لشکر 9 بدر : دستاوردی عظیم از دفاع مقدس برای ثبات و امنیت ایران و عراق

سردار سرلشکر شهید اسماعیل دقایقی که در تیر ماه 1339 در امیدیه به دنیا آمد، در سال 1350 که‌ رژیم پهلوی درصدد اجرای جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی بود، در تحریم و اعتصاب در هنرستان با دیگر دوستان و همرزمانش از جمله دکتر محسن رضایی شرکت فعالی داشت. در همان سال با هدف منفجر کردن مجسمه رضاخان ـ که در خیابان ۲۴متری اهواز نصب شده بود ـ به اقدامی شجاعانه دست زد، اما چاشنی مواد منفجره کار نکرد.

در سال ۵۳ دوبار به همراه محسن رضایی و جمعی از دوستان به زندان افتاد که هر بار پس از چند ماه زندان که با شکنجه و عذاب‌های روحی همراه بود، از زندان آزاد شد. همچنین پس از آزادی، از هنرستان اخراج شد.

در همان سال به دانشکده مهندسی کشاورزی رشته آبیاری دانشگاه اهواز راه یافت و پس از اینکه دو سال در این رشته تحصیل کرد، دوباره در سال ۵۵ در کنکور شرکت کرد و در رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران پذیرفته شد.

 

دقایقی در سال ۵۷ ازدواج کرد و در نخستین صحبت با همسرش از اینکه تنها به خود و همسرش تعلق ندارد، سخن گفت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۸ با یک نسخه از اساسنامه جهاد سازندگی به آغاجاری رفت و به همراه برخی از دوستان، جهاد سازندگی را راه‌اندازی کرد. هنوز چند ماه از فعالیت و تلاش همه جانبه وی در این ارگان نگذشته بود که طی حکمی در اوایل مرداد ۵۸با تشکیل سپاه پاسداران در این منطقه، به عنوان فرماندهی سپاه آغاجاری مشغول به خدمت شد.

به دنبال آغاز جنگ تحمیلی به عنوان نماینده سپاه در اتاق جنگ لشکر ۹۲زرهی اهواز حضور یافت و در سازماندهی نیروها و تجهیز آنها تلاش گسترده‌ای را آغاز کرد.

شهید دقایقی سپس به‌ دلیل لیاقت و شایستگی به‌ سپاه خوزستان دعوت و به عنوان سرپرست دفتر هماهنگی سپاه استان منصوب شد. نماینده سپاه در اطاق جنگ ۹۲ زرهی، فرمانده سپاه سوسنگرد، فرماندار نظامی سوسنگرد، مسئول دفتر هماهنگی سپاه خوزستان، مسئول یگان حفاظت سپاه منطقه یک، فرمانده گردان در عملیات خیبر و فرماندهی تیپ ۹بدر از جمله مسئولیت‌های این شهید در این مقطع بود.
او پس از عمری جهاد و ایثار در 28 دی ماه 1365 در عملیات کربلای 5 جام شهادت را نوشید و اجر اخلاص و مجاهدت خود را دریافت.

*****

او ارادت خاصی به حضرت فاطمه زهرا (س) داشت

نخستین سخنی که پس از ازدواج با من گفت، این بود که من فقط به شما و خانواده خود تعلق ندارم، بلکه باید همواره در صحنه انقلاب حضور یابم و تلاش کنم.
من و اسماعیل هشت سال با هم بودیم، ولی به جرأت بگویم که جمعا تنها یک سال در کنار من و بقیه این سال‌ها در جبهه بود و با تمام عشقی که به امام خمینی و مردم داشت، با دشمن می‌جنگید.

 

او ارادت خاصی به حضرت فاطمه زهرا (س) داشت و جالب است بدانید وصیتنامه اش را در روز شهادت آن حضرت نوشت و سه سال پس از آن بود که در عملیات کربلای 5 که رمز آن یا فاطمه الزهرا بود به شهادت رسید.

گردان «احرار» را اسماعیل از میان اسیران عراقی تشکیل داد. آنها به رغم آنکه اسیر بودند، با علاقه و اشتیاق در این گردان با ارتشی که خودشان سالها در آن ارتش بودند، می‌جنگیدند و بسیاری از آنها هم به شهادت رسیدند. یکی از عوامل این اخلاص و تحویل روحی برخورد برادرانه و صمیمی اسماعیل با آنها بود. وی با آنان با تواضع و مهربانی برخورد می‌کرد و آنها او را مانند یک برادر دوست داشتند.

راوی: همسر شهید


اسماعیل واقعا شایسته شهادت بود

دکتر محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران، درباره ایشان می گوید:

مناسب‌ترین فردی که برای فرماندهی نیروهای بدر که متشکل از نیروهای انقلابی عراقی بود، می‌شناختم، شهید اسماعیل دقایقی بود. اینکه چرا مسئولیت تشکیل این نیروها را به دقایقی دادم، دلایلی داشت که از مهمترین آنها این بود که شهید دقایقی، صبر و شکیبایی بسیاری داشت و نیز اینکه بسیار دوستانه و با ملایمت با دیگران برخورد می‌کرد. دقتی که این شهید در کارهایش و به ویژه در شناسایی افراد داشت نیز از دلایل این انتخاب بود.

شهید دقایقی آنچنان خوب کار کرد که تیپ او به لشکر تبدیل شد. لشکر او یکی از بهترین یگان‌هایی بود که همواره سخت‌ترین عملیات‌ها را در درون خاک عراق انجام می‌داد. او حتی توانست از میان اسرای عراقی نیز گردانی به نام «احرار» تشکیل دهد که با فداکاری و اخلاص در کنار رزمندگان ما در جبهه‌ها با دشمن می‌جنگیدند.

من با شهید دقایقی از مدتها پیش از انقلاب که هر دو در هنرستان شرکت نفت اهواز درس می‌خواندیم آشنا بودم. در جریان مبارزه هم با یکدیگر بودیم. پس از پیروزی انقلاب هم با همدیگر مراوده و ارتباط داشتیم. در شهادت او به لحاظ روحی بسیار ضربه خوردم، ولی آنچه این رنج را در من تبدیل به آرامش کرد، این بود که او به آرزو و هدف و مقصود خود که شهادت بود، رسید؛ مرگی جز شهادت در راه خدا زیبنده اسماعیل نبود. اسماعیل واقعا شایسته شهادت بود.



اسماعیل عشق

به لشکر بدر مأموریتی داده شد تا در جزیره «صالحیه» واقع در منطقه عملیاتی کربلای ۵ به اهداف تعیین شده دست یابد. صبح (٢٨ دی ماه ١٣۶۵) بود که سردار مرا صدا زد و گفت: «آماده شو تا برای شناسایی به سمت محور برویم».

روز قبلش آن جا را دیده و شناسایی کرده بودم؛ اما او برای اطمینان بیش‏تر، بر آن بود تا خود منطقه عملیاتی را پیشاپیش ببیند. یک دستگاه موتور سیکلت ٢۵٠ را آماده کرد و گفت: «برویم».
گفتم: «من با این موتور سنگین آشنا نیستم».
وی بدون درنگ، خودش فرمان موتور را به دست گرفت و من هم پشت سرش نشستم و حرکت کردیم. خورشید اوج گرفته بود و اندک اندک به ظهر نزدیک می‌‏شدیم. در حین حرکت به او می‌گفتم: «دیروز شاهد بمباران هواپیماهای دشمن در پنج ضلعی شلمچه و خسارت‏های وارده به نیروها بودم. شما که به قرارگاه می‌‏روید، به مسئولین گوشزد کنید تا از این خسارات ـ که به سبب تراکم زیاد پدید می‌آید ـ پیشگیری و چاره‏‌اندیشی کنند».

 

سخن که به این جا رسید، سر و کله هواپیماهای دشمن پیدا شد. ما بودیم و بمب‏های خوشه‌‏ای که در کنارمان فرود می‌‏آمد. در اثر آن من و ـ شاید ـ آقا اسماعیل زخمی شدیم. در آن غوغای بمب و صدای مهیب انفجار، سردار پا روی ترمز زد و بنا به توصیه او، هر دو به کانال بتونی دژ شلمچه رفتیم. 

هنگامی که در کانال به سمت سنگری در حرکت بودیم، هواپیماها هر چه موشک و راکت داشتند، به ما شلیک نمودند. با انفجار راکتی در کنار کانال، دیواره بتونی آن بر سر ما فرو ریخت. لحظاتی گرد و خاک غلیظی از آن جا برخاست؛ وقتی که فرو نشست، اسماعیل را صدا زدم، اما پاسخی نشنیدم.

راوی: اسماعیل بهمئی


لحظه‌های تلخ

هنگامی که پیکر به خون غلتیده آقا اسماعیل را از کانال در شلمچه بیرون آوردیم و در آمبولانس نهادیم، روزگار جدایی آغاز شد؛ گویی کوهی از درد و اندوه بر شانه‏‌هایم افتاده بود که حال راه رفتن نداشتم. صدای تیر و خمپاره و راکت و بمباران هواپیماها لحظه‌‏ای قطع نمی‏شد. من و برادر چوپان از آن منطقه و در واقع گودال قتلگاه بیرون آمدیم تا به قرارگاه خاتم برویم و خبر شهادت سردار را به آنجا اعلام کنیم.
به قرارگاه که رسیدیم، با سردار علی شمخانی دیدار کردیم و با درد و دریغ آن واقعه را گزارش دادیم. در آن لحظه‏‌های تلخ و توان‏فرسا، فقط صدای گریه و ناله بود که به گوش می‏رسید. 
سردار شمخانی که به شدت از این خبر متأثر بود، چنان مویه می‏کرد که هرگز ندیدیم کسی برای دقایقی این چنین عزادار باشد. من که یتیمی مجاهدین عراقی را با تمام وجود احساس می‏کردم، به سردار شمخانی گفتم: «نبود دقایقی و مصیبت او برای ملت عراق مانند مصیبت فقدان آیت‏‌الله شهید سید محمدباقر صدر است».

سردار با شنیدن این جمله در حالی که باران اشک هم داغ سینه‌‏اش را نمی‏‌کاست، رو به آسمان کرد و فریاد زد: «خدایا! چرا دقایقی را از ما گرفتی؟!»
بعد رو کرد به من و گفت: «دیگر کسی مانند دقایقی برای شما پیدا نمی‏شود...!»

راوی: ابومحمد الطیب

برگرفته از سایت تابناک 

http://telegram.me/safeer59

 

جلوه هایی از کربلای حسینی در کربلای ایران(دفاع مقدس)

##کربلا_عاشورا_جلوه_دفاع_مقدس
#مقایسه_عاشورای_حسینی_با_دفاع_مقدس
جلوه هایی از کربلای حسینی در کربلای ایران(دفاع مقدس)

•  قافله سالار کربلا فرزند زهرای اطهر س بود و رهبر کربلای ایران روح الله خمینی از نوادگان زهرا س بود.

  

•  دشمن امام حسین ع قصد گرفته بیعت که مساوی با قبول ذلت بود را داشت اما امام حسین ع با شعار هیهات مناالذله به مقابله پرداخت و در دفاع مقدس نیز دشمن با تعرض به دین ، میهن و ناموس کشور ایران قصد تحمیل ننگ خفت و تحقیر به کشور شیعه ایران را داشت که با عدم قبول ذلت به جنگ آنان رفته و شهادت در راه خدا را بر زندگی ننگین ترجیح دادند.

  

•  یاران حسین ع همه خوبان آن عصر بودند و گلچین شده بودند در دفاع مقدس نیز برگزیدگان و خوبان ملت ایران با اختیار به نبرد خصم دون رفتند.

  

•  سن و مقام در صف یاران امام حسین ع مطرح نبود و ما شاهد یاوران شش ماهه تا قاسم نوجوان و علی اکبر جوان رشید تا حبیب بن مظاهر آن پیر محاسن سفید هستیم همچنانکه در جبهه های نبرد ایران در دفاع مقدس طیف وسیعی از پیرمردها،جوانان و نوجوانان در صف مبارزه با دشمن بودیم ضمن اینکه علی اصغر های زیادی در شهرها و نقاط مختلف توسط بمباران و موشک باران یزید زمان به شهادت رسیدند.

  

•  عبادت ،قرائت قران و شب زنده داری از ویژه گی ها و علایق یاران خامس آل عبا بود ؛ همین خصیصه نیز در کربلای ایران زینت بخش سنگرها،کمین ها و مناطق مختلف عملیاتی بود.

  

•  شقاوت و قساوت در ارودگاه دشمن خصیصه مشترک دو جریان کربلای حسین ع و کربلای ایران می باشد.

  

•  در کربلا رفتارهای غیر انسانی با اسرا در صحنه کربلا،بین راه کوفه تا شام و مجلس یزید را شاهد هستیم همچنانکه نوادگان یزید در عصر کنونی نیز رفتارهای غیر انسانی و غیر اسلامی را به آزادگان ما روا داشتند تا از اسلاف خویش عقب نمانن که انسان از شنیدن آنها احساس شرم می کند.

  

•  اشتیاق یاران حسین ع به شهادت و حتی چند بار قطعه قطعه شدن در راه خدا شهره تاریخ است که در وصیت نامه های شهدای دفاع مقدس نیز این خصیصه موج می زند.

  

•  محاصره سپاه امام حسین ع و قحطی آب در کربلا و تشنگی رزمندگان اسلام در حین عملیات به خصوص عملیات های رمضان و بیابان های کوشک و زید و رمل های عملیات والفجر مقدماتی که هنوز از آن صحرا صدای العطش می آید.

  

•  بازداشته شدن بسیاری از شیعیان در کوفه و سایر نقاط اسلامی برای یاوری فرزند زهرا که حب دنیا ،فرزند ، عیال و....همه عامل بازدارنده شد و در کربلای ایران نیز این عوامل سبب سد شدن راه بسیاری برای اطاعت از نواده زهرا ع به بهانه های مختلف شد.

  

•  جاه و جلال ظاهری بنی امیه نتوانست قیام 72 تن امام حسین ع و یاران باوفایش به همراه تعداد زیادی زن و بچه را خاموش و محو کند همچنانکه دشمن با همه حامیان غربی و شرقی و مرتجعان عرب با سیل کمک های مالی و تسلیحاتی آنها نتوانست ذره ای از این چراغ پر فروغ را خاموش یا کمرنگ نماید و هر روز بر شکوه آن افزوده می شود.

  

•  دستگان تبلیغاتی بنی امیه سعی در تحریف و فراموشی اهداف قیام حسین ع را داشت که موفق نشد که دشمنان با رسانه های تبلیغاتی زیاد  نیز در واقعه دفاع مقدس صرف نظر از برخی اشتبهات تاکتیکی قصد انحرف ،کم ارزش جلوه دادن و به فراموشی سپردن آن را داشته اند که طینت و مظلومیت خود شهدا و نه مسئولین یا افراد دیگر مانع این کار شده اند.

  

•  مزار شهدای کربلا چون نگینی در طول تاریخ درخشیده و علی رغم ممانعت های ستمگران هر روز پررونق تر شده و شیعیان بسان پروانه به دور آنها چرخیده اند و شهدای کربلای ایران نیز به قول آن پیر سفر کرده تا قیام قیامت زیارتگاه عارفان و سالکان خواهد بود.

  

•  و در آخر این که بنا به فرموده امام جعفر صادق ع هر روز عاشورا و هر زمینی کربلاست پس ای حسینیان به هوش و به گوش که................

http://telegram.me/safeer59

واحد اطلاعات عملیات

#اطلاعات_عملیات_تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#واحد_اطلاعات_عملیات_دفاع_مقدس

واحد اطلاعات عملیات

واحد اطلاعات عملیات تیپ 15 امام حسن مجتبی ع از مجموعه برادرانی شجاع،مومن و عملیاتی تشکیل شده بود که دقت و سرعت انجام ماموریت های محوله به آنها زبانزد در تیپ و لشکرهای دیگر و قرارگاه شده بود و در اهمیت کار این برادران همین بس که اطلاعات تیپ 15 امام حسن مجتبی ع قبل از عملیات خیبر منطقه فاو را با ماموریت های مختلف در اواخر سال 1362 شناسایی کرده ، که با تغییر منطقه عملیاتی به هورالهویزه این ماموریت کنسل شد یعنی قبل از انجام عملیات والفجر 8 که به فتح شبه جزیره فاو منجر شد نیروهای شناسایی و اطلاعات عملیات امام حسن مجتبی بارها از رودخانه اروند عبور و شناسایی های کاملی از منطقه انجام داده بودند و همین نیروها با پایان ماموریت تیپ امام حسن مجتبی ع به لشکر 7 ولی عصر عج و قرارگاه منتقل شده و در ماموریت های شناسایی متعددی تا پایان جنگ شرکت داشتند و بسیاری از آنها در جریان عملیات های کربلای 4و5 و سلسله عملیات های نیروهای رزمنده در شمال غرب کشور به شهادت رسیدند.

وظیفه اطلاعات عمليات در زمان جنگ با اطلاعات امنيتي در پشت جبهه ها متفاوت است. کار اطلاعات عمليات بررسي وضعيت دشمن، شناسایی زميني، پيدا کردن راهکار، فرستادن اکيپ هاي گشتي و راهنمايي بود و نيروهاي اين واحد قبل از عمليات، زمان عمليات و بعد از عمليات درگير بودند و به دليل حجم بالا و طاقت فرساي کار، بيشتر نيروهاي واحد اطلاعات عمليات را قشر جوان و دانشجويان که حس کنجکاوي و پويايي داشتند، تشکيل مي دادند.

نيروهاي اطلاعات و عمليات از برگزيدگان جمع رزمنده ها بوده که با طي کردن دوره هاي آموزشي سخت و دشوار، مسئوليت خطير شناسايي مواضع دشمن را بعهده داشته و جزو خط شکنان در عملياتها بوده اند.بدون استثناء بهترين فرماندهان يگانها سابقه حضور در اين واحد را تجربه کرده و از جمله نيروهاي تيز هوش و با استعداد آن دوران بوده اند

 به دلیل حساسیت و سختی کار برادران اطلاعات و عملیات و نیاز به رازداری و نگه داری اسرار مناطق شناسایی شده و سایر موارد مربوط به عملیات ها ،بچه های اطلاعات و عملیات از مومن ترین، شجاع ترین، کارآمدترین و امین ترین نیروهای جبهه بودند و در اسارت هم اطلاعات خود را حفظ می کردند و موردی را سراغ نداریم که این نیروها در اسارت  اطلاعاتی را لو داده باشند و بسیاری از آنان در زیر شکنجه های دشمن و منافقین به شهادت رسیدند .دلیل حضور این برادران در واحد سخت و طاقت فرسایی چون اطلاعات عملیات اخلاص و تلاش بیشتر در محیطی گمنام بود تا بهتر دین خود را به امام ،دین و کشور خود ثابت کنند.

 برای رسیدن به این مرحله از توانایی و خودسازی درونی بچه های اطلاعات و عملیات، به معنای واقعی شب زنده دار‌ بودند و سنگرهای آنان در پادگان های عقبه و مقرهای پشت جبهه و از همه مهمتر درون مسیرهای ماموریت شناسایی صحنه های عجیبی از اخلاص در عبادت آنها مشاهده می شد و به عبارت بهتر شب های شناسایی اوج شب زنده داری بود.

این نیروها آن چنان مقید بودند که در مسائل شرعی هم مسئله دان بودند و هم به مسائل شرعی عمل می کردند، اهل معنویت بودند اما در برابر خرافات محکم می ایستادند ؛ اطاعت از فرماندهی را به احسن وجه عملی می نمودند  اما حرف ها و انتقادهایشان را صریح بیان می کردند

افرادي که در واحد اطلاعات عمليات فعاليت مي کنند، نمي توانند با بيرون ارتباط داشته باشند، حتي نمي توانند با خانواده شان تماس بگيرند ،و این محدودیت ها هر تازه واردی را دچار ترس می کند اما وقتی که از نزدیک نیروهای این واحد را که با صورت هاي آفتاب سوخته و ترک خورده در صفا و صميميت در کنار هم به فعاليت مي پردازند مشاهده می نمودی دل کندن از آنها مشکل بود.

شرایط حضوردر اطلاعات عملیات مشکل بود به نحوی که در ابتداي ورود به واحد اطلاعات عمليات شرایط  حداقل  ۶ ماه حضور در جبهه و شرکت در عملیات را مطرح می کردند ، با صحبت ها و تعیین شرایط اولیه نیرو را از هر حیث برای مشکلات و خطرات آینده آماده می کردند. در پذیرش اولیه عنوان می کردند  در اين واحد از نامه، تلفن، مرخصي و ... خبري نيست، در ضمن بايد بدانيد که مفقودي، جانبازي و شهادت حتمي است، به فکر زنده ماندن نباشيد.آموزش هاي تخصصي واحد اطلاعات عمليات را در شرایط سخت در مکان ها و اقلیم بسیار سخت گرم و سرد طی می کردند و وقتي مي پرسيدند چه زماني دوره آموزشي به پايان مي رسد، اعلام مي شد هر وقت عرق بدنتان شيرين شود و نمک در بدن نداشتيد که کنايه از دشواري کار بود.

تمام امور مربوط به یک زندگی اجتماعی در شرایط سخت برای آموزش و انجام ماموریت های شناسایی را خود برادران واحد اطلاعات عملیات انجام می دادند چرا که حساسیت و اهمیت کار آنها اجازه افشای مکان استقرار آنها را نمی داد ، برای مثال سرويس بهداشتي  و سنگرهای اجتماعی را خود نيروها احداث کردند.به دليل شرايط کاري دشوار، اين نيروها بايد آموزش هاي سخت را تحمل مي کردند تا در صحنه هاي واقعي با مشکل مواجه نشوند. در واقع با اