نجف زراعت‌پیشه


23 دي‌ماه سال 1365در منطقه پنج‌ضلعی شلمچه به دليل حجم بالاي آتش توپخانه و حملات هوایی دشمن هنوز منطقه تثبیت نشده و خاکریز ها بین ما و دشمن ردوبدل می شد ، یگان زرهی عراق تا این زمان فرصت قدرت نمایی نداشته و روبروی ما قرار نداشت.
در کنار برادران رضا شرفی، نظری و هاشمی فرماندهان موشک‌انداز تاو مشغول پر كردن خاک در گونی‌های نخي برای استحكام سنگر بوديم، كه متوجه يك کوله پر از گلوله آر.پي. جی عمل نشده زير خاك شدم، آن را برداشتم و خواستم آن را گوشه بگذارم تا بعداً از آن استفاده كنيم.


همان لحظه هواپيماهاي دشمن وارد آسمان منطقه شدند به شوخي و خنده به برادراني كه كنارم بودند گفتم: خدا می‌داند اگر هواپيما شليك كنند و تركشي به اين گلوله‌های آر.پي. جی كه دست من است بخورد چه اتفاقي رُخ می‌دهد؟! هنوز حرفم تمام نشده بود كه خودم را بین زمین و آسمان دیدم و در کانال مجاور پرتاب و بی‌هوش شدم! چند لحظه بعد کمی به هوش آمدم حالت تهوع، سرگيجه و سردرد شديد داشتم و کاملا گیج بودم، احساس می‌كردم دستم از بدنم جدا شده است!
به هر سختي بود خودم را از كانال بيرون کشیدم، تازه فهمیدم هواپیماهای دشمن با بمب‌های خوشه‌ای منطقه را بمباران کرده و چند نفر به شهادت رسیده و تعدادی دیگر زخمی شده بودند. از بچه‌های ضدزره برادر زمانی به شهادت رسید و رضا شرفي هردو پايش از پوست آويزان بود و می‌گفتیم پاهای او حتماً قطع می‌شود! برادران نظري و هاشمی هم به‌شدت مجروح بودند، علاوه بر موج گرفتگی، ترکشی بزرگی ساعد دست راستم را شکافته و از پشت آن بیرون زده بود و خونریزی داشت.
با كمك بچه‌ها و زير آتش شديد به‌سختی با لندکروز به بهداری شلمچه منتقل شدم و پس از اقدامات اولیه درمانی بلافاصله مرا به بیمارستان شهید بقایی اهواز منتقل کردند و چون توانایی حرکت داشتم با قطار، همراه دیگر زخمی‌ها مرا به بیمارستان نکوئی قم اعزام کردند و بعد از چند هفته مداوا مجدد به جمع دوستان در منطقه عملیاتی برگشتم.


(منبع: کتاب تیپ 72 ملت: خاطراتی از رزمندگان تیپ 15 امام حسن مجتبی ع، نوشته نجف زراعت پیشه و امیر رضا فخری ، تهران، صریر؛1401)
#اولین_ترکش
#کربلای_5_پنج_ضلعی_شلمچه
#فرهنگ_جبهه
#تیپ_72_ملت
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
https://www.aparat.com/safeer59