◄امیر فروزی
بعد از عملیات رمضان جهت انجام مأموریتی با ماشینی که با گِل مالی استتار شده بود تنهایی به‌طرف خط پدافندی در منطقه عملیاتی می‌رفتم. وقتی به نزدیک دژ عراق و پیچ شهدا و یا همان پیچ معروف ابرویی رسیدم، به دلیل تسلط عراق روی این منطقه، آماج آتش گلوله‌های خمپاره دشمن قرار گرفتم و مجبور شدم فوراً ماشین را گوشه‌ای خاموش کرده و هر طور بود خودم را به اولین سنگر رساندم و داخل شدم. نیروهایی که از دور شاهد این حملات به سمت من بودند از زنده بودنم متعجب شدند.


با دیدن حاج لطف‌الله جهانتاب در آنجا بسیار خوشحال شدم، بخصوص وقتی متوجه شدم آن سنگر واحد دیده‌بانی توپخانه است و مسئولیت آن بر عهده حاج لطف‌الله قرار داشت. اوضاع منطقه که آرام شد به همراه ایشان از سنگر بیرون رفتیم و این بزرگوار بسیار جویای احوال نیروهای بهبهان بود و به آنها ابراز محبت می‌کرد. در حین صحبت متوجه دوربین خرگوشی شدم که نزدیک سنگر بود با کنجکاوی از حاجی اجازه گرفتم و داخل آن را نگاه کردم، منطقه و خاکریز عراق به‌خوبی پیدا بود، خوب که دقت کردم یک نیروی عراقی را دیدم، فورا به حاجی گفتم تا او را مورد هدف قرار دهند، حاجی با آرامش و خونسردی تمام و چهره خندان گفت: ما با یک گلوله یک عراقی هدف قرار نمی‌دهیم، صبر می‌کنیم تا تعداد آنها به ده تا بیست نفر برسند آن‌وقت یک گلوله سمت آن‌ها شلیک می‌کنیم.


می‌گفت: این مهمات که در اختیار آنهاست همه اموال بیت‌المال است و باید به‌گونه‌ای از آن استفاده کرد که بیشترین کاربرد و تاثیر را داشته باشد. سرانجام این سردار نامی و بی‌ادعا در تاریخ 13 اردیبهشت 1369 مزد همه شجاعت، مردانگی و وارستگی خود را در جاده سوسنگرد روستای ابوحمیظه در حین مأموریت با تصادف شهادت گونه خود گرفت و به خیل دوستان و هم‌رزمانش پیوست و آسمانی شد.


#لطف_الله_جهانتاب
#عملیات_رمضان
http://telegram.me/safeer59