نجف زراعت پیشه
فردا روز سوم اعمال تشریق می باشد و بسته به رجم سوم در جمرات باید منی را ترک نموده و به هتل محل سکونت برگردیم و در اولین اقدام خانم ها و افراد ناتوان در شب  در شب با اتوبوس های تهیه شده توسط کاروان بود و از آنجایی که هیچ وسیله ای وجود نداشت و چند اتوبوس به کل کاروان های ایرانیان از جانب عربستان اختصاص می یافت  و اعتراضات و درخواست برای ترک منی قبل از رجم سوم سبب شد که حوادث عجیبی به وقوع بپیوندد که هنوز خاطره تلخ آن رهایم نمی کند.در ابتدای شب حاج مهران خیاط در توضیحاتی این معضل را در راه انتقال محدود افراد را بیان کرد اما سختی این سه روز و شرایط سخت برخی را کم طاقت و به اعتراض در زمینه های مختلف واداشت و اعتراضات رنگارنگ افراد با بهانه‌های  از هزینه‌های ثبت نام حج گرفته تا پذیرایی و ....... و خلاصه  مسئله انتقال به هتل شروع شد و قوانین می شدند .


 

جمرات و حج تمتع 1396


با اوج گیری تنش و سر و صدا من هم بلند شده و با بیان سختی های حج و لزوم خویشتن داری تقاضای صبر و حوصله و حتی کرایه ماشین برای متقاضیان در قبال اخذ وجه را مطرح نمودم اما ظاهراً برخی دل پر خونی داشتند و گفتند که  ما پول نمی دهیم و وظیفه کاروان است که در این زمان یکی از حجاج محترم  پیشنهادی مبنی بر تقبل خیرین برای کرایه اتوبوس را مطرح کرده و در نهایت دکتر قبول کرد که هزینه ها را بدهد؛  درگیری لفظی ادامه و تا نیمه شب نیز برخی با پوشیدن صورت و ارائه خود تقاضای رفتن به هتل را می کردند  که در ادامه با اعتراض جدی یکی از عزیزان به من که به عنوان مسئول خطاب می کرد ، من گفتم زائر هستم اعتراض به من وجهی ندارد شما باید این مسائل و اعتراضات را به مراجع ذیربط انتقال دهید که ایشان ضمن ادامه اعتراض مشتی هم حواله قفسه سینه ما نموده که به دلیل وجود پیس میکر یا همان باطری قلبی شرایطم جسمی من به هم ریخت که خدا را شکر سر پا شدیم  البته ایشان از وضعیت جسمی من آگاه نبود.(اما آن شب در این اندیشه بودم آیا ما هزینه های مکه را برای خوراک و مسایل رفاهی تنها داده ایم یا وظیفه ما برای انجام دستور الهی بوده است خدا کند که ارزان این متاع را نفروشیم)

حاجی پرهیزکار جای خود را به من داده و به استراحت پرداختیم ،12 شهریور و ذی حجه با فراهم شدن اتوبوس به نوبت ابتدا خانم‌ها ، افراد مسن و در ادامه با دادن پول توسط دکتر و کرایه اتوبوس متقاضیان رفتن به هتل از جمع کاروان در منا جدا شده و به هتل برگشتند که تا ظهر هم ادامه داشت. با برقراری نماز صبح مشاهده کردیم که چادر تقریباً خالی شده ؛ بعد از نماز جماعت صبح حاج آقا عنوان نمود دو گزینه برای رجم سوم در ابتدای صبح یا ساعت 14 (با توجه به گروما و خستگی شدید)داریم که با توجه به مسیر طولانی برگشت به چادرها تصمیم گرفته شد تا بعد از ظهر انتخاب تا بعد از پایان اعمال از همان جمرات به هتل در مکه برگردیم . لذا به سرعت به جمع آوری وسایل درون چادر کرده و قمقمه ها را با کمک برادران اسدیان و مصفر پر از یخ کرده و تعداد زیادی از شیشه‌های آب معدنی در ساک‌های خویش گذاشتیم و با یک ابتکار توسط برادر مصفر یک ویلچر که درون آن کلمن کائوچویی بزرگی مملو از شیشه‌های آب معدنی و اب میوه گذاشته شده بود در عقب کاروان در حرکت بود. سرانجام لحظه موعود راس ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه به سمت جمرات به حرکت درآمده در حالی که سر را پوشانده و با عینک دودی و و شیشه‌های آب خنک در طریق و مسیر جمرات به راه افتادیم در حالی که  آبسردکن های متعدد در راه حجاج را سیراب و افشانه های آب به ارتفاع ۱۰ تا ۱۵ متر روی زائران در گرمای شدید ریخته می شد من در این مسیر ۶ تا ۷ شیشه آب خنک همراهم بود ، کاروان‌ها در ثبت چپ جاده به صورت منظم و آهسته حرکت به سمت جمرات را آغاز نمودند ، از شدت پاشیدن آب خنک به سر و صورت روی زائران به هوا می پریدیم و الحق و انصاف سعودی‌ها سنگ تمام گذاشتند میزان توزیع آب و آب پرتقال در خیابان سوق العرب چشمگیر بود و آب پاش ها بی شما پاش ها بی شمار در مسیر را به خصوص اطراف پل در جبهه‌های جمرات روح و روان حجاج را تازه می کرد ؛ بر خلاف تصور ما در مورد مشکل بودن اعمال در بعد از ظهر به نسبت صبح ، آسفالت مسیر به دلیل تابش آفتاب خشک شده و با وزیدن باد در مسیر سبب تسهیل در حرکت حجاج ایجاد شده بود که به جرئت اعمال روز سوم برخلاف تصور با آسان‌تر از دو روز قبل بود ؛ با زدن هفت سنگ و انجام رمی جمرات در روز سوم اعمال تشریق به پایان رسید در حالی که نائبان افرادی که وظیفه نیابت برای زدن سنگ های آنان را داشتند از پا در آمده بودند و من در این اندیشه بودم که ما چگونه به راحتی بار خویش را بر دوش دیگران می افکنیم؟؟؟؟؟

#سفرنامه_حج_تمتع_1396_17
#منی_جمرات
#پایان_اعمال_تشریق
#کاروان_ابوالقاسم_مظفری_2015
http://telegram.me/safeer59