راوی: سعید مهاجر و عبدالصاحب مرایی
"محمد علی مزعفر"،درگروهان ذوالفقار بود و درد دل های زیادی داشت، از جمله خاطره ای که هیچ وقت اجازه نداد جایی نقل کنم ؛ او ازمحله ای بودکه هوادار منافق زیاد داشت. بخاطر همین طعنه و کنایه زیاد به او می زدند. محمد علی قدیم ها کشتی گیر بود، ظاهرا یک باردر تمرین حریفش فني روي او اجرا می کند و درست جایي فرود می آید که لبه تشک کشتی بوده و گردن محمدعلی آسيب جدي مي بيند ودیگر نمی تواند تا آخر عمرکشتی بگیرد به همين خاطر هميشه زاویه گردشِ گردنش محدود بود.


"محمد علی مزعفر" از روحیه اي سرزنده و متواضع برخوردار بود و از انجام هیچ کاری براي کمک به بچه های جبهه كوتاهي نمي كرد. در عملیات بدر در جناح غربی خط مقدم علی رغم این که در فصل زمستان بودیم ، وسط روز که هوا گرم می شد و نور مستقیم آفتاب بچه ها را تشنه کرده بود . در آن وضعيت محمدعلی با یک کلمن کوچک نیروها را آب می داد و همه را به یاد لبِ تشنه اباعبدالله (ع)در صحرای کربلا می انداخت و سرانجام به ياران شهيدش پیوست.


#محمدعلی_مزعفر
#فرهنگ_جبهه
http://telegram.me/safeer59