سفر به سرزمین وحی (12)
نجف زراعت پیشه
در چادر ما ۱۲۰ نفر اسکان یافته بودند که ۸۰ نفر از مردان کاروان دکتر مظفری و ۳۵ نفر از کاروان حجاج اندیمشک استقرار یافته بودند آن قدر جا کم بود که ساکها با فاصله سانتی متری در کنار هم چیده شده بود و در حقیقت با توجه به پوشش احرام و جای کم و گرما باید ۲۴ ساعت در این شرایط به سر می بریم ، شام آن شب در عرفات برنج و تن ماهی بود که با توجه به گرمای هوا به سختی و اجباری صرف شد اما بعد از آن با یک لیوان چای لیوان چای جبران شد ؛ گوشه سمت راست در ابتدای چادر به تدارکات کاروان اختصاص داده شده بود که خدمه کاروان سعی در انجام امور خود را با تمام وجود داشتند که در همین لحظات بود که که انسان به سختی کار مدیر و خدمه کاروان واقف میشود در زمانی که همه در حال استراحت بودند مدیران و خدمه کاروان بی وقفه در فکر آسایش و تامین نیازمندیهای حجاج کاروان بودند و ارزشی که این تامین نیازهای حجاج برای سفر معنوی و الهی که فقط خداوند می تواند اجر آن را محاسبه نماید.

ساعتی از زمان استقرار در چادر نگذشته بود که به فکر رفتن به محوطه منطقه عرفات و همچنین بالا رفتن از کوه جبل الرحمه افتادیم لذا با هماهنگی برخی از دوستان و برای این که فضای کاروان برای رفتن یکباره ملتهب نشور یک به یک به سمت پشت چادر و دور شدن از محوطه کاروان راه افتادیم که یک دفعه دکتر مظفری روبروی ما ظاهر شد و از مقصد ما سوال کرد که گفتم : می رویم گشتی در محوطه عرفات بزنیم چرا که اگر هدف اصلی را گفته بودم حتماً از رفتن ما و سایر دوستان ممانعت میکرد ، به همراه برادران شهامت ، اکبری ، درویش پسند، عوضیان ، دکتر فرنیا و ... هفت هشت نفری بودیم که حرکت را آغاز کردیم ، از خیابان استقرار حجاج ایرانی گذشته و وارد مسیر چادرهای مستقر در عرفات از کشورهای دیگر شدیم ؛ گویی تمامی اقوام و نژادهای انسانی در دنیا را در یک برش مقابل خود می دیدیم ؛ یک زائر تهرانی نیز در بین راه به ما پیوست و شروع به بالا رفتن از کوه نمود.
از دور کوه جبل الرحمه مثل پارچه سفیدی در دل شب نمایان بود چرا که تعداد زیادی از حجاج با لباس احرام در سرتاسر کوه آن را تبدیل به صفحه سفیدی کرده بودند که انسان از دیدن آن لذت می برد ؛ خدایا اینجا جایی است که مولا و مقتدایمان حسین بن علی ع در پایین کوه نماز گذارده و با خلوص و حالتی وصف ناپذیر دعای پررمز و راز عرفه را زمزمه نموده است ؛ چه رمز و رازی در این صحرا نهفته که ماندن در این ساعات را در آن و استغفار نمودن با پاک شدن انسان از گناهان دانسته گویی که تازه متولد شده است ؛ این زمان و مکان موهبتی است که نصیب حجاج بیت الله الحرام می شود و خدا کند بتوانیم از آن به نحو احسن محافظت نماییم .
کوه جبل الرحمه که روحانی کاروان اندیمشک من و بسیاری از حجاج را از رفتن به سمت آن منع کرده بود و ما هیچ گاه راز و علت و یا جواب قانع کننده ای دریافت نکردیم و سبب سوالات زیادی در ذهن ما شده بود ، براستی مگر اباعبدالله الحسین علیه السلام دعای عرفه را پای این کوه بیان نکردند ؟ مگر اینجا محل استجابت دعا نیست؟ مگر ...؟؟؟ به هر حال ما از کوه بالا رفته و شاید دلیل منع کردن احداث سکوی بتونی در بالای کوه باشد که طی دهههای اخیر در بالای کوه ساخته شده باشد و برخی حجاج از سر بی اطلاعی برای زیارت و یا بوسیدن آن به بالا میروند ؛ نسیم خنکی در حال وزیدن بود و به نسبت محل استقرار در چادرها شرایط بهتری داشت اما با توجه به نیاز به حضور سریع در چادرها برای توجیه شدن یا موارد دیگر بعد از گرفتن چند عکس و فیلم به سمت پایین حرکت نمودیم و متاسفانه از سر ناآگاهی و با توجه به عجله یادم رفت که دو رکعت نماز در پای کوه و در اقتدا به مولا و مقتدایمان حسین بن علی ع بخوانم و حسرت من از این کار تا ابد همراه من است. در مسیر برگشت از جبل الرحمه به سمت چادرهای استقرار ایرانی ها و کاروان به دلیل شلوغی زیاد ابتدا راه را گم کردیم که با تلاش فراوان سرانجام راه را پیدا کرده و به درون چادر آمدیم در حالی که گرما بیداد می کرد و به دلیل فشردگی جایی برای استراحت نداشتم و باید با اعمال شاقه آن شب را به سر می بردیم .
#سفرنامه_حج_تمتع_1396_12
#عرفات_جبل_الرحمه
#کاروان_ابوالقاسم_مظفری_2015
http://telegram.me/safeer59
از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......