راوی: نجف زراعت پیشه
تلفات و ماندگاری در خط :
 21/1/66ظاهرا  از دیروز  حاج یدالله  مواساتی  ،عبدالله مرضات ،محسن اکبری ومجید محسنی به بهبهان  رفته و قرار است که در مورد ماندن  در خط  و استمرار پدافندی  گردان و جایگزینی آن صبحت  نمایند. عصر امروز  نیز خط بشدت آماج حجوم  خمپاره های 60 قرار گرفت  و چون  خط قبل از ان  شلوغ شده بود 5 زخمی دادیم که به عقب منتقل شدند . 
آماده باش و کمبود مهمات :
شب آماده باش  داده شد  ، من  شب  قبل به آقای  اسلامی  جانشین گردان درمورد کمبود مهمات گفته بودم  و عنوان نموده بودم  که مهمات موجود فقط در حد دفاع  لحظه ای  می باشد  و سهمیه ای جهت آتش در اختیار نداریم  و نمی توانیم مثل شب های گذشته  شلیک و آتش  بازی کنیم و وی گفت  نیازی به شلیک نیست  اما  با اعلام  آماده باش  و حوادث روز و شب  دستور شلیک زیاد  را صادر نمود  و در صورتیکه در این لحظات  دشمن به تک می نمود  ما هیچگونه مهمات جهت دفاع  و یا نیرو جهت  پشتیبانی  از خط نداشتیم و من  بسیار  ناراحت شده و بدرون  سنگر خویش رفته و فقط دعا می کردم دشمن بویی نبرد و یا این که دست به تحرک ویژه ای نزند  .این روزها دیگر مثل قبل نیست مهمات اختصاص نمی دهند و ما به شدت در مضیقه هستیم حتی کوچکترین تحرک عراق می توانست در این جا تبدیل به فاجعه شود اما چه می شودکرد تکلیف ما ماندن و دفاع از منطقه تا آخرین نفس می باشد، ظاهراً بودجه مملکت برای تامین اقلام جنگ کفاف نمی دهد یا بحث تحریم های تسلیحاتی و اقتصادی مانع پشتیبان جبهه و جنگ شده است.

نقشه خط پدافندی نهر جاسم عملیات کربلای 5


صبح به مقر گردان رفتم و با  جانشین گردان  محمد جواد اسلامی پیرامون سهمیه مهمات ،کمبود نیرو ناشی  از تلفات مستمر  و خستگی ناشی  از پدافندی  و نحوه  تعویض صحبت نمودم  و از جمله تغییر مکان از خط فعلی  به پشت خاکریز تازه  احداث شده توسط لودر و بلدوزرها و یا دژ که با عدم نتیجه گرفتن  پیش بچه ها در خط برگشتم. البته  این شبها دیگر به  دلیل   کاهش آتش بازی دشمن  ما نیز کمتر  شلیک می کردیم  که البته  یکی از دلایل عمده آن کمبود  مهمات وکاهش سهمیه خط بود .
اوفی :
24/1/66 صبح اطلاع دادند  که تخریب چی های دشمن  برای کاشتن مین  به جلو آمده ، با نگاه کردن منطقه  با دوربین خرگوشی متوجه شدم که فرمانده انان  به صورت تمام قد و دست به پهلو در میدان ایستاده(خیلی قلدور مآب و طلبیدن هل من مبارز)  و سه نیروی تحت امر وی  مشغول کار و کاشت مین در منطقه روبروی ما بودند ؛  در همین زمان نیز حاج یدالله  و عبدالرضا  مهربان به خط امدند با خبر جلو امدن عراقی ها مصطفی محمدی و خود سوز برای شلیک نارنجک  تفنگی و آرپی جی 7 به جلو رفتند  . تقریبا  ده الی بیست دقیقه  بعد گفتند  مصطفی  زخمی شده است، با فکر اینکه سطحی زخمی شده است  و خودش می اید به محل نرفتم  ولی وقتی دیدم خبری نشد قدرت و خیرالله را صدا زدم  و جلو رفتیم  تقریبا پنج متری سنگر  بیسیم و فرماندهی  دسته  بود که مصطفی را روی برانکارد گذاشته و به عقب حمل نمودیم  .
مصطفی روی خاک ریز کوتاه  مرتب تا نیم تنه بالا رفته  و منطقه را دید می زده است  و تذکر افراد به وی از تک تیر انداز  عراقی تاثیری نداشت و باهمین  وضعیت دو عدد آرپی جی که توسط برادران آغاجاری با یک عملیات ابتکاری گلوله خمپاره شصت روی خرج آن نصب شده و توسط آرپی جی شلیک می شد به سمت عراقی های مستقر در میدان  مین شلیک کرد اما شلیک سمینوف عراقی ها وی را از بالای خاکریز به پایین انداخت .اصابت تیر به شکم وی  باعث شد که چند قدمی دویده اما بلافاصله روی زمین افتاد.بواسطه پر بودن جداره خاکریز از آب  سبب شده تا انتقال مصطفی با برانکارد به سختی  صورت گرفت و در حقیقت رمق ما در طی انتقال گرفته شد  در همین زمان نیز شلیک بی امان دشمن  به طرف ما و انفجارات متعدد سبب افت و خیز زیادی شد و سالم ماندن ما تا زمان انتقال  مصطفی  به پای آمبولانس  به یک معجزه شبیه بود .
#محدوده_روشن_69
#گردان_فتح
#پدافندی_محور_نهر_جاسم
#لشکر_7_ولیعصر_عج
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
https://chat.whatsapp.com/FTviPLNfy2e0VWgtX1PFXA