سفر به سرزمین وحی(7 )
به اتاق مشخص شده خویش مراجعه کرده و منتظر ماندم تا سایر هم اتاقی ها هم آمده تا پس از انتخاب تخت توسط انها من هم تخت و مکان استقرار و خواب خویش را انتخاب نمایم در حقیقت سعی کردم از هماین ابتدا از منیت ها عبور و تلاش کنم که کارها و فعالیتم برای خدا باشد ، با آمدن هم اتاقی ها و انتخاب تخت ها من نیز در گوشه انتهایی اتاق سهم من شد و با آوردن چمدان و ساکها برای اقامت حدود یک ماه استقرار یافتیم.

با توجه به محرم بودن محدودیت ها و شرایط سختی حاکم بود از عدم نگاه به آیینه تا استفاده از صابون و شامپو که بویی از آن بیرون آید چرا که از محرمات سفر حج به شمار میرود و باید تا پایان مراسم عمره تمتع و در عین حج تمتع رعایت شود ، رستوران که طبقه زیرین همکف بود را به آنجا رفته و نهار را صرف نمودیم و عصر ساعتی استراحت نموده و پس از نماز مغرب و عشا و صرف شام باید برای انجام طواف عمره تمتع، نماز، سعی صفا و مروه و سایر اعمال عمره بیت الله الحرام منتقل شویم ؛ ساعتی پس از صرف شام و استراحت در لابی هتل جمع شده و توسط اتوبوس های کرایه شده توسط ایران در زمان حج تمتع به سمت ایستگاه جمرات حرکت کردیم .
هتل نه طبقه ما تقریباً آخرین هتل در عزیزیه شمالی مجاور تونل ملک سلطان بود اتوبوس های ایران حجاج را از ایستگاه های مقابل هتل های خویش به ایستگاه جمرات برده و از آنجا با اتوبوس های عربستان به سمت بیت الله الحرام انتقال میدادند و ترمینال جمرات به عنوان مرکز و هسته ای چندگانه خدمات رفاهی عربستان برای نقل و انتقال حجاج محسوب میشد ؛لحظات نابی بود در محوطه بیت الله الحرام جمع شده و پس از توضیحات حاج آقا و نیت نمودن حج عمره تمتع به سمت درهای ورودی خانه خدا از بین مسیر مسعی به را افتادیم ضمن اینکه دوربین من به دنبال شکار لحظات ناب بود و الحق که تجربه مفیدی در این سفر بود
با عبور از بین ستون ها و خیل عظیم حجاج با رنگ و قومیت های مختلف به یک باره با مشاهده بیت الله الحرام ضربان قلب بود که با شدت بیشتری شروع به تپیدن می کرد ، براستی این ما هستیم که توفیق سر بر آستان عبودیت الهی فارغ از همه برچسب ها و رنگ ها و .... نهاده ایم .
تک تک زائران عنان اختیار را از کف داده و عظمت خدا در دیدگان و به همه حجاج نمایان شد عده ای سر به سجده گذاشته و اشک ریزان با خدای خویش در حال نجوا بودند و عده ای دیگر در حال دعا و درددل ؛ کاروان ما همچون قطره ای در میان اقیانوس مواج انسانها غرق شده و دایره وار به حمد و ثنای خدای رحمان مشغول شده بودند ، در آن لحظات منیتی وجود نداشت همه در شکوه و عظمت خدای سبحان غرق شده و هر کس با زبان خویش با خدای خویش حرف می زد ؛ زمان در آن لحظات معنایی نداشت همه لبیک گویان گرد خانه کعبه میراث بر جای مانده از اخلاص ابراهیم و اسماعیل می چرخیدند و در این لحظات همگام با گفتار های دکتر علی شریعتی در کتاب حج گویی که همه تاریخ بشریت و پیامبران الهی که در آن اخلاص و ایثار موج می زد بسان فیلم سلسله وار از جلو دیدگان ما عبور می کرد ، هر قدمی که بر میداشتیم بخشی از تاریخ بشر از ابراهیم خلیل الله تا محمد رسول الله ص و حوادث صدر اسلام و بعد از آن در ذهن ما مرور می شد و این قصه هر بار برای ما تازگی داشت چرا که در پیشگاه خدا طاعت و بندگی در این شرایط زمانی و مکانی و موقعیت تکراری نبود و نمی شد.

با عبور از ساعت ۱۲ شب وارد روز اوّل مرداد ۱۳۹۲ شدیم و با اتمام هفت دور طواف عمره تمتع پشت مقام حضرت ابراهیم علیه السلام دو رکعت نماز خوانده و با جمع شدن سایر حجاج کاروان به سمت مسعی حرکت نمودیم و با هماهنگ کردن خویش با حرکت و رفت و آمد هاجر همسر ابراهیم خلیل الله ع به دنبال آب برای طفل صغیرش اسماعیل را در مسیری هفتگانه طی کرده تا با پایان هفت دور از کوه صفا و مروه با انجام عمل تقصیر و کوتاه نمودن بخشی از مو ناخن ها شاهد انجام بخش اعظم اعمال در آن لحظات باشیم ، مسعی بر خلاف مطاف که حاجیان گرد آن پروانه وار می چرخند باید پیوسته و بدون وقفه صورت می گرفت می توانستی با وقفه یا رفتن و نشستن گوشه به فرصت انجام داد اما به دلیل وجود تهویه و کولر های متعدد و قوی که دارای پرتابگر بالای خنک کننده بود که در معرض قرار گرفتن آن باعث مریضی و سرماخوردگی میشد که از بدترین شرایط یک حاجی وضعیت جسمانی در سفر حج برای خود و همچنین همراهان میباشد .
#نجف_زراعت_پیشه
#سفرنامه_حج_تمتع_1396_7
#هتل_صفوه_بلازا_عزیزیه_مکه
#عمره_تمتع
#کاروان_ابوالقاسم_مظفری_2015
http://telegram.me/safeer59
از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......