سفر به سرزمین وحی(3)
نجف زراعت پیشه
در همین زمان دکتر مظفری وظیفهای را به من سپرد که تحمل سختی و هم ظرافت های مخصوص خودش را داشت و بعدها گفتم ای کاش به عهده نمی گرفتم چرا که بسیاری از وقت من را به خود اختصاص می داد ضمن اینکه سبب اما و اگرهایی در بین برخی حجاج شده بود و فکر میکردند که من از عوامل و خدمه کاروان می باشم که این دیدگاه حتی تا پایان مراسم حج نیز ادامه یافت جلسات حج با گرفتن عکس و فیلم از حجاج در حین توضیحات شرعی حاج آقا و مسئولین کاروان و همچنین دکتر و مدیر ساختمان کار مدیر ساختمان کاروان در تمامی لحظات از ابتدا تا پایان سفر مکه ادامه یافت و الان با نگاه به آرشیو خویش احساس رضایتمندی داشته و خدا را شکر می کنم.
برنامه ای برای کمک به مدیریت کاروان و حجاج با نام یاوران حجاج طراحی شده بود که من و تعدادی از حجاج با روحانی کاروان همکاری می نمودیم ، یاوران حجاج برای گروه بندی حجاج در جمعهای ۵ نفره جهت ارتباط بهتر با با مدیریت و اطلاع رسانی در زمینه انجام امور حج بود اما علی رغم تشکیل جلسه و توجیه در مرحله عمل و در طی سفر حج تمتع در مجموع نتوانست به اهداف خویش دست یابد اما نتایج مثبت آن در شناسایی نیروهای خبره در بین حجاج و سپردن برخی امور به آنها کارساز بود .
هنگام عکس و فیلمبرداری از جلسات کاروان مطلبی ذهنم را فرا گرفته بود اکثریت افراد کاروان پیرمرد، پیرزن و افراد ناتوان بودند که ذهن من حادثه شبیه به منا را در ذهن خود بازسازی می نمود که در صورت این اتفاق چگونه می توان به آن ها کمک نموده و آن ها را جمع آوری نمود و این افکار ذهن من را مشوش نموده و حجی سخت و طاقت فرسا را پیش بینی می کردم هر چند دعای من انجام مراسم حج یا زیارت کربلا در شرایط غیر عادی بود شاید...... و صحنه های روبرو شدن با بحران و آسیبهای احتمالی در تمام وجودم را حس می کردم.
یک روز قبل از اعزام وسایل مورد نیاز خویش را در چمدان ها گذاشته تا به نمایندگان کاروان تحویل دهیم در چمدان ها گذاشته و آنها را به حسینیه فاطمه زهرا س به خود خدمه کاروان تحویل دادیم و به صورت منظم و مرتب در سالن پشتی در حسینیه چین شده بود این چمدان ها بارها بر اساس بر اساس سفارش مسئولین کاروان و پرهیز از آوردن موارد مشکوک بارها باز و بسته شده بود تا این وسایل بیرون آورده شود و قرار بود این چمدان ها یک روز قبل از اعزام حجاج به مکه معظمه توسط خدمه کاروان با یک کامیون جهت انجام امور بازرسی و بازبینی به فرودگاه اهواز برده تا در آنجا توسط نیروهای انتظامی اقدامات لازم صورت و بارها قبل از حجاج به عربستان منتقل شوند ؛ اعزام به جاده در تاریخ بیست و پنجم مهر ماه ۱۳۹۶ و قرار بود از اهواز با پروازهای سعودی به جده منتقل شویم محل تجمع و مسجد امام حسن عسکری ع پشت سپاه پاسداران بهبهان بود.در تاریخ ۲۵ مهر ماه ۱۳۹۶ همراه حاج مرتضی وطنخواه به سمت محل استقرار اتوبوس ها به راه افتادیم کمی دیر شده بود و شلوغی جمعیت پیرامون اتوبوس های چهارگانه نیز مانع رسیدن سریع ، به سختی اتوبوس شماره یک را پیدا کرده و بعد از خداحافظی سوار شده و گلایه دکتر به من که قرار بود شما سر موقع بیایید .

با توجه به اوضاع و جوانب حاکم بر روابط میان عربستان و ایران و حاکم بودن یک فضای بی اعتمادی و ترس و دلهره هم برای حجاج و هم بر خانواده ، مرتب با همدیگر روبوسی و خداحافظی(گویی که سفر بی بازگشت می باشد) میکردند و همین امر سبب تغییر و شلوغی بر اطراف و داخل اتوبوس شده بود اتوبوس های ۲ و ۳ و ۴ حرکت نمودند اما شماره یک که دکتر مسئول آن بود هنوز راه نیفتاده بود که پس از ۲۰ دقیقه با توجه به نقص فنی عنوان و یک اتوبوس جایگزین شده و با توجه به گرمای هوا و اذیت آزار ناشی از آن بر مشایعت کنندگان نهایتاً در ساعت ۱۱:۳۰ صبح راه افتادیم مسئلهای که این لحظات آغازین سفر مرا آزار داده و به شدت ذهنم را مشغول کرده بود شرایط خاص خاص برون و درون بود که بگذریم....
#سفرنامه_حج_تمتع_1396_3
#فرودگاه_اهواز_جده
#کاروان_ابوالقاسم_مظفری_2015
http://telegram.me/safeer59
از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......