سفر به سرزمین وحی(4)
نجف زراعت پیشه
کارتهای شناسایی و پارچه های یک رنگ پوششی جهت شناسایی حجاج طی مراسم حج که نام و شماره کاروان روی آن چاپ شده بود در اختیار حجاج قرار داده شد که وضعیت خاص علامت پوششی از همان ابتدا به واسطه جنس پلاستیکی و گرمای مردادماه مورد استقبال قرار نگرفت . در پمپ بنزین نزدیک رامهرمز نماز را خوانده و با رسیدن به فرودگاه اهواز شاهد موج جمعیت در فرودگاه سالن انتظار بودیم به نحوی که به سختی جای نشستن در فرودگاه پیدا میشد ، حجت الاسلام سجادیان با پرواز شیراز و حجت الاسلام عابدی معین کاروان نیز از تهران همراه کاروان شدند؛ بلیتها و کارت پرواز و کیف آویز گذرنامه در اختیار حجاج گذاشته شد به شدت برای حفاظت از آن سفارش شد
برای انجام بازرسی تمام توجه من برای حفاظت از باتری قلب و پیس میکر و نحوه عبور از آن بود ؛ کمربند ، کفش ،جوراب ، را بیرون آورده و هیچگونه شیئی نیز نباید در جیب می بود در همین حین در کوچکی که در به سمت راست باز شد متوجه شدم که خواهرم نگران با تعدادی از اقوام و سایر وابستگان حجاج ایستاده که با تکان دادن دست خداحافظی نمودم و با خاموش نمودن سیستم الکترونیکی و با انجام بازرسی بدنی به سوی دیگر گیت رفتم و شروع به پوشیدن جوراب با کفش و کمربند بودم که دیدم یکی از ماموران ما را به پشت پرده صدا زد و از شغل و کار من پرسید چرا که مشاهده یک جوان در بین حجاج تعجب برانگیز شده بود و یا سایر موارد و یا شاید با توجه به ممنون نمودن سفر نیروهای نظامی در حج امسال تست غربالگری داشته اند.

با ورود هواپیمای سعودی که ظاهراً همه پروازهای حجاج خوزستان از آن صورت میگیرد گام بعدی به سمت آزمودن به سمت سرزمین وحی برداشته شد هواپیما از زمین بلند شده و آسمان ایران را ترک کرد و دو ساعت بعد زمانی که در فرودگاه جده به زمین نشست هوا کاملا تاریک شده بود در سالن انتظار مستقر و مدارک حجاج برای عبور از گیت بازرسی جده در اختیار گذاشته شد ، بعد از گرفتن وضو نماز جماعت به امامت آقای سجادی برگزار شد ، از دیوارهای شیشهای آن عملیات انتقال حجاج از سایر کریدورهای مجاور با وضوح مشاهده می شد سرانجام دربهای سالن برای عزیمت به پای کنترل و گیت جده باز شد و به سمت سراشیبی پای گیت هدایت شدیم ، حجاج کاروان ما در چند ستون آماده ارائه مدارک ،انگشت نگاری و عکس گرفتن شدند ؛ با توجه به به جوان بودن من و همچنین شرایط خاص جسمی خود را به ابتدای ستون اول رساندم تا در صورت معطلی و یا گیر دادن کاروان معطل نشود؛ با آغاز کار چهار انگشت راست را روی دستگاه گذاشته و ثبت شد و سپس انگشت های سبابه و بعد از آن ۸۰ سانت عقب در جایی که علامت یک پا روی زمین نقش بسته بود ساده و روبروی دوربین در بالا لحظاتی بدون حرکت ایستادم و با زدن مهر و تایید به سمت انتهای سالن به راه افتادم ؛ کل عملیات تایید گذرنامه و ویزا و همچنین انگشت نگاری و عکاسی به یک دقیقه طول نکشید کاری که خارج از تصور من با توجه به جو روانی و تبلیغات شدید بود و فکر میکردیم به شدت با ایجاد دردسر سبب معطلی ما میشوند حتی در گوشه ای از سالن واکسن مننژیت را به حجاج تزریق می کردند.
سالن بزرگ و درب های متعدد داشت و مراقبان که دستور به حرکت و خروج سالن را میدادند و در صورت خروج اشتباه از دربهای سالن ترانزیت سبب سرگردانی حاجی و همچنین کاروان برای ساعتهای متوالی می شد و در نهایت با آمدن تعداد دیگری از حجاج کاروان در گوشهای جمع شده و با پیدا نمودن چمدانهای کاروان که به صورت منظم در گوشه گذاشته بودند کمک کرده و آن را در اختیار حجاج گذاشتیم عملیات تایید مدارک حدود ۲ ساعت به طول کشید و در محوطه خارجی سالن ماموران امر به معروف عربستان مشغول توزیع رایگان کتب مربوط به عقاید وهابیت بودند و از داخل ایران با حجاج برای عدم تحویل آنها تذکر داده بودند در اینجا نیز آقایان صفری و چند نفر از دوستان مرتب به حجاج تذکر میدادند .
#سفرنامه_حج_تمتع_1396_4
#فرودگاه_اهواز_جده
#کاروان_ابوالقاسم_مظفری_2015
http://telegram.me/safeer59
از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......