دم کت(رودخانه مارون) :

با پایان گرفتن ماموریت پدافندی خرداد 1364 در پاسگاه شهید دیم درون هور گروهان سیدالشهدا ع جایگزین ما شد و نیروهای ما بعد از یک ماموریت سخت و پدافندی که وظیفه ایجاد و تجهیز پاسگاه نیز روی دوش آنها قرار داشت در آب و هوای بسیار گرم و شرجی که گاهی درصد آن به صددرصد هم می رسید به سایت خیبر برگشته و سپس برای چند روز به مرخصی آمدیم.

برنامه های رزمنده های درون شهر خود نیز قصه های شنیدنی دارد صله رحم ، سر زدن به خانواده شهدا و عیادت از مجروحین و ....... اما در شهر نیز رزمندگان سعی می نمودند در اکثر اوقات با هدیگر بوده و در برنامه های دستجمعی مشارکت نمایند ، در بحث اوقات فراغت می توانم به برنامه شنای دستجمعی در رودخانه مارون در برم لیلکی و دمکت اشاره نمایم .

شنا در رودخانه مارون بخش دم کت (منطقه ای از رودخانه مارون سه کیلومتر بعد از سه راهی سیمان به سمت سد مارون که ابتدای قنات منصوریه بود و هم اکنون سد آریوبرزن در این ناحیه احداث شده است و در آن زمان دارای آب فراوان و عمیق برای شنا بود و در آن سوی رودخانه دارای ساحل ماسه ای برای بازی تی تی بود.) و بازی تی تی(بازی محلی که در آن دو تیم در حالی که خطی در وسط کشیده شده با صدای ممتد خاصی که نباید قطع می شد به زمین حریف رفته و سعی داشت با دست زدن به بدن رقبا آنها را از دورخارج نماید در صورت گرفتار شده به دست رقیب و قطع نفس و صدای وی خود بازیگر باید زمین را ترک می کرد.) یا وادی در شن های ساحلی آن سوی رودخانه اشاره نمایم.

با عبور مینی بوس های عازم به سمت دهدشت همه متعجب به جمع ما نگریسته ، شناگرانی که شلوارهای نظامی را کوتاه کرده و به عنوان شورت مایو که در حقیقت همان شورت های مامان دوز یا باغبانی با بستن کمربند بود را برای محافظت بیشتر در مقابل کش و قوس های بازی تی تی ابداع شده بود می نگریستند و در انتهای بازی نیز صف دو نفره به سبک عزاداری سنتی و داد و فریادهایی بعضاً منشوری که به آسمان می رفت.

دمکت

در آب‌های عمیق دم کت نیز باید هم شناگر قابل باشی هم از بیم تبانی قوی بنیه های با مهارت شنای بالا ، جهار چشمی باید مواظب اطراف باشی چرا که اگر غفلتی صورت می گرفت به یکباره خود را در محاصره یل های جمع عبدالرضا مهربان ، یدالله مواساتی یا غلامحسین بهبهانی...... می دیدی که باید انتظار زیر آب رفتن های مکرر را نیز..... و در این زمان نفس نفس زدن های حمدالله مواساتی و داد و فریاد و تقلای وی برای رهایی از دست این شناگران دیدنی و تماشایی بود و محسن زحمتکش نیز به دلیل لاغر اندامی همیشه آماج این کل کل کردن ها بود .............

چه روزهایی بود مثل برق و باد گذشت....

اون روزها تنها یکی دو موتور برای رفتن به شنا و صحرا در اختیار داشتیم، شهید غلامحسین بهبهانی جمله ای داشت که هنوز در ذهنم طنین‌انداز است :به ما می گویند باند بی وسیله ها....... ای کاش ذره‌ای از اون حال خوش نصیب ما در این شرایط سخت شود......

#دم_کت

#اوقات_فراغت

#نجف_زراعت_پیشه

https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

انواع جنگ : متقارن و نامتقارن

جنگ کلاسیک یا نبرد متقارن Conventional warfare

جنگ کلاسیک یا نبرد متقارن به گونه‌ای از جنگ گفته می‌شود که در آن از جنگ‌افزارهای متعارف نظامی و تاکتیک‌های تعریف‌شده، مشخص و معین نظامی استفاده شده و میان دو یا چند کشور صورت می‌گیرد. رویارویی دو طرف در جنگ کلاسیک «باز» بوده و نیروهای دو طرف تعریف شده هستند. در یک جنگ متعارف کلاسیک استفاده از جنگ‌افزارهای نا متعارف مانند شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای معمول نیست.
جنگ کلاسیک منظّم بوده و برآورد توانایی‌های رزمی دو طرف بر اساس عوامل مادی و معنوی انجام شده و یک نوع همگونی و تعادل میان نیروهای دو طرف وجود دارد. در یک جنگ کلاسیک متعارف معمولاً طرفی به پیروزی می‌رسد که فناوری نظامی پیشرفته‌تر، سازماندهی منظم‌تر، جنگ‌افزار و نفرات بیشتر و با انگیزه‌تر باشد. در یک جنگ کلاسیک طرح‌ریزی نبرد براساس شناخت نسبی توان رزمی دشمن صورت می‌گیرد و جنگ براساس واقعیتهای طرفین صورت می‌گیرد. در این‌گونه از جنگ، نقاط ضعف وقوت طرفین قابل پیش‌بینی است. جنگ کلاسیک استمرار و تداوم بیشتری داشته و ریسک کمتری در انجام حملات وجود دارد. همچنین در این نوع از نبرد کنترل پذیری و پشتیبانی پذیری بیشتری وجود دارد. در عوض جنگ کلاسیک در هنگام برهم خوردن توازن قوا ناکارآمد بوده و در برابر جنگ نامتقارن انعطاف‌پذیری کمی دارد.

جنگ نامتقارن یا جنگ ناهمتراز Asymmetric warfare

جنگ نامتقارن یا جنگ ناهمتراز در اصطلاح به نبردهایی گفته می‌شود که طرف‌های درگیر در آن از توانایی نظامی یکسانی برخوردار نیستند و بر خلاف جنگ‌های کلاسیک، فرمول مشخصی برای موقعیت‌های خاصّ نظامی ندارند؛ برای جنگ نا متقارن به چند عنصر اصلی از جمله بهره گیری از نقاط ضعف و آسیب پذیری دشمن , استفاده از فناوری های پیشرفته و غیر قابل انتظار , بهره گیری از روش های مبتکرانه , تضعیف اراده ی دشمن برتر , تاکید بر تایید نامتناسب را می توان اشاره نمود .

#جنگ
#جنگ_کلاسیک
#جنگ_متقارن
#جنگ_نامتقارن
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

مناطق تجزیه شده از ایران:

حکومت صفویه ( ۱۵۰۱ -۱۷۳۶ میلادی) اولین حکومت متمرکز در ایران بود که بعد از فروپاشی ساسانیان در نتیجه هجوم اعراب تشکیل شد. بعد از ورود اسلام به ایران، حکومت‌های زیادی در ایران تشکیل شدند؛ اما هیچ‌کدام نتوانستند تمام جغرافیای ایران را زیر سلطه خود درآورده و یک حکومت متمرکز تشکیل دهند. با تشکیل دولت متمرکز و تلاش جهت تثبیت سرحدات و مرزهای ایران ما شاهد جنگ های و قرار دادهای متعدد با طرف های درگیر بوده ایم و در برخی مقاطع شاهد گسترش وسعت ایران به میزان حداکثی آن بوده و در زمان ضعف دولت مرکزی و دخالت قدرت های بزرگ شاهد از دست رفتن بسیاری از سرزمین های ایران در چهار گوشه ایران عزیز بوده ایم . در مطلب زیر به مواردی که طی آنها بخش های عظیمی از خاک ایران از گستره آن جدا شده و به کشورهای زیر پیوسته اند اشاره شده است امید است همانگونه که در جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران با همت و ایثار جوانان ایران زمین مانع جدایی بخشی از ایران شوند به تقویت حس وطن دوستی و افکار عمومی این اقدام برای نسل های آینده به عنوان یکی از اصول خلل ناپذیر در برنامه مردم و رهبران ایران گنجانده شود.

