واگویه های نی زارهای هور (4) و قسمت پایانی
نجف زراعت پیشه
ابرهیم همت با اندک نیروهای باقیمانده خویش در خط مجنون جنوبی به مقاومت می پردازد و به دلیل کمبود نیرو با کاظم رستگار فرمانده لشکر 10 سیدالشهدا ع نزد قاسم سلیمانی فرمانده لشکر ثارالله آمده تا یک دسته برای نگهداری خط مجنون جنوبی از وی بگیرد ؛ واگویه های حاج ابراهیم همت از نگاه و دید تلخ قرارگاه نشینان و متهم نمودن همت به ناکارآمدی و از طرف دیگر نگاه نیروهای تحت امر همت به خاطر به عهده گرفتن این ماموریت های سخت فاقد امکان موفقیت سبب آزردگی همت شده و کاظم رستگار در این لحظات سردار خیبر را دلداری می داد اما ابرهیم همت دلتنگ بود و .... قاسم سلیمانی قول یک گروهان را به وی داد؛ هنگام برگشت و در هنگام رسیدن به نزدیک خط خودی بود که با انفجار توپ دشمن همت نیز به خیبریون پیوست و ساعت ها سر و پیکر همت و همراهش در کنار جاده افتاده بود ؛قبل از آن خرازی نیز با قطع دستش منطقه عملیات را ترک کرده بود.
اینک از دستاوردهای عملیاتی خیبر تنها جزیره مجنون شمالی و بخشی از جزیره مجنون جنوبی باقی مانده بود که به دلیل دارا بودن ذخایر نفتی و تعدادی حلقه چاه از رازش اقتصادی بالایی برقرار بود . دشمن آتش پرحجم خویش را بر جزایر مجنون متمرکز نمود ، سانت به سانت آن را شخم زد ، دیگر نایی برای مقاومت باقی نمانده بود ؛ عده ای با توجه به فقدان نیرو و امکانات تقاضای عقب نشینی از مجنون را داشتند که با اطلاع امام وی دستور به حفظ جزایر نمودند و در این جا سپاه با تمام نیرو و فرماندهانش به میدان آمد تا این دستور امام تحقق یابد حتی اگر منجر به از بین رفتن ساختار سپاه شود و این گونه بود که علی رغم بکارگیری همه امکانات به لحاظ عده و عده که آماری بالغ بر 1800000 خمپاره و توپ را در این وسعت و زمان کم بر جزایر ریخت اما جزایر مجنون حفظ شد و با ایجاد پاسگاههای آبی مقابل جزایر و ادامه آن در هورالعظیم تا چذابه این منطقه تثبیت و تامین شد........ و بن بست جنگ که بعد از فتح خرمشهر آغاز شده با انجام عملیات های رمضان ، والفجر مقدماتی ، والفجر یک ادامه و اینک با نرسیدن به اهداف عملیات در خیبر کلاف به هم پیچیده سرنوشت جنگ وارد مرحله حساس تری شد.

درس های خیبر :
عملیات خیبر که در به نوعی جهش در جنگ محسوب می شد و اولین عملیات آبی خاکی در جنگ تحمیلی در ابتدا با رشادت ، جسارت و البته با رعایت غافلگیری توسط بچه های شناسایی سردار گمنام هور علی هاشمی در قرارگاه نصرت بود ثابت نمود حتی اگر بهترین طرح و برنامه توسط طراحان مجرب نوشته شود در صورتیکه در مرحله اجرا اصول و قواعد حاکم بر آن موضوع به درستی رعایت نشود منجر به شکست و نرسیدن به اهداف مد نظر می شود.
جنگ یک سری اصول و قوانین از جمله وحدت فرماندهی ، تجمیع و صرفه جویی در قوا ، اصل غافلگیری و ..... دارد که متاسفانه در خیبر تمامی این اصول و قواعد در مرحله اجرا و عمل نتوانست محقق شود و با عدم تامین امکانات مورد نیاز و هماهنگی های لازم سبب شد تا اهداف بالا و مهم خیبر برای استقرار نیروها از روستای البیضه تا القرنه (محل اتصال رودهای دجله و فرات)در کنار رودخانه دجله و از القرنه تا تنومه و بعد از آن به نهر کتیبان در شمال کانال پرورش ماهی تنها به جزیره مجنون شمالی و بخشی از جزیره جنوبی ختم شود که مسایل ناشی از پدافند از این مناطق ناشی از وضعیت محیطی و سایر موارد سبب شد تا بخش عمده ای از نیروی ما را صرف نماید.ادامه این روند باعث ادامه شرایط فرسایشی جنگ شده و با هرز رفتن نیرو و امکانات در درازمدت سبب عوارض و چالش های فراوانی می شود که نتایج آن غیر قابل جبران بود.
با ورود به سال 1363 این سوال در ذهن پیش می آید که آیا فرماندهان با درس گرفتن از شکست در خیبر می توانند زمینه طراحی یک عملیات مهم و تاثیر گذار را در سال بعد فراهم نمایند یا اختلافات و چالش های موجود گسترده شده و بدون تلاش برای راه حلی اساسی به روزمرگی و فرسایشی شدن رهسپار می شویم که در این صورت تجربه جنگ های گذشته ثابت نموده که عاقبت خوبی در انتظار نخواهد بود.
#عملیات_خیبر
#هورالعظیم_شرق_دجله
#عملیات_آبی_خاکی
#آسیب_شناسی_جنگ
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
https://www.aparat.com/najaf46
از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......