راز قطعنامه 598 یا جام زهر :
دلایل و علل پذیرش قطعنامه 598 بر اساس اصول جنگ و شرایط زمانی و مکانی و واقعیات حاکم بر صحنه جنگ
نویسنده : نجف زراعت پیشه

براستی چرا جنگ عراق علیه ایران پایان پذیرفت؟
مگر ما شعار جنگ جنگ تا پیروزی و رفع فتنه از جهان سر نمی دادیم؟
آیا جام زهر قبول قطعنامه به دست امام داده شد یا شرایط باعث اتخاذ این تصمیم شد؟؟
آیا شرایط و امکان جنگیدن و ادامه صحنه نبرد برای ایران فراهم بود؟
وضعیت ارتش عراق در پایان جنگ و پذیرش قطعنامه چگونه بود؟؟
وضعیت کشور ایران و نیروهای نظامی چگونه بود؟؟
و سوالات متعدد دیگر......

بر اساس تجارب خویش در جنگ و بر اساس اصول جنگ که مورد قبول همه جهانیان می باشد و مطالعات زیاد در زمینه جنگ های جهانی و منطقه ای دلایل پذیرش قطعنامه 598 و پایان دادن به جنگ هشت ساله عراق علیه ایران را در سه قسمت اقتصادی ، سیاسی و نظامی بیان کرده و قضاوت را به عهده خوانندگان می گذارم.
دلایل اقتصادی:
- شرایط نامساعد اقتصادی: نامه مسولان اقتصادی کشور در خصوص ناتوانی در ادامه مدیریت اقتصادی کشور
- وام 12 میلیارد دلاری ایران از خارج و وخامت اوضاع اقتصادی کشور
- هزینه بالای جنگ بطوریکه کشور توانایی تحمل آنرا نداشت(ایران22تا 25 میلیاردوعراق 150 میلیارد دلار)
- عدم امکان ادامه جنگ به دلیل رسیدن به خط قرمزها و غیر قابل تحمل بودن برای جامعه
- عدم اجازه به بازسازی پالایشگاهها و مراکز توزیع نفت با بمباران و موشکباران
- در تابستان 66 آمریکا که از بزرگترین خریدار نفتی ایران بود (600000بشکه)؛آبان 66 تحریم کامل شد.
- تحریم اقتصادی ایران
- جنگ نفتکشها و بمباران و موشکباران نفتکشهای خارجی به مقصد ایران و اسکله ها و بنادر ایران توسط عراق

