شوق شهادت

 هنر آن است كه بميري پيش از آن كه بميرانندت و مبدا و منشا حيات آنانند كه اين گونه مرده اند . 
پندار ما اين است كه ما مانده ايم و شهدا رفته اند . اما حقيقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند .
زندگي زيباست اما شهادت از آن زيبا تر است . سلامت تن زيباست اما پرنده ي عشق ، تن را قفسي مي بيند كه در باغ نهاده باشند . و مگر نه آنكه گردن ها را باريك آفريده اند تا در مقتل كربلاي عشق آسان تر بريده شوند ؟ و مگر نه آنكه از پسر آدم ، عهدي ازلي ستاده اند كه حسين (ع) را از سر خويش بيشتر دوست داشته باشد ؟ و مگر نه آنكه خانه ي  تن راه فرسودگي مي پيمايد تا خانه ي روح آباد شود ؟ و مگر اين عاشق بي قرار را بر اين سفينه سرگردان آسماني كه كره ي زمين باشد ، براي ماندن در اصطبل خواب و خور آفريده اند ؟ و مگر از درون اين خاك اگر نردباني به آسمان نباشد ، جز كرم هايي فربه و تن پرور ، بر مي آيد ؟ ... اگر قبرستان جايي است كه مردگان را در آن به خاك سپرده اند ، پس ما قبرستان نشينان عادات و روز مرگيها را كي راهي به معناي زندگي هست ؟ ... 
شهيد آويني