  • عهدنامه قصر شيرين ۱۶۳۹م : واگذاری رسمی بغداد و بین النهرین به امپراطوري عثماني
  • عهدنامه گلستان ۱۸۱۳م : واگذاری بخش بزرگي از سرزمينهاي قفقاز به روسیه
  • عهدنامه تركمنچاي ۱۸۲۸م : استيلاي کامل روس ها بر قفقاز
    • سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قراردادهای گلستان و ترکمانچای با روسیه (کیلومتر مربع):
      • آران و شروان: ۸۶۶۰۰ ک. م.
      • ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م.
      • گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م.
      • داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م.
      • اوستیای شمالی: ۸۰۰۰ ک.م.
      • چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م.
      • اینگوش: ۳۶۰۰ ک.م.
      • ( جمع کل: ۲۶۳۷۰۰ کیلومتر مربع )
  • عهدنامه پاريس ۱۸۵۷م : واگذاری بخشي از هرات و افغانستان امروزي به بریتانیا در ازاي تخليه بنادر جنوبي
    • سرزمین‌های جداشده‌ی ایران
      • هرات و افغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م.
      • بخش‌هایی از بلوچستان و مکران: ۳۵۰۰۰۰ ک.م.
      • (جمع کل: ۹۷۵۲۲۵ کیلومتر مربع)
  • عهدنامه آخال ۱۸۸۱م : واگذاری مرو و بخشهايي از خوارزم به روسیه در ازاي تضمين امنيت
    • سرزمین‌های جداشده‌ی ورارود/ وَرَزرود/فرازرود(ماوراءالنهر) ؛سرزمین ترکمن‌ نشین خراسان و خانات خیوه یا خوارزم
      • ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م.
      • ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م.
      • تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م.
      • بخش‌های ضمیمه شده به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م.
      • بخش‌های ضمیمه شده به قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م.
      • ( جمع کل: ۱۲۲۶۵۰۰ کیلومترمربع)
  • ۱۸۹۳م : واگذاری منطقه و قصبه فیروزه و اصلاح خطوط مرز و سرچشمه آب ها به نفع روسیه.
  • ۱۹۰۷م : تقسیم و اشغال ایران بر طبق قرارداد سن پترزبورگ میان روسها و بریتانیایی‌ها :منطقه شمالی به امپراتوری روسیه و منطقه جنوبی به امپراتوری بریتانیای کبیر اعطا شد و منطقه میانی باید به عنوان منطقه بی‌طرف کار می‌کرد.

۱۹۷۰م : استقلال بحرين كه به لحاظ تاريخي بخشي از كشور ايران بود (بحرین: ۶۹۴ ک.م)

#تجزیه_طلبی

#مناطق_جدا_شده_از_ایران

https://t.me/safeer59

http://safeer.blogfa.com/

بحران غرب دزفول 1352/11/21

ارتفاع 343 منطقه مهران

درواقع، اختلاف‌های مرزی بین دو کشور عراق بعد از عثمانی و ایران بعد از قاجاریه با فرازونشیب ادامه یافت و در مواقعی حتی به لشکرکشی دو کشور و تقویت نیروهای نظامی در مرزها و گاهی علاوه بر تبادل آتش، به درگیری نیروهای نظامی آنها نیز انجامید. از سال 1348 به بعد واحدهای نظامی و شبه نظامی ایران در مواضع و سنگرهای این منطقه، به‌طور دائم استقرار داشتند. درطول این دوره زمانی حوادث مهمی رخ نداده بود. اختلافات دو کشور در دوره پهلوی دوم در سال 1352 به اوج خود رسید. در جریان این اختلاف‌ها، گفت‌و‌گوهای سیاسی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی میان دو کشور با فرازونشیب دنبال و عراق در مهرماه 1352 تقاضا کرد روابط سیاسی مجدد برقرار شود و در اواخر همین سال سفرای بین دو کشور مبادله شدند.با وجود برقراری روابط دیپلماتیک و استقرار سفرای دو کشور در سفارتخانه‌ها، نیروهای عراقی در بهمن ماه 1352 در حرکتی کاملاً غافلگیرکننده به مواضع نیروهای ایرانی در تپه‌های اطراف ارتفاع 343 واقع در منطقه مهران یورش بردند.

در سحرگاه یکشنبه 21 بهمن‌ماه 1352 عراق جرأت حمله‌ای تمام‌عیار به خاک ایران با هدف اشغال سریع استان خوزستان را یافت. درگیری سنگینی بین قوای عراقی و نیروهای مرزی ایران که غافلگیر شده بودند صورت گرفت. تیپ نیروهای زمینی دزفول که از 2 لشگر زرهی خوزستان نیروی زمینی ارتش ایران تشکیل شده بود توان مقابله با نیروهای مهاجم با تسلیحات پیشرفته را نداشت ؛ ابتدا نیروهای مواضع مقدم ایران غافلگیر شدند به طوری که تعدادی از افراد گروهان دلاوران شهید شدند و تعدادی دیگر مواضع را ترک کرده و ناگزیر به عقب‌نشینی به دزفول گردیدند.

بعد از کشف حمله، بالگردهای آپاچی گردان هوانیروز و فانتوم‌های پایگاه ششم شکاری بوشهر وارد میدان شدند و در پی آنها لشگر 1 و 2 زرهی نیروی زمینی ارتش ایران از اهواز خود را به صحنه‌ی کارزار رساندند و نبرد سختی بین نیروهای مدافع ایرانی و نیروهای مهاجم عراقی درگرفت که دوازده ساعت به‌طول انجامید. سرانجام، این درگیری که تا آن زمان شدیدترین زد و خورد مرزی تلقی می‌شد، با عقب راندن نیروهای عراقی که فقط جسد 26 نفر از آنان در خاک ایران جا ماند به داخل خاک عراق کشیده شد و بخشی از خاک عراق به وسعت پنج کیلومتر مربع را به تصرف خویش درآوردند.

ساعت 9 بامداد به وقت ایران، نماینده‌ی عراق در سازمان ملل متحد در پیامی اضطراری به دبیرخانه‌ی شورای امنیت سازمان ملل ــ خارج از وقت ــ شکایتی را با این عنوان مطرح کرد: «حمله‌ی گسترده نیروهای زمینی و هوایی ارتش ایران و اشغال پنج کیلومتر مربع از خاک عراق»!

در این درگیری خونین که منجر به کشته شدن 30 نفر از ایران و 26 کشته از عراق شد عراقیها تنها با ذکر و اعلام اینکه عراقی ها در خاک عراق کشته شده اند اجساد را می خواستند وگرنه نه؛ با صدور قطعنامه 348 مبتنی بر اعلام آتش بس،عقب نشینی طرفین،اجتناب از هر گرنه عمل خصمانه و از سرگیر مذاکرات هیات حقیقت یاب سازمان ملل در ایران حاضر شده و با عقب نشینی نیروها به پشت مرزهای سیاسی و نصب نقشه جدید توسط فرماندهان نظامی در صبحگاهان ، هیات سازمان ملل با تکیه بر آن عراق را متجاوز شناخت.

جان‌باختگان سرافراز دزفولی نیروی زمینی ارتش ایران در گورستان تازه‌بنیادِ معصوم‌آباد به خاک سپرده شده که بعدها با دفن شهدای انقلاب و جنگ 8 ساله‌ی تحمیلی به شهیدآباد تغییر نام پیدا کرد. هنوز می‌توان نام شش تن از شهیدان آن سحرگاه خونین را در قطعه‌ی 4 ردیف 15 این گورستان یافت و به روان پاک‌شان درودی فرستاد: مجید کاظمی‌زاده (28/06/1328)، جلیل قدیمی (22/11/1331)، ابراهیم سوادکوهی (01/02/1332)، حسین نقدی (03/07/1330)، سلیمانی (07/07/1332) و محمدعلی سلطانی (02/11/1332)

و اما شایعات این واقعه:

* از دی تا اسفند ۱۳۵۲ نبردهای جدی میان ایران و عراق روی داد که درگیری ۲۱ بهمن ۵۲ بزرگترین آنها بود و روزهای بعد ادامه یافت.درگیری در ۳ ساعت به اتمام نرسید و ایران به تقابل زمینی با متجاوزین بسنده کرد. داستان پرواز افسانه ارتشبد خاتمی صحت ندارد؛هیچ درگیری در جزایر ۳ گانه گزارش نشده و درگیری ۲۱ بهمن در حوالی رضا آباد در استان ایلام رخ داد، نه خوزستان یا هرمزگان!

