بند پوتین
راوی : عزیز رنجبر
برای رفتن به جبهه و قرار گرفتن در لیست اعزام نيروها خیلی سماجت و جدیت به خرج می داد. من هم می گفتم: هم سن و سالت کم است هم جثه ات ضعیفه و این ها بهانه خوبی بود برای عدم اعزامش . ولی دست بردار نبود و مدام برای رفتن به جبهه اصرار می کرد ؛ واقعاً کلافه ام کرده بود.
فکری به ذهنم رسید ، گفتم: یه شرط موافقي ؛ من بند پوتینم را باز می کنم اگه از قد تو بلندتر بود دیگر چیزی نگو ، ولی اگر كوتاه تر از قد تو بود با اعزامت موافقت می کنم. با اما و اگرهای فراوان پذیرفت. وقتی امتحان کردیم شرط را باخت. کم آورد و زد زیر شرط . دائم دنبالم بود بالاخره توانست موافقت مرا جلب کند و با اعزام به جبهه در تیپ ۱۵ آبی - خاکی امام حسن مجتبی (ع) مشغول شد.
در عملیات عظیم خیبر درمناطق باتلاقی هورالهویزه وشرق رودخانه دجله شرکت کرد. سرانجام برادر مسعود مبشر نژاد در این عملیات با اصابت ترکش مجروح شد و به اسارت در آمد ؛ چند سال بعد به دلیل سن کم و مجروحیتش ، از سوی صلیب سرخ آزاد شد و به میهن باز گشت اما مجدداً به جبهه اعزام شد وتا آخرین روزهای دفاع مقدس در یگان های مختلف حضوري فعال داشت. (منبع: زراعت پیشه،نجف ،تپه عرفان:خاطراتی از روزهای یکدلی و یکرنگی،مشهد،شاملو،1397)

#مسعود_مبشر_نژاد
#تپه_عرفان
#عملیات_خیبر
#هفت_خان_اعزام_به_جبهه
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......