محدوده روشن : 67
راوی: نجف زراعت پیشه
تعطیلی پمپاز آب در اروند :
صبح هنگامی که بچه ها رفته بودند تا تلمبه های انتهای خط را روشن کنند روشن نشد و سرعت ومیزان بالا آمدن اب درون خط وسنگرها زیاد شده بود از سوی دیگر پیش خودم هم فکر کردم با توجه به حساس شدن خط و دید و تیر دشمن نسبت به کلیت خط و علی الخصوص کانال مملو از آب اگر یکدفعه دیگر پایمان را به آن جا بگذاریم سالم برنمی گردیم و به عبارتی عمودی و با اختیار می رفیم اما بی اختیار و افقی روی برانکارد به عقب برمی گردانند.
سنگر فرماندهی جدید :
چون زمان پدافندی مدت زیادی به طول می کشد و از سوی دیگر با این آتش خمپاره ها و نارنجک ها باید سنگر مستحکمی برای خود احداث می کردیم لذا دست به کار شدیم ، برای سنگر فرماندهی گروهان به همراه بچه ها شروع به پر کردن خاک درون گونی کرده وشروع به احداث سنگر نمودیم.
تعمیر تلمبه :
عصرهم پس از کمی استراحت با برادران بلادی ، محسن اکبری و خودسوز برای روشن کردن تلمبه ها در ابتدای خط و برای تخلیه آب درون خاکریز رفتیم و در همین موقع هم بچه های لشکر در قسمت آبرسانی آمدند وپس از پیدا کردن نقص آن گفتند که تلمبه نیاز به بنزین و شمع دارد و من برای آوردن آن ها به مقر گروهان آمده و باتعویض آنها تلمبه ها به راه افتاد.
پمپاژ آب به سمت دشمن :
تصمیم گرفتم حال که امکان راه اندازی تلمبه ها در انتهای شیار و هدایت آبها به سمت اروند صغیر وجود ندارد در همین ابتدا تلمبه ها را روشن و اب را پشت بشکه ها در ابتدای کانال بیندازیم تا به طرف دشمن برود و شب نیز آتش بازی خوبی در خط براه بیندازیم وبا تلاش و فعالیت بچه ها مجلس شاهانه ای براه انداخته بودیم و روز دوم ما بدون تلفات گذشت.
ساخت سنگر دوم :
در روز سوم 16/1/66 ما شروع به احداث یک سنگر اجتماعی دومی روبروی سنگر فرماندهی نمودیم و شب برادران یدالله پازند ،مالک ایقان و مصطفی مداری پیش ما ماندند.

مقابله به مثل :
مثل شب های گذشته مجدداٌ مهندسی رزمی مشغول احداث خاکریز و تکمیل آن شد والبته به نسبت شبهای گذشته شلیک کمتری داشتیم اما دقیق تر برادران می زدند و همین باعث شد که آتش دشمن خاموش شود ظاهراً قلق دستشان آمده بود و الان هدفمند به سمت دشمن شلیک می کردند و صد البته تجارب جنگ نیز به کمکشان آمده بود و در آن شب من پیش بیسم چی ها در سنگر فرماندهی نزد برادران پریسوز ، کمال جعفرنیا و محسن متذکر بودم و مشهدی حاتم برای سرکشی نیروها در خط بیرون رفت و آن شب سه زخمی سطحی دادیم .
بررسی محور :
امروز 17//13661قصد دارم که به خاکریز احداثی که به دژ در پشت سر ما متصل می شد نگاهی بیاندازیم ضمن اینکه چند تن از برادران برای روشن کردن تلمبه ها به انتهای خط رفتند ضمن اینکه قصد دارم سری به خاکریز ملاقه و نونی شکل گروهان امام علی (ع) بزنم مکانی که به واقع به شکل یک نون شکل ، فاصله نزدیک با دشمن به نحوی که نجواهای آنها را نیز می شنیدند و هر گونه حرکت بی موقع در این خاکریز ناخشنودی فرماندهان خودی و خشنودی دشمن را در پی داشت چرا که دشمن بلافاصله با شلیک های پی در پی خویش از ما تلفات می گرفت و با توجه به کمبود نیرو وظیفه نیروهای خارج شده از خط روی دوش نیروهای سالم باقیمانده در خط سنگینی می کرد . شب یک نفس راحتی کشیدیم چرا که بلدوزرها نیامدند و آتش بازی دشمن متوقف و مثل شب های قبل نبود و ما تنها با شلیک های متعدد خویش آتش دشمن را خاموش نمودیم ودر اخر شب به همراه عبدالصاحب غلامی و مصطفی محمدی در کنار خاکریز که پهلوی تلمبه ها به دژ متصل می شد حرکت کردیم و پشت دسته بدر رفتیم من پس از آن ابتدا به مقر گردان و سپس به گروهان آمدم .
#محدوده_روشن_67
#گردان_فتح
#پدافندی_محور_نهر_جاسم
#لشکر_7_ولیعصر_عج
http://telegram.me/safeer59
www.safeer.blogfa.com
https://chat.whatsapp.com/FTviPLNfy2e0VWgtX1PFXA
از جنگ و دفاع مردم ایران می گویم برای انتقال تجارب و پیشگیری از جنگی دیگر و این که جنگ آخرین راهکار جهت رسیدن به منافع ملی می باشد......