*شاه تنها ۲ سفر در سالهای ۱۳۳۵ و ۱۳۴۴ به شوروی داشت و در سال ۵۲ و بروز درگیری مرزی در مسکو نبود!

*در زمان این نبرد، رئیس جمهور عراق احمد حسن البکر بود، نه صدام! صدام با کودتا علیه او در ۱۹۷۹ به قدرت رسید.

* بصره یا هیچ شهر دیگری در آن نبردها توسط ایران اشغال نشد! دولت عراق تنها ایران را متهم به ورود ۳ مایلی به داخل خاک عراق نمود

* ارتشبد بهرام آریانا در اردیبهشت ۱۳۴۸ از ریاست ستاد ارتش برکنار و در تیرماه همان سال بازنشسته شد! در سال ۵۲ ازهاری ریاست ستاد ارتش بود.

#اختلافات_مرزی

#دفاع

#تجزیه_تحلیل_جنگ

#آسیب_شناسی

#ایران

#عراق

https://t.me/safeer59

http://safeer.blogfa.com/

 عملیات مشترک اروند معروف به عملیات عمّا 1969(1348)

Operation Arvand (AMA)
با وقوع کودتای «حزب بعث عراق» در 26 تیر ماه سال 1347 نعیم النعمه، معاون وزارت خارجه‌ی عراق به عزت‌الله عاملی سفیر ایران در بغداد گفت: «دولت عراق آبراه شط‌العرب (اروندرود) را جزو لاینفک خاک خودش می‌داند و از دولت ایران می‌خواهد کشتی‌هایی که پرچم ایران را برافراشته‌اند هنگام ورود به شط‌العرب آن را پایین بکشند و هیچ یک از افراد نیروی دریایی ایران سوار کشتی‌های مزبور نباشند». او هشدار داد که اگر ایران این نکات را نپذیرد عراق قوه‌ی قهریه به کار خواهد برد. این بحران هنگامی شدت یافت که ایران کوشید جدی بودن تصمیم عراقی‌ها را به معرض آزمایش بگذارد. این اختلاف مرزی سابقه ای به درازای تشکیل امپراطوری عثمانی در 1952م در مقابل تشکیل امپراطوری صفویه در 1503م دارد و همسایه غربی ایران رودخانه را بخشی از خود دانسته و مرز را ساحل شرقی در قسمت ایران می داند اما در مقابل ایران زیر بار نرفته و معتقد به برخورداری از حقوق مساوی با کشور همسایه در رودخانه دارد.


در ۲۲ آوریل ۱۹۶۹(02/02/1348)، کشتی بازرگانی ایرانی ابن سینا، با حمل محموله‌ای از تیر آهن و برافراشتن پرچم ایران، توسط کشتی‌های به شدت مسلح نیروی دریایی ایران و همچنین با جنگنده‌های جت نیروی هوایی همراهی شد و در یک سفر ۸۰ مایلی که حدود شش ساعت طول کشید از طریق رودخانه اروندرود به سمت خلیج فارس حرکت کرد. عراق که قبلاً تهدید کرده بود اگر کشتی‌ای با پرچم ایران عبور کند، هدف تیراندازی قرار خواهد گرفت نسبت به این اقدام واکنشی نشان نداد. هر دو کشور نیروهای زمینی خود را در کنار رودخانه تقویت کردند و توپخانه، تانک و سلاح ضدهوایی را مستقر کردند. سربازان ایرانی در مجاورت خرمشهر و آبادان قرار گرفتند، در حالی که عراق نیروهای خود را در بصره آماده کرد.


کشتی باری آریافر سه روز بعد در پنجم اردیبهشت 1348 با چهار قایق مسلح بدون هیچ گونه مزاحمتی از کنار رودخانه عبور کرد . عراق نیز که از تدارکات و تحرکات نظامی ایران در مرزها آگاهی داشت از هر گونه اقدامی که منجر به برخورد نظامی شود ، خودداری و در این باره به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد . دولت ایران ضمن رد ادعاهای عراق اعلام داشت ، اقدامات ایران به منظور تضمین آزادی کشتیرانی در یک آبراه بین المللی میباشد و هر وقت عراق از اقدامات تهدید آمیز دست بردارد و نیروهای خود را از مرز ایران عقب بکشد ، ایران نیز نیروهای خود را از مرز فراخواهد خواند و بحران رودخانه اروند رود معروف به عما با قدرت نمایی ایران به پایان رسید اما ریشه های بحران هنوز پابرجا و به عنوان آتش زیر خاکستر به شمار می رفت.


#عملیات_اروند_رود
#عملیات_عما
#شط_العرب
#اختلافات_مرزی_ایران_عراق
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

حکایت خوزستان و عربستان (الاحواز)


نقشه ترسیمی از سوی رهبران عراقی و چاپ آن در کتب درسی نشان از توسعه طلبی آنها بود که با تغییر نام خوزستان به عربستان و شهرها به خفاجیه ،محمره،عبادان و .... اهداف شومی جهت جدا سازی این استان از دامان ایران را داشتند.
اسامی جعلی : حویزه،خفاجیه،بسیتین ،استان عربستان، الاحواز، محمره ،عبادان ، ناصریه ، دیزیفول ، نهر الطاب ، لاله ، جبال البختیاریه و جبال کردستان،خلیج عربی و جزایر سه گانه


#تجزیه_طلبی
#استان_خوزستان
#عربستان
#حزب_بعث_عراق
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

طولانی ترین جنگ قرن بیستم

#تجزیه_طلبی

#جنگ_عراق_علیه_ایران

#طولانی_ترین_جنگ_قرن_بیستم

https://t.me/safeer59

http://safeer.blogfa.com/

دلایل محبوبیت صدام در اردن و فلسطین


خبرگزاری فرانسه در گزارشی می‌نویسد در حالی که تصاویر صدام حسین و نماد‌های مربوط به دوران حکمرانی او در عراق غیرقانونی هستند، اما تصاویر او در اردن دست به دست می‌شود. بنا به این گزارش، تصاویر صدام حسین روی پوشش گوشی‌های تلفن همراه اردنی‌ها تا آویز داخل تاکسی‌هایشان دیده می‌شود.

اردنی‌های تحسین‌کننده صدام حسین که آشکارا علاقه خود را به مرد قدرتمند پیشین عراق بیان می‌کنند، از او به دلیل مقاومتش در برابر مداخلات غرب در خاورمیانه به عنوان قهرمان نام می‌برند.

آن‌ها همچنین صدام حسین را به دلیل آرمان‌های ملی‌گرایانه عربی‌اش به یاد می‌آورند و حمایت او از فلسطین را تحسین می‌کنند.

عملیات نظامی ائتلافی به رهبری آمریکا در عراق در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ به سرعت رژیم صدام حسین را به زانو در آورد. صدام حسین حدود ۹ ماه از اسارت گریخت، اما سرانجام در دسامبر ۲۰۰۳ دستگیر و ۳ سال بعد توسط حکومت جدید عراق اعدام شد.

خلیل عطیه، نماینده مجلس اردن در خصوص دلایل محبوبیت صدام حسین در این کشور به خبرگزاری فرانسه گفت که ده‌ها هزار اردنی از طریق بورسیه‌های تحصیلی در دوره او از دانشگاه‌های عراق فارغ‌التحصیل شده‌اند.

همچنین او از کمک صدام حسین به خانواده‌های شهدای فلسطینی و بازسازی خانه‌های فلسطینی‌ها که توسط اسرائیل تخریب‌ شده بودند به عنوان یکی دیگر از دلایل محبوبیت دیکتاتور پیشین عراق و فراموش نشدنش در میان شهروندان اردن نام برد.

خلیل عطیه در ادامه تصریح کرد که اردنی‌ها رهبر پیشین عراق را به عنوان یک قهرمان و ناجی که ماموریتش توسعه ملت عرب بود، می‌شناسند.