دلایل سیاسی:
- شراایط بین المللی نامناسب برای ایران: ایران به دلیل رد قطعنامه های سازمان ملل جنگ طلب و عراق به دلیل قبول آنها در افکار عمومی جهان صلح طلب معرفی شده بود.
- دستگاه منفعل دیپلماسی و عدم استفاده از فرصت های پیش آمده در موفقیت های نظامی
- تامین نظر ایران در قطعنامه 598 : علت عدم نپذیرفتن ایران به خاطر جابجایی در بندهای آن بود. شامل عقب نشینی متجاوز، قبول معاهده 1975،اعلام متجاوز و پرداخت خسارت(صدور قطعنامه در راستای تامین شعارهای ما بود)
- جنگ مساله اصلی و اساسی در کشور نبود چرا که باید تمام منابع در اختیار جنگ می بود. در جنگ ما تنها از 2درصد نیروهای مردمی و 12 درصد امکانات اقتصادی استفاده کردیم.
- نامه های متعدد مسئولین اقتصادی ،سیاسی و نظامی به امام خمینی ره
- دهها گزارش سیاسی-نظامی بعد از شکست های 1367
- مشورت امام با کارشناسان،معتمدان و سران نظام
- عدم وحدت رویه در شعارها و ترسیم استراتژی ها
- جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان
- جنگ جنگ تا پیروزی
- جنگ جنگ تا یک عملیات موثر جهت تاثیر گذاری در مذاکرات دیپلماسی
- گرفتن حق دفاع مشروع از کشور مورد تهاجم ایران با صدور قطعنامه 598 : بند 51 از فصل هفتم منشور ملل متحد که تا زمان ورود و دخالت شورای امنیت دفاع و مقابله با متجاوز را حق طبیعی و مشروع ما می دانست.
- قطعنامه 598 هیچگاه توسط ایران رد نشده بود و سعی در جابجایی بندهای آن داشت
- با قبول 598 شعار طلح طلبی دشمن از او گرفته شد(خلع سلاح)
- تشدید فشار بین المللی علیه ایران برای خاتمه جنگ
- تفاهم اصولی آمریکا و شوروی بین گورباچف و ریگان در نخستین دور مذاکرات در اجلاس ریکیاویک ایسلند در مورد حل و فصل چندین منازعه از جمله ایران و عراق و افغانستان 19/7/65
- با قبول 598 ایران به اهداف بین المللی خود نزدیک شد(تاثیرگذاری منطقه ای و بین المللی)
- قرارگرفتن و تردید دشمن بر سر دو راهی با قبول 598 توسط ایران
- روشن شدن چهره راستین منافقین و نابودی آنها در مرصاد
- اثبات متجاوز بودن عراق با حمله مجدد در 31/4/67 و حمله به کویت
- تحقق پیش بینی امام در مورد حمله به کشورهای حمایت کننده توسط صدام
- جدایی متحدان ایران:
- سوریه در مهر 66:نمی تواند تصرف بصره را قبول و در صورت اقدام نظامی علیه کشورهای حوزه در کنار اعراب می ماند و تعرض به آنها تعرض به سوریه خواهد بود
- لیبی در سفر وزیر خارجه لیبی در دی 66 به بغداد: قذافی در اجلاس اتحادیه عرب در اواخر 67: کمک به ایران را از اشتباهات خود دانست.وی همچنین گفت: عاقبت این جنگ نابودی دو کشور است و اگر ایران بخواهد به صورت یک قدرت استعماری در خلیج فارس درآید لیبی علیه او وارد جنگ خواهد شد. قذافی ماجرا جو بود هر چند تعدادی موشک به ایران می داد اما می خواست که دو فروند به عراق شلیک شود و دو فروند به عربستان. در موضوع لیبی دو عامل پررنگ و محدود کننده بود:
- در قضیه امام موسی صدر زیاد پیگیر نشوید
- ارتباط انقلابیون ایران با قذافی

دلایل نظامی :
- قطعنامه در هنگام اوج قدرت ایران و رزمندگان صادر شد (والفجر8 و کربلای5)
- شرایط پیچیده و جدید در منطقه با حضور بی سابقه نظامیان آمریکایی و متحدینش در خلیج فارس( جنگ در دو جبهه همزمان)
- ) برخورد نظامی بین آمریکا و ایران در خلیج فارس و گسترش آن
- حمله به ایرباس یک اخطار به ما بود
- فرسایش شدن جنگ بر خلاف اصول نظامی
- کاربرد سلاح های شیمیایی و سلاحهای ممنوعه توسط عراق و عکس العمل ضعیف مجامع بین المللی
- طرح احتمالی حمله شیمیایی به تهران و یا شهرهای پرجمعیت کشور (دولت عراق از طریق برخی کشورهای عرب منطقه تهدید سلاح هایی که تا کنون استفاده نکرده است)
- تجهیز گسترده سازمان منافقین و حضور تیم های اطلاعاتی آنها در ایران
- حضور تیم های متعدد منافقین در ایران جهت آماده باش به اعضای منافقین در سطح کشور و زندانها
- خارج شدن جنگ از حالت مردانگی
- توسعه کمی و کیفی ارتش عراق:قدرت تهاجمی عراق در هوا،دریا به افزایش فشار برای خنثی سازی پیروزی ایران منجر شد تا هزینه هر پیروزی بیشتر از دستاوردهای آن باشد.برتری عراق در زمینه های مختلف و سایر ملاحظات مانع از تحولی جدی در جنگ شد. در کربلای 4و5 تمام توان نظامی ایران را صرف کرد و در نقطه ای که قوای نظامی ایران تحلیل رفت توان نظامی عراق افزایش یافت و با به بن بست رسیدن اس ایران در جنوب ،گسترش جنگ به خلیج فارس (ایران و آمریکا)فرصت مناسبی در اختیار عراق قرار داد تا علاوه بر بازسازی ارتش عراق اس این کشور را از حالت پدافندی به آفندی تغییر دهد.
- تجهیز ارتش عراق به انواع سلاح های پیشرفته:اولین قدرت منطقه از حیث میزان تانک و هواپیما ( قدرت برتر نظامی منطقه از حیث تانک،هواپیما،شیمیایی،میکروبی و بالستیک)
- آتش توپخانه ده برابری عراق
- تجهیزات مدرن عراق از جمله میراژهای فرانسوی و ناتوانی اف 14 در مقابل آنان(بمباران تهران،اصفهان،نکا)
- سازماندهی ارتش عراق با افزایش نیروی آن(60 لشکر که در حمله کویت به 65 لشکر رسید)ارتش یک میلیونی و ارتش جیش الشعبی با استعداد تقریبی 850000نفر:
- ارتش عراق 300گردان در خط و 300گردان آزاد یا احتیاط با انبوهی از تجهیزات در اختیار داشت.
- تشکیل واحدهای زبده با قدرت و توان آزاد جهت عملیات و آفند (نیروی ضربت)در کنار واحدهای گارد ریاست جمهوری عراق
- افزایش پنج برابری گارد ریاست جمهوری در دو سال آخر جنگ به عنوان مهم ترین و کارآمدترین نیروی آفندی و مدافع
- پاتک های سخت و متعدد از سوی نیروهای اصلی و گارد ریاست جمهور عراق در برابر نیروهای عملیاتی خسته و بدون پشتیبانی ما
- تبدیل نیروی آفندی ما به پدافندی در اکثر محورهای عملیاتی و تغییر استراتژی عراق از پدافندی به آفندی (از سال 63 به بعد ارتش بیشتر ماموریت پدافند و سپاه ماموریت آفند بود)
- مجهز شدن عراق به خودروهای سنگین برای افزایش تحرک واحدهای نظامی
- ایجاد برج های دیده بانی مجهز به وسایل دید در شب و حس گرهای صوتی توسط ارتش عراق
- نداشتن نیروهای آزاد،سازمان یافته و منظم ایران جهت نگه داری از مناطق بدست آمده در ایران
- نداشتن نیروی آزاد،سازمان یافته و منظم ایران برای انجام عمل تعاقب از اصول 7گانه جنگ بعد از هر خط شکنی (توان ما در حد یک عملیات بزرگ سالیانه و چند کوچک بود)
- کاهش نیروهای اعزامی بسیجی در ایران:عامل برتری ما در جنگ نیروی آزاد هجومی بسیجی بود که ازسال 1365 روز به روز کم می شد کوچکتر می شد چرا که علاوه بر کاهش و استفاده از آنها در آفند مجبور به پدافند هم بودیم
- هر بسیجی با یک سلاح انفرادی و با پشتیبانی یک گلوله توپ باید در مقابل 3نظامی دشمن که دارای سنگر و پشتیبانی ،10گلوله توپ و سه تانک بود می جنگید.
- جبهه فاقد نیروهای پرانگیزه تهاجمی بسیجی و سپاه بود و جبهه نیروهای آزاد خود را از دست داده بود(کسری سازمان)
- ارتش ایران فاقد توانایی و قدرت تهاجمی بر اساس ساختار و آموزش مصوب و تعیین شده بر اساس آن بود
- بخش اعظمی از هواپیماهای ایران به دلیل کمبود قطعات یدکی و کمبود موشک ها غیر عملیاتی شده بودند.
- مشکلات لجستیکی به عنوان یک مانع مهم برای تلاش های جنگی ایران به شمار می رفت ؛
- تنوع تسلیحاتی شرقی و غربی موجود در ایران نیز یک مشکل حاد بود و تنها نقطه قوت قایق های پرتحرک سپاه و مین های شناور بود.

براستی اگر شما به عنوان فرمانده کل قوا بودید با توجه به شرایط فوق چه تصمیمی می گرفتید؟؟
#مقطع_پایانی_جنگ
#طولانی_ترین_جنگ_کلاسیک_قرن_بیستم
#جام_زهر
#پذیرش_قطعنامه_598
#علل_دلایل_پذیرش
#راز_قطعنامه
#عملیات_فروغ_جاویدان
#عملیات_مرصاد
#مقطع_پایانی_جنگ
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
https://www.aparat.com/najaf46

از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......