محدوده روشن : 50
راوی: نجف زراعت پیشه
خاکریز دو جداره :
با تاریکی هوا و جهت زدن خاکریز جهت حفاظت رزمندگان و احداث سکوی مستحکم واجتماعی لودر و بلدوزرها وارد خط مهران شده و شروع به احداث خاکریز دوجداره برای کور نمودن دید و تیر دشمن کردند و من به دفعات برای بازدید و یا رساندن پیام های طرح وعملیات و فرماندهی با موتور250 تریل به سمت منطقه می رفتم.خلاصه طی دوشب فعالیت شدید مهندسی منجر به احداث خاکریز دو جداره بلند جهت امنیت نیروها شد که امتداد ان به شهر مهران نیز می رسید وسبب شد که نیروهای ما در پناه این خاکریز دوجداره مرتفع از دید وتیر مستقیم دشمن در امان بمانند.
گرازهای وحشی :
یکبار در ساعت 2 نیمه شب که بدون اسلحه به سمت خط پدافندی مهران رفتم در میان راه و در بیشه زار کنار رودخانه گاوی به یکباره موتور خاموش شد . خاصیت جنس خاک مهران نرم وپوک بودن است که تا زانوها به راحتی در ان فرو می رفت و برای حرکت موتور مشکل درست می کرد ؛ در حا ل هندل زدن برای روشن کردن موتور بودم که یکدفعه مشاهده نمودم گرازی با چهار ،پنج بچه روبروی من در حال حرکت وعبور بودند و چون خطرات گراز و وحمله غافلگیرانه انها شنیده بودم طبق تجارب قدیمی ها بدون حرکت ایستادم تا انها رد شده و سپس با روشن نمودن موتور به سمت خط مقدم به راه افتادم .این امر سبب شد تا در دفعات بعد اسلحه و نارنجک را حتماً به همراه خویش ببرم چرا که به غیر از موجودات وحشی امکان داشت با نیروهای گشت شناسایی عراق روبرو شوم.

تریل سفید :
همانگونه که گفتم در عملیات کربلای یک در شهر مهران از جانب طرح و عملیات یک دستگاه موتور 250تریل سفید نو از تدارکات تحویل گرفته و برای انجام ماموریت های محوله مرتب به سمت ارتفاعات قلاویزان و سایر خطوط و مناطق عملیاتی منطقه در تردد بودم چرا که ماموریت های محوله به تیپ چند بار تغییر نمود و ما مجبور بودیم برای هر مورد از مناطق مشخص شده از سوی قرارگاه به طور مستمر به مناطق فوق رفته تا ضمن شناسایی و آشنایی با منطقه در صورت قطعی همراه نیروهای عمل کننده در منطقه حضور داشته باشیم.
چندین روز از حضور ما در منطقه عملیاتی گذشته بود و در غروب روز سوم باک موتور را کاملا از بنزین موجود در منبع بزرگ واقع در منطقه پر کرده و چون هوای منطقه در حال تاریک شدن بود به سنگرهای فرماندهی در ورودی مهران مراجعت کردم ، سنگرهای واحدها از گونی های خاک با ارتفاع بلند ساخته شده بود و فاصله بین آنها نیز در حکم یک پناهگاه به شمار می رفت لذا موتور را برای حفاظت از آتش دشمن حدفاصل سنگر فرماندهی تیپ و طرح و عملیات گذاشته و برای ادای نماز مغرب و عشا وارد سنگر شدم و مشغول نماز مغرب و عشا شدم.
به یکباره خمپاره ای دقیقاً حد فاصل دو سنگر طرح و فرماندهی اصابت وصدای انفجار وحشتناکی به دنبال داشت ، با صدای انفجار عظیم همه روی زمین خزیدییم ؛ بلافاصله روشنایی و اتش شدید همه را به سمت بیرون سنگر کشید ، شعله آتش بود که فضای منطقه را مثل روز روشن کرده بود شدت شعله ها چنان زیاد بود که کسی را جرئت نزدیکی به آن نبود با هر روشی که به نظرمان می رسید سعی در خاموش نمودن آتش نمودیم اما تلاش ما ، نبود امکانات و شعله های زبانه کشیده سبب سرایت آتش به تمام نقاط موتور و خصوصاً باک آن شده و بعد از چند دقیقه از لحظه انفجار از موتور تریل 250 نو فقط اسکلتی سوخته و جزغاله شده بر جای ماند اما راکب نگون بخت جان سالم به در برد تا شاهد پر کشیدن یاران و دوستان در عملیات های بعدی باشد.
آزمون سخت :
در خط مهران مهندسی رزمی تیپ شروع به احداث خاکریز برای محافظت خط و نیروها از دید و تیر دشمن نمود . صبح روزی که گردان امام حسین (ع) جایش را به گردان سیف الله داده بود به خط رفتم در انجا برادر حبیب الله شمایلی درحال توجیه وبازدید از خط بود تا من را دید کلید لندکروز رابه من داد تا ماشین را از انتهای خاک ریز دوجداره بیاورم نه رو داشتم بگوییم حبیب جان من رانندگی بلد نیستم واینکه خجالت می کشیدم و نه جرات آوردن ماشین بدون اطلاع از نحوه رانندگی را به عنوان یک نیروی طرح داشتم ، لذا دل به دریا زدم و به انتهای خط رفتم وسوار لندکروز شدم .
#محدوده_روشن_50
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#کربلای_یک_آزادسازی_مهران
#استراتژی_دفاع_متحرک
http://telegram.me/safeer59
از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......