به گفته او، صدام حسین تنها رهبر عرب بود که با رونق دادن به صنایع نظامی، ساخت تسلیحات را ممکن ساخت و اسرائیل را با ۳۹ موشک ساخت عراق هدف قرار داد.

یک دیپلمات پیشین عراق که در امان ساکن است هم بر این نکته تاکید دارد که عرب‌ها صدام را رهبر ملت عرب می‌دانستند.

اگرچه میراث وحشتناک صدام حسین تأثیر چندانی بر زندگی بسیاری از اردنی‌ها نداشته، اما پیامد‌های سرنگونی او دیدگاه‌های آن‌ها را در مورد وضعیت این کشور همسایه تقویت کرده است.

بسیاری از اردنی‌ها بر این نظرند که عراق به عنوان کشوری نفت‌خیز، پس از صدام حسین توسط فاسدها غارت شده است. سازمان شفافیت بین‌الملل، عراق را در میان ۲۵ کشور فاسد جهان قرار داده است.

به گفته برخی از اردنی‌ها که با خبرگزاری فرانسه گفتگو کرده‌اند، آنچه در عراق اتفاق افتاده است، سقوط حکومت صدام نبوده بلکه سقوط این کشور بوده است. (منبع : سایت فرارو ، کد خبر: ۶۲۳۰۰۴)
#صدام_حسین
#اردن
#محبوبیت_صدام
#فلسطین
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

بصره از آلوده‌ترین شهرهای جهان به مواد منفجره جنگی

هنوز هم مین‌های منفجر نشده مایه نگرانی و احساس خطر مقامات محلی و سازمان‌های حقوقی و محیط‌زیستی و شهروندان عراقی ساکن مناطق نزدیک به مناطق آلوده به این مین‌هاست که سالانه جان ده‌ها عراقی را می‌گیرد، برخی از مین‌ها از دهه هشتاد میلادی و از زمان جنگ عراق و ایران برجای مانده است.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از العربی الجدید، «هبه عدنان»، سخنگوی کمیته صلیب سرخ عراق در این باره اعلام کرد: عراق یکی از آلوده‌ترین مناطق جهان به مواد منفجره است و مساحت آلوده باقی مانده 2600 کیلومتر است که نزدیک به مساحت 364 هزار زمین فوتبال است.

عدنان افزود: بصره یکی از مناطق آلوده جهان به تسلیحات منفجر نشده است که میانگین آلودگی در آن به 1200 کیلومتر می‌رسد و شامل مین‌ها، بمب‌های خوشه‌ای و دیگر تسلیحات است که تاریخ برخی از میادین مین به جنگ عراق و ایران می رسد.

وی اظهار داشت: آثار این مین‌ها و مواد منفجره هنوز هم ساکنان این مناطق را تحت تاثیر قرار می دهد، بر اساس آمار اداره مین، شمار قربانیان انفجار مین در عراق به بیش از 30 هزار نفر رسیده است،استان‌های موصل، صلاح الدین و کرکوک هم به خاطر جنگ با داعش از مناطق آلوده به شمار می روند.

وزارت محیط زیست عراق در ماه مارس گذشته از برنامه خود برای بکارگیری پهپادها به منظور شناسایی مناطق آلوده به مین خبر داد و افزود: با بکارگیری این روش حدود 90 درصد در زمان پاکسازی مناطق آلوده صرفه جویی می شود. منبع : سایت شفقنا کد خبر 1555373

#مناطق_آلوده_جنگی
#جنگ_عراق_علیه_ایران
#تلفات_خسارات_جنگ
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

جهان  بدون جنگ از رویا تا واقعیت


آیا می توان روزی را شاهد بود که از جنگ و منازعه در جهان اثری نباشد؟
آیا ایجاد دنیای بدون جنگ و خونریزی امکان پذیر می باشد؟
آیا بشر می تواند تجربه تلخ جنگ و منازعه را با صلح و دوستی پایدار جایگزین نماید؟

تاریخ جنگ با تاریخ تسلط انسان بر زمین (قدمت تاریخ حیات بشر) برابر است که با اهداف مختلف خصوصاً توسعه طلبی و گسترش ارضی ایجاد و تا نابودی دشمن ادامه می یافته است. و در این مسیر شاهد خسارات و تلفات بسیار بوده ایم ، با توجه به ترسیم مدینه فاضله در ایدئولوژی ها و مکاتب مختلف که اساس همه آن برای زندگی بهتر می باشد ؛ با ورود به قرن 21 و ارائه مکتب لیبرال دموکراسی که حاصل آن را برخورداری بشر از همه امکانات و مواهبی که مورد نیاز می باشد آیا می توانیم در آینده شاهد رخت بر بستن منازعات و جنگ در جوامع انسانی باشیم؟


از آنجایی که جنگ حاصل آز ، طمع ، توسعه طلبی بوده که از منشاء حس رقابت درونی نوع بشر بر می خیزد لذا تا زمانی که :
• اختلاف سلیقه
• تفکرات معیوب
• رقابت ناسالم
• خودبرتر بینی
• نژادپرستی
• حرفه نظامیگری و ارتش ها

و

تا هنگامی که گروهها با اهداف و سیاست های متضاد وجود داشته باشد جنگ هم وجود دارد و در این راستا بخش عظیمی از منابع و تلاش بشر برای دستیابی به زور برای رسیدن به اهداف خود می باشد ؛ جنگ برای هر دولتی اهمیت دارد و در آخرین مرحله به عنوان تنها سلاح استفاده میشود به عبارتی جنگ وسیله ای است نهایی که دولت ها با کمک آن خواسته های خود را عملی می کنند اما همانگونه که کارشناسان سیاسی و نظامی در طی تاریخ گفته اند :


"هنر جنگ در جنگ نکردن است و به اهداف جنگ رسیدن است"


چرا که جنگ یک وسیله است در دست سیاست و به عنوان آخرین اهرم جهت رسیدن به منافع ملی و اهداف می باشد و چه بهتر که بدون صرف منابع مادی و انسانی و با کمترین هزینه به آن دست یافت.


#جنگ
#ماهیت_جنگ
#اهداف_جنگ
#تاریخ_جنگ
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

چرایی گفتن از جنگ :

بررسی جنگ و تکرار مداوم آن توسط کارشناسان با چه هدفی صورت می گیرد؟

جنگ و منازعات در تاریخ بشر مگر به غیر از بدبختی ، کشتار ، تجاوز ،هتک حرمت ، غارت ، ویرانی ، بیماری و عقب افتادگی کشور در همه زمینه ها دستاورد دیگری هم داشته است ؟

در جواب باید گفت اگر چه جنگ حقیقت و واقعیت تلخ و دردناکی می باشد اما یادآوری و بررسی مقوله جنگ از منابع مهم و بزرگ تجربه ،عبرت می باشد تا با کشف نقاط قوت و ضعف در ارکان کشور دگر بار دچار غفلت و عدم آمادگی نشویم و با آمادگی کامل در همه زمینه ها به منظور جلوگیری از چنین حوادث تلخی در آینده جلوگیری شود .

در صورتی که رهبران دلسوز با استفاده از تجارب جنگ و چالشهای گذشته و عبرت گرفتن از شکست ها ، خسارات و تلفات وارده بر پیکره کشور بتوانند راهبردی را طراحی و اجرا نمایند که اجازه تکرار این وقایع را نداده و با در پیش گرفتن سیاست منطقی و سیاست تنش زدایی با همسایگان و سایر کشورها منافع ملی و امنیت پایدار را در همه سطوح تامین و زمینه را برای توسعه همه جانبه کشور فراهم سازند و مردم کشور نیز با ملاحظه سیاست های اتخاذ شده از جانب رهبران دلسوز کمال همکاری و همراهی را با سیاست های فوق به عمل می آورند .

اما در صورت از دست دادن فرصت ها و مزیت های ژئوپلیتیکی و عدم استفاده از تجارب قبلی و پافشاری بر اشتباهات قبل و ایجاد بسترهای ناامنی و شرایط بد اقتصادی بیم هجوم سیل آسای چالش ها را از جوانب مختلف را فراهم ساخته و در این وضعیت عکس العمل مردم قطع به یقیین همکاری و مساعدت نبوده و حالتی شبیه به افغانستان و عراق در هنگام هجوم و اشغال نیروی خارجی به خود می گیرد.

#جنگ

#دفاع

#تجزیه_تحلیل_جنگ

#آسیب_شناسی

https://t.me/safeer59

http://safeer.blogfa.com/

بهار عربی 

بهار عربی به انقلاب‌ها، خیزش‌ها و اعتراضات در جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ گفته میشود. از این اعتراضات بدان سبب که در کشورهای عرب در حال پیگیری بود با عنوان بهار عربی یاد می‌شود.
دلایل و عوامل قیام علیه حکومت های خودکامه :


عوامل متعددی را می‌توان به‌عنوان دلایل و انگیزه‌هایی نام‌برد که زمینه را برای رخداد این قیامها در جهان عرب مستعد کرده‌اند؛


• دیکتاتوری یا حکومت مطلقه
• ناکارامدی سیستم های سیاسی
• نقض حقوق بشر
• فساد دولتی
• تبعیض و دوگانگی برخورد با اقلیت های قومی و مذهبی
• رکود اقتصادی
• بیکاری
• فقر شدید
• عوامل ساختاری دموگرافیک مانند درصد زیاد جوانان تحصیل کرده اما ناراضی در درون جامعه
• برخی مانند فیلسوف اسلوونیایی، اسلاوی ژیژک، اعتراضات و تظاهرات ایران در سال ۲۰۰۹ (خرداد 1388) را به عنوان یکی از دلایل پشت بهار عربی نسبت می‌دهد.
• انقلاب سال ۲۰۱۰ قرقیزستان نیز احتمالاً یکی از عوامل تأثیرگذار بر آغاز بهار عربی بوده‌است.
• عوامل تسریع کننده برای شورش در تمام شمال آفریقا و کشورهای حوزه خلیج فارس :
تمرکز چندین دهه‌ ثروت دست اقتدارگرایان نشسته بر مسند قدرت
شفافیت ناکافی درباره گردش این ثروتها
فساد
امتناع جوانان در پذیرش وضع موجود بوده‌است.
• افزایش قیمت غذا
• افزایش نرخ قحطی جهانی (تهدیدی برای امنیت و قیمت جهانی غذا)
• سازمان عفو بین‌الملل افشای کابل‌های دیپلماتیک ایالات متحده توسط ویکی لیکس را به عنوان یک عامل تسریع‌کننده برای شورشها مد نظر گرفته‌است.
• گسترش اینترنت و فضای مجازی و افزایش اطلاعات جوانان در طول سال‌ها، به طور فزاینده‌ای سلطه اقتدارگرایان و سلطنت مطلق را به عنوان رخدادهای اشتباهی تشخیص داده‌اند که نیاز به تغییر و اصلاح دارد. (النجمه زیدجالی، استاد دانشگاه عمان، به این تحول به عنوان زلزله جوانان اشاره‌کرده‌است. )
• تونس و مصر، بعنوان اولین شاهدان قیامهای بزرگ، از ملل شمال آفریقا و کشورهای خاور میانه (مانند الجزایر و لیبی)، از این حیث متفاوت هستند که آنها فاقد درآمد نفت قابل توجهی می‌باشند، و بدین ترتیب قادر نبودند توده‌ها را آرام‌کنند.
• موفقیت نسبی جمهوری دموکراتیک ترکیه، با مشخصه‌هایی همچون انتخاباتی آزاد علی‌رغم اعتراضات مسالمت‌آمیز، رشد سریع اما لیبرال اقتصاد، قانون اساسی سکولار با وجود دولت اسلامی، مدلی با عنوان (مدل ترکیه) را ایجاد کرد اگر چه ممکن است انگیزه‌ای برای معترضان کشورهای همسایه محسوب نشود اما الگویی خواستنی برای آنها محسوب می‌شد.


#نافرمانی_مدنی
#جنگ_داخلی
#فقر_فساد_ناکارامدی
#بهار_عربی
#بیداری_اسلامی
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

حق الناس از حرف تا عمل

راوی:علی حمیدی نیا و شمس الله جوانمردی


زمانی که به همراه نیروهای گردان فجر اواخر آذر ماه 1365 وارد آبادان شده و در ساختمان شهربانی ابادان درخیابان امیری جنب سینما رکس شدیم متوجه شدیم مغازه های روبروی شهربانی بواسطه بمباران و یا اصابت گلوله های خمپاره و توپ علاوه بر تخریب ساختمان ها درب برخی مغاره ها هم خراب شده بود که در ابتدای ورود و بعد از جا گیرشدن نیروهای گردان برادر پنجه بند جانشین گردان دستور داد با گونی های خاک و شن درب همه مغازه ها را بسته که خدای ناکرده کسی به اموال مردم دست نزند ؛ چون اکثر مغاره ها همه وسایل لوکس بوده و بخاطر جلوگیری از وسوسه های احتمالی شیطان و جهت حفظ اموال مردم به گونه ای که نیروها نیز ناراحت نشوند دستور داد تا درب ورودی مغازه ها مسدود شود.


دی ماه بود و سردترین سرمای آن سال ها را نیروها تجربه می کردند ، با توجه به نیاز بچه ها به حمام واجب و عدم امکان پذیری دوش گرفتن با آب موجود در تانکرها باید چاره ای اندیشیده می شد و از آنجایی که در آستانه عملیات سرنوشت ساز بودیم تدارکات تنها لوازم مورد نیاز حیاتی برای حضور گردان در عملیات را به همراه خود آورده بود و از طرف دیگر امکان تردد به عقبه برای تامین نیازهای دیگر حتی ضروری به دلیل حساسیت های منطقه عملیاتی و رعایت مسائل حفاظتی وجود نداشت.


سید عبدالله عزیزی تلاش وسیعی را برای حل این معضل آغاز نمود ، علی رغم وجود وسایل و امکانات فراوان در مغازه ها به دلیل مسایل شرعی آن کسی وارد آنها نشد و در جستجوی فراوان درون یک ساختمان چند طبقه مخروبه ناشی از انفجارات و در بین خروارها ضایعات ساختمانی و با زحمت توانست پمپ آبی راپیدا کرده و از فرمانده گردان حاج کمال صادقی اجازه استفاده از ابن کار را بگیرد.


با تلاش سید عبدالله عزیزی و دیگر دوستان حمام اضطراری با استفاده از پمپ یافت شده رئی تانکر آب بر پا و معضل و مشکل حمام بچه ها در طی چند روزی که در شهربانی آبادان استقرار داشتند حل شد ، در آن زمستان با سرمای خشک و شکننده حمام سرپایی چند دقیقه ای برای نیروها واقعا کاری بود کارستان ؛ اگر چه گردان ماموریت حضور در عملیات کربلای 4 در موج سوم ورود به منطقه غرب اروند رود مقابل جزایر قطعه و سهیل را داشت اما به دلیل لو رفتن عملیات و توقف آن ماموریت گردان نیز لغو شده و نیروها باید به عقبه خویش در پلاژ اندیمشک برمی گشتند.


با توجه به اهمیت بچه ها به حق الناس و حفظ اموال مردم پمپ آب را به ساختمان فوق الذکر برگردانده تا حقی بر گردن آنها باقی نماند. این گونه بود که رزمندگان اسلام با حفظ اصول و معیارهای اخلاق اسلامی در سخت ترین لحظات جنگ توانستند حماسه و اثر ماندگاری از خود در دل تاریخ به جا بگذارند و مطابق با آیات الهی قول خویش را با عمل خویش همراه سازند.

سید عبدالله عزیزی و تعداد زیادی از همرزمان در گردان فجر دو هفته بعد در عملیات کربلای 5 جاده شهید صفوی آماج راکت های شیمیایی قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
#حق_الناس

#گردان_فجر
#سید_عبدالله_عزیزی
#کربلای_4
#سال_سرنوشت
#شهربانی_آبادان
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

تلیت اوبقله


عبدالصاحب مرائی و نجف زراعت پیشه

آموزش اعزام به جبهه بود
دوره ای 25 روزه در آبان 1362
دوره با همه سختی ها و مشکلات آن به پایان رسیده و همه آماده اعزام به جبهه بودند
بعد از دوره آموزشی پادگان شهیدبخردیان بهبهان چند روزی مرخصی داده شد
در این فاصله غلامحسین بهبهانی بواسطه روحیات و اخلاقش محور بسیاری از دوستان قرار گرفته بود
هم دوره ای ها را که خیلی باهم صمیمی شده بودیم به زیرزمین منزلشان (سرداب) به صرف شام دعوت کرد
شام تلیت آب باقله تدارک دیده بود
درتعدادی زیادی قدک
بصورت گروهی آب باقلا ریخته
هرچندنفر دورهم با نان تیری محلی که داخل
یک کفه بود وسط گذاشت
وبا رمز یا علی هم شروع به تلیت کردن نمودیم
زیر صندوق بزرگی که کنار گوشه ای گذاشته بود
پیازهای سالانه شان ریخته بود
برای هم پیاز با مشت می شکند وجلو بچه ها می گذاشت
خودش هم که یک فانسقه دور کمرشون بسته وآن را باز و به همه قدکهای تلیت
سر زده و با دست از هر کدام لفکی برداشته و می خورد ..............
پیمانه از دست بچه ها خارج شده بود ، طوری شده بود که بعد از صرف شام خوشمزه هیچ کس نتوانست فانسقه اش را ببنده ......
چه روزگاری بود اون روزها ..........
دوستان جونی و وفادار..................
جمع این دوستان هر روز مستحکم تر از قبل شده و در سال های بعد در دفاع مقدس شرکت نموده و تعدادی از آنها از جمله غلامحسین به شهادت رسیده و بازماندگان این جمع با حسرت و امید به اون روزها می نگرند........................


#غلامحسین_بهبهانی
#دوره_16_آموزشی_پادگان_شهید_بخردیان
#عبدالصاحب_مرائی

#نجف_زراعت_پیشه
https://t.me/safeer59
http://safeer.blogfa.com/

تغییرات مرزهای ایران طی دویست سال اخیر

تغییرات مرزهای ایران در قرون 19 و 20

تغییرات مرزهای ایران طی قرون 19 و 20

نقشه ایران طی دویست سال اخیر که طی جنگ ها و قرارداد های رخ داده شده بخشی از سرزمین ایران از پیکر آن جدا شده است و تنها طی جنگ عراق علیه ایران و دفاع مقدس جوانان این مرز و بوم بود که تمامیت ارضی ایران حفظ شده و تغییری در مرزهای آن ایجاد نشده آن هم در زمانی که عراق پشتوانه عظیم مالی و پشتیبانی اعراب و تجهیزات پیشرفته غرب و شرق را در عقبه خویش داشت .

رسالت انتقال ارزش ها و ایثارگری های مردان و زنان بی ادعایی که این واقعه را خلق نمودند رسالت سنگینی را بر دوش همرزمان و بازماندگان گذاشته تا بدون اغراق و تحریف این فداکاری که یک واقعه استثنایی بعد از بیش از دو قرن که به حفظ تمامیت ارضی انجامیده و سبب غرور و خودباوری گشته را به نسل جوان و تاریخ انتقال داده و سبب ماندگاری و ثبت آن در تاریخ ایران زمین گردد.

جزوه درس آشنایی با دفاع مقدس

جزوه درس آشنایی با دفاع مقدس نجف زراعت پیشه

چقدر زود دیر می شود

حسرت همیشگی*

حرف‌های ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می‌کنی:

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شود

آی...

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

چقدر زود

دیر می‌شود ............................

قیصر امین پور چقدر زود دیر می شود

توشه اندک و راه طولانی و سخت:

یا ایهَا النَّاسُ انَّکمْ فی دارِ هُدْنَةٍ وَ انْتُمْ عَلی ظَهْرِ سَفَرٍ، السَّیرُ بِکمُ السَّریعُ، فَاعِدُّوا الْجِهازَ لِبُعْدِ الْمَسافَةِ.(كنزالعمال، 44163.)

[ای مردم شما در خانه سکون و آرامش هستید، و در آستانه سفری می باشید، شما را به سرعت حرکت می دهند، پس کوشش خود را به خاطر دوری سفرتان بکار گیرید.]

و حضرت امیر علیه السلام این گونه از آن ناله سر می دهد:

آه مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُوُلِ الطَّریقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظیمِ الْمَوْرِدِ.(نهج البلاغه، حكمت 74 به ترتيب فيض‏الاسلام و 77 به ترتيب صبحى صالح)

[آه از کمی توشه، و طولانی بودن راه، و دوری سفر، و عظمت مقصد]

و ابوذر در کنار خانه خدا، این چنین به مردمی که در اطرافش اجتماع کرده اند پند و اندرز می دهد:

لَو انَّ احَدَکمْ ارادَ سَفَراً، لَاتَّخَذَ فیهِ مِنَ الزَّادِ ما یصْلُحُهُ، فَسَفَرُ یوْمِ القِیمَةِ امَّا تُریدُونَ فیه ما یصْلُحُکمْ؟

[اگر کسی از شما خواست سفری رود، توشه سفر به آنچه بکارش آید تهیه می کند، پس شما برای سفر روز قیامت از آنچه به کارتان آید چه تدارک دیده اید؟]

شخصی برخاست و گفت ما را موعظه نما، ابوذر ادامه داد:

صُمْ یوْماً شدیدَ الحَرِّ لِلنُّشُورِ، وَ حُجَّ حِجَّةً لِعَظائِمِ الْامُورِ، وَصَلِّ رَکعَتَینِ فی سَوادِ اللَّیلِ لِوَحْشَةِ الْقُبُورِ.(بحارالأنوار، ج 96، ص 119.)

[روزی گرم و آتشین را بیاد نشور تان از قبر روزه گیرید، حجّی را برای سختیهای قیامت به جا آورید، دو رکعت در سیاهی شب برای وحشت قبر، نماز گذارید.]

بازمانده در دره قشن

حسین کرم نسب

ششم تیر ماه 1366 در تپه شماره 1 قشن مشرف به شهر ماووت منطقه عملیاتی نصر چهار بودیم ، شب حدودً ساعت ۱۰ یک دسته ۳۰ نفره از گروهان قمر بنی هاشم ع از گردان فجر جهت تصرف تپه ای شماره 2 که عراقیها در آن مستقر بودند به راه افتادند در سراشیبی ارتفاع هنوز به میانه دو تپه نرسیده بودند که با نیروهای دشمن که کمین کرده بودند روبرو شده و درگیری سختی که با تبادل نارنجک همراه بود در گرفت و دسته فوق با تعدای شهید و مجروج مجبور به عقب نشینی شده و به تپه یک برگشتند. تعدای از پیکرهای شهدا نیز در منطقه جا ماند.

من به بچه ها گفتم مجروحان را به عقب برده و تا امکان دارد برای فردا با برانکارد مهمات بیارند چون به احتمال قوی و بر اساس تجربه صبح احتمال دارد پاتک کنند و مهمات برای مقابله مورد نیاز است ؛ تا ساعت ۴ صبح داشتیم مجروحان را به عقب میبردیم .بعد از اتمام کارها روی دیواره سنگر کمی نشسته تا نفسی تازه کنم که در همین حال شنیدم بچه های گروهان با هم صحبت می کنند .

گفتم: چه شده؟ گفتند: مهدی برکت که همراه نیروهای دسته خط شکن بوده در پایین دره مجروح شده و صدای او از ته دره برای کمک به گوش می رسد . گفتم: پس چرا کسی نرفته بیارش بالا؟ گفتند: گردان گفته صبر کنید تا نقشه ای بکشیم شاید تله باشد . گفتم : بابا یک ساعت دیگه هوا روشن میشه و دیگه نمیشه رفت چون دره پایین دقیقاً در دید و تیر دشمن بود ؛ من دیگه منتظر ننشستم و بدون اینکه به کسی بگویم حرکت کرده و از پشت تپه یک به سمت دره مابین خودی و دشمن رفتم و دلیل عدم گفتن به بچه ها هم این بود که اگر به بچه ها میگفتم من میرم آنها قبول نمیکردند و تعارف میکردند که خودشان بروند .

آهست آهسته به سمت پایین در حرکت بودم در شیب تپه تعداد زیادی جسد عراقی و پیکر شهدای نیروهای ما روی زمین افتاده بودند . برای متوجه نشدن دشمن مجبور بودم بین اجساد بصورت چهار دست و پا حرکت نمایم ، وقتی دشمن منور می زدند من در بین جسدها خوابیده و خودم را استتار میکردم و با خاموش شدن منور و تاریکی هوا باز حرکت میکردم .

ارتفاعات قشن مشرف به شهر ماووت سلیمانیه عراق

تا دره میان تپه پایین رفته و زمانی که روشنایی منور فضای منطقه را روشن می نمود سعی می کردم با نگاهی به اطراف هم موقعیت خود و هم دشمن را سنجیده ضمن این که در بین اجساد و پیکرهای شهدا به دنبال مهدی بودم در حالی که روزی زمین دراز کشیده بودم در فاصله ۱۳ متری خود متوجه کسی شدم که نشسته و در حالی که پایش را کشیده به دستانش تکیه داده است و پس از اطمینان از این که مهدی است به فکر چگونگی آگاه نمودن وی برای انتقال بدون این که کمین های دشمن متوجه شوند افتادم.

با پرتاب منوردشمن و روشنایی هوا اطراف پیکر خمی مهدی را نگاه کرده تا کسی در آن نزدیکی نباشد و یا تله انفجاری کار نگذاشته باشند.

دیدم کسی نیست آرام صدا زدم مهدی .مهدی جواب داد :بله ؛ گفتم: صبر کن الان میام پیشت. با خاموش شدن منور و تاریک شدن هوا بصورت نیم‌خیز کنار مهدی رفته و او را خواباندم و در گوشش گفتم : مهدی کجات مجروع شده ؟ گفت : پایم. گفتم: میتونی حرکت کنی بریم بالا؟ گفت: نه. مهدی وزنش خیلی زیاد بود من نمیتوانستم او را بر دوش بگیرم . گفتم: مهدی من مجبورم تورا روی زمین بکشم درد داری تحمل کن صدات در نیاد شاید عراقیها هنوز اینجا باشند . گفت : باشد . من هم نشستم و عقب عقب پاییش را گرفتم و بطرف خودم میکشیدم. لحظات به سختی می گذشت و فاصله سربالایی تپه با کشاندن پیکر سنگین و مجروح مهدی در زیر دید دشمن طاقت فرسا بود.

با هر سختی بود به بالای تپه رسیدم ، خطر دیگه رفع شده بود ، نزدیک قله که محل استقرار نیروها بود رسیدم؛ همینگونه که داشتم مهدی را روی زمین می کشیدم متوجه شدم دو نفر از پشت سرم در حال نزدیک شدن هستند که با رسیدن آنها متوجه شدم همرزمانم رضا محسنی و مسعود مبشرنژاد هستندو با خود یک برانکارد آورده که بلافاصله گفتم یکی از شما با اسلحه برید جلو سمت دشمن و مواظب اوضاع بوده تا زمانی که ما مهدی را به بالای تپه انتقال دادیم با احتیاط به عقب بیاید .در اینجا بود که یک مرتبه یادم آمد که من با خودم اسلحه نبرده و ممکن بود اتفاق ......

مهدی برکت به عقب منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت اما ساعتی بعد با آتش شدید دشمن پاتک نیروهای یگان ویژه عراق در همان مسیر برای تصرف تپه شماره 1 آغاز شد و در صورتی که مهدی به عقب منتقل نمی شد و آنجا مانده بود حتماً یا اسیر شده یا با تیر خلاص شهیدش میکردندتلاش عراق برای بازپس گیری تپه 1 قشن علی رغم نیروهای تازه نفس و آتش سنگین که به تن به تن هم رسید با مقاومت نیروهای گردان فجر به شکست انجامید و دشمن مجبور به عقب نشینی گردید و در شب هشتم تیر ماه نیروهای گردان فتح از سه جهت به تپه شماره 2 حمله نموده و تپه را به تصرف خویش درآوردند. یاد و نام شهیدان تا ابد بر تارک و جبین ایران عزیز می درخشد و امیدوارم شرمنده شهیدان نشویم .

#عملیات_نصر_4

#ارتفاعات_قشن_ماووت_سلیمانیه_عراق

#گردان_فجر_لشکر_7_ولیعصر

#مهدی_برکت

#حسین_کرم_نسب

https://t.me/safeer59

http://safeer.blogfa.com/

اولین وآخرین دیدار

سیف الله شریعت جعفری

چهارم تیرماه 1367 برای ماموریتی به همراه چند نفر دیگر از همرزمان به قرارگاه نصرت در جزایر مجنون اعزام شدیم ، موقعی که رسیدیم دشمن با ادوات سرتاسر منطقه را زیر آتش قرار داده بود و فضای منطقه غیر عادی به نظر می رسید ، قرار بود تجهیزات مخابراتی ، اسناد و ....... را از مقر فرماندهی به عقب انتقال دهیم.

ازپله های سنگر زیرزمینی فرماندهی در قرارگاه خاتم 4 پایین رفتیم وخودم رابه سردارعلی هاشمی معرفی کردم ، افتخار ملاقات من با ایشان چند دقیقه ای بیشترنبود و پس ازصحبتی کوتاه که با او داشتم به من فرمود،کارتون رازود انجام بدهید و برید که اینجادرحال سقوط است.

بعد از انتقال تجهیزات و اسناد در ماشین لندکروز من و همراهانم از سنگر زیرزمینی آن عزیز در حالیکه اطرافمون را با خمپاره های۶۰ که نشان از نزدیکی نیروهای دشمن میداد خارج و سوار خودروشدیم ، فکر کنم آخرین خودرویی که خارج شدخودروی ما بود.

بعداز۲ دقیقه در حالیکه فقط۲۰۰ تا۳۰۰ متر در ماشین در حال حرکت به پشت سرم نگاه کردم ، هلیکوپترهای عراقی پشت سرما روی جاده هلی برن کرده و کماندوهای عراقی پیاده شدند.....................

یادوخاطره اش را تازنده ام فراموش نخواهم کرد ، ان شاءالله که ماراموردشفاعتش قراردهد.

سردار هور شهید علی هاشمی در حلقه یاران

#چهارم_خرداد_1367

#تابستان_1367

#قرارگاه_نصرت

#علی_هاشمی

#بازپس_گیری_جزایر_مجنون

https://t.me/safeer59

تغییر نام در جبهه: فرشاد یا هدایت الله

حسن برکت و نجف زراعت پیشه

درپادگان شهید بخردیان بهبهان مربی آموزشی بود ودر دوی صبحگاهی بهمراهی مجید نگاهداری(شهادت 27 دی 1365 کربلای 5 نهر جاسم) همراه نیروها باکلانش تاشویش درجاده تشان تا سه راهی امیر درسال 1362 حاضر بود.

سال بعدش که در پادگان شهید بهروز غلامی معروف به سایت خیبر (کیلومتر 11 جاده اهواز-حمیدیه روبروی امامزاده سیدهادی) استقرار داشتیم فرشاد هم به گردان امام حسین به فرماندهی سرداریوسف حمیدی پیوست ؛ خیلی شوخ وجدی وپرصلابت بود.

گاهی سرسفره بهش میگفتن فرشاد بیا با حسن( لاغراندام و سبک) مسابقه بده ببینم کی بیشتر میخوره؟!

فرشاد اما می گفت : نه کاکا من مقدار غذایم معینه و بیشتر از این مقدار نمیتونم بخورم و حسن توان رقابت بامن را نداره.........

شهید فرشاد درویشی در میان همرزمان

قبل ازعملیات بدر در زمستان 1363 یه روز که بعد از نمازصبح و تعقیبات در حال آماده شدن برای مراسم صبحگاه و ورزش بودیم یکی از بچه های دسته 2 که فرماندهی آن به عهده یونس ستونه بود جعبه شیرینی را به میان بچه ها آورد و در حالی که به تک تک بچه ها تعارف می کرد اعلام نمود فرشاد اسم کوچکش را به هدایت الله تغییرداده و این شیرینی بابت این نامگذاری جدید هست.... اون روزها بچه های رزمنده اسامی را که فکر می کردند مناسب نیست و طاغوتی است در دورهمی تغییر داده و به اسامی انقلابی و اسلامی تغییر می دادند.

آقا بچه ها هی شیرینی برداشته و در حالی که لپ های آنان از خوردن شیرینی ها بالا آمده بود سوال می کردند : فرشاد حالا اسمتو چی گذاشتی؟ این کافی نیست و باید تکرار شود و ........

خلاصه تا هشتم تیرماه 1366 که فرشاد در عملیات نصر 4 بر روی ارتفاعات قشن به شهادت رسید سر به سر فرشاد گذاشتن بر سر تغییر اسم فرشاد به هدایت الله ادامه داشت ؛ زمانی که بعد از شکستن خط دشمن در ارتفاع شماره 2 قشن که خستگی و درد جراحت های متعدد امانم را بریده بود در حالی که به بدن یکی از رزمندگان تکیه داده و نفسی تازه می کردم فرزاد بیسیم چی حاج نعمت الله دانایی رو به من کرد و گفت : آقا نجف این فرشاد است ؟

من هم که تا کنون توجه زیادی نکرده و فکر می کردم او هم مثل من خسته و در حال استراحت دراز کشیده است ، روی خود را برگردانده و در حالی که دستم را بر سینه فرشاد گذاشتم و چند بار تکان داده و فرشاد را صدا زدم اما او به مراد خویش رسیده بود و آرزویی که سال ها به دنبال آن بود را اینک در آغوش گرفته بود ......
گفتم : فرزاد جان فرشاد شهید شده و خدا می داند دل برادر در زمان شنیدن از دست دادن برادر ... اما در همان حالت بال خیال ما از پادگان شهید بخردیان تا شرق بصره و هورالعظیم به پرواز درآمد و بعد از اروند خروشان به درون شهر فاو رفته و از آنجا به ارتفاعات سر به فلک کشیده کردستان که فرشاد علی رغم چاقی و هیکل بزرگ خویش در همه تمرینات و ورزش ها شرکت می کرد تا مبادا به خاطر عدم آمادگی جسمانی اسم وی از عملیات خط بخورد و لبخندی توام با اشک از تغییر نام به هدایت الله که هیچگاه جدی نشد ؛ روحش شاد

#فرشاد_هدایت_الله

#فرهنگ_جبهه

#تغییر_نام_طاغوتی
#فرشاد_درویشی

https://t.me/safeer59

http://safeer.blogfa.com/

خاطره ای از عملیات بیت المقدس

حجت الله غلامان

در عملیات بیت المقدس یادمه قبل از حرکت بچه ها داشتن اسلحه های خود را چک میکردند چند نفری دور هم ایستاده بودیم ،یکی از بچه های آرپی جی زن دربین ما ایستاده بود و داشت چک میکرد یکدفعه اشتباهی دستش به ماشه رفت وگلوله از آرپی جی رها شد و رفت به آسمان که گرد وخاکی بلند شد وهمگی ترسیدیم که نکنه خدای نخواسته در پایین آمدن و انفجار آن کسی چیزی شده باشد که الحمدالله برای کسی مشکلی پیش نیامد.

شب بعد از پیاده روی طولانی و زمانی که به نزدیک خاکریزهای عراقی رسیده و دستور حمله صادر شد عراقی ها با شنیدن صدای تکبیر رزمندگان با انواع سلاحها شروع به شلیک نمودند به گونه ای که شلیکهای تیربار با فشنگهای رسام و ثاقب نورانی که منطقه رو به روز تبدیل کرده بود و چنان شلیک گلوله ها پایین بود که تمامی رزمندگان بصورت خمیده رو به جلو درحرکت بودند ، ناگفته نماند که منور هم بود البته قبل از شروع عملیات گه گاهی یک منور شلیک میکردن که همه ما می نشستیم وبعد از خاموش شدن دوباره حرکت می کردیم.

خلاصه تو آنهمه شلیک های سنگین تمامی سنگرهای عراقی در مدت کوتاهی به تصرف در آورده شد و هنگام عبور از سنگرهای عراقی با پرتاب نارنجک از وجود بعثیون پاکسازی میکردیم. در این بین شهید ممتازان رو دیدم که از ناحیه پازخمی شده بود واو را کول کرد تا به یه آمبولانس ونیروهای امداد که نزدیک جاده بود رساندم.

صبح بعد از عملیات با چند نفر درسنگر نشسته وخیلی هم گرسنه بودیم ودر سنگر که گشتیم یک جعبه دیدیم که در آن چند حبه سفید رنگ مانند قند بود که خواستیم بخوریم که یکی از بچه ها گفت فکر کنم این قند نیست این یه نوع موادی مانند قند است جهت روشن وگرم کردن کنسرو ؛ نمیدانم او ازکجا میدانست .

بعداز مدتی دیدیم که احمد وتری که فرمانده بود با بیسیم چی های او محمد هیبتی ویکی دیگر که الان حضور ذهن ندارم از پایین آمدن بالا وگفتن اینجا نمانید فورا برید پائین ؛ ما که ۴ یا ۵ نفربودیم سریع به سمت پایین حرکت کرده و هنوز به پائین جاده یا خاکریز نرسیده بودیم که متوجه انفجار شدیم ؛ برگشتیم دیدیم که خمپاره ای در سنگری که مستقر بودیم خورده بود و احمد وتری ودو بیسم چی وی به شهادت رسیده بودند خیلی ناراحت شدیم و بارها که این خاطره یادم میاید پیش خودم میگویم که واقعا شهادت هم لیاقت میخواهد که حقیر نداشتم.

در ادامه ما رفتتیم جلوتر ودر بین نیروهای دیگر قاطی شدیم البته آن موقع هنوز نیروها به درستی سازماندهی نشده بودند و نمیدانم چطور شد که من از نیروهای بهبهان جدا شده بودم و در نیروهای کمکی بعد از عملیات قاطی شده بودم و هرچی هم نگاه میکردم کسی رو نمیشناختم ؛ تمامی نیروها از شهرهای دیگر بودند و لذا ایستادم.

البته من هنوز تجربه جنگی به ان صورت کسب نکرده بودم که بدانم چکار باید کرد وفکر میکردم که همینجوریه و بعدا بچه ها را پیدا میکنم همان گونه که قبلا هم در عملیات طریق القدس بودم و شرایط مشابهب پیش آمده بود آن هم چون بصورت سازماندهی درستی در نیامده بودند، خلاصه ماندیم دربین نیروهای دیگر و خبرنگارانی که جهت تهیه گزارش آمده بودند ومشاهده میکردم که چگونه عده میرفتند جهت اسیر کردن عراقی ها و آنها ترفندی بکار برده بودند که چند نفرشان مخفی شده و بچه های ما که میرفتنند تا یه عراقی را اسبر کنند آنها از مخفیگاهشان بیرون آمده و بچه ها رو به اسارت میگرفتند که بعداز این گفته شد کسی جلو نره که عراقی ها دارن گولمان میزنند تا اسیر بگیرند.

اما یه معجزه که خودم با چشمان خودم در نزدیکیهای ظهر برایمان رخ داد ابن بود که در گودالی که نشسته بودیم وچند خبرنگار هم داشتند فیلم و گزارش تهیه میکردند یک خمپاره وسط ما خورد که بصورت معجزه آسایی که نمیدانم چی شد سوای مقداری گرد وخاک که رویمان ریخت هیچ کس زخمی وشهید نشد و همه مات ومبهوت بلند شدیم و جابجا شدیم.

حالا دیگه بعداز ظهر و ما تنها مانده بودیم که بعداز پرس وجور راه افتادیم وخواستیم از رودخانه رد شویم که داشتند پل متحرکی توسط ارتش نصب میکردند که بعداز عبور از پل سوار کمپرسی شده ودقیقا یادم نیست که گفتمد مقرمان کجاست ونزدیکیهای غروب بود با مقداری پیاده روی رسیدم مقر که دیدم بچه ها امدن جلو از جمله شهید لطف اله مکاری مقدم که روحش شاد، گفتن بچه ها بیاین که غلامان آمده و زنده است وخیلی خوشحال که من زنده ماندم و آمدم و بعد جریان و اتفاقات رخ داده برای بچه ها تعریف کردم آنها گفتن شماکه نیامدی گفتیم که شما شهید یا اسیر شدی .