگ کلاسیک متعارف معمولاً طرفی به پیروزی می‌رسد که فناوری نظامی پیشرفته‌تر، سازماندهی منظم‌تر، جنگ‌افزار و نفرات بیشتر و با انگیزه‌تر باشد. در یک جنگ کلاسیک طرح‌ریزی نبرد براساس شناخت نسبی توان رزمی دشمن صورت می‌گیرد و جنگ براساس واقعیتهای طرفین صورت می‌گیرد. در این‌گونه از جنگ، نقاط ضعف وقوت طرفین قابل پیش‌بینی است. جنگ کلاسیک استمرار و تداوم بیشتری داشته و ریسک کمتری در انجام حملات وجود دارد. همچنین در این نوع از نبرد کنترل پذیری و پشتیبانی پذیری بیشتری وجود دارد. در عوض جنگ کلاسیک در هنگام برهم خوردن توازن قوا ناکارآمد بوده و در برابر جنگ نامتقارن انعطاف‌پذیری کمی دارد.

جنگ نامتقارن یا جنگ ناهمتراز Asymmetric warfare

جنگ نامتقارن یا جنگ ناهمتراز در اصطلاح به نبردهایی گفته می‌شود که طرف‌های درگیر در آن از توانایی نظامی یکسانی برخوردار نیستند و بر خلاف جنگ‌های کلاسیک، فرمول مشخصی برای موقعیت‌های خاصّ نظامی ندارند؛ برای جنگ نا متقارن به چند عنصر اصلی از جمله بهره گیری از نقاط ضعف و آسیب پذیری دشمن , استفاده از فناوری های پیشرفته و غیر قابل انتظار , بهره گیری از روش های مبتکرانه , تضعیف اراده ی دشمن برتر , تاکید بر تایید نامتناسب را می توان اشاره نمود .

#جنگ
#جنگ_کلاسیک
#جنگ_متقارن
#جنگ_نامتقارن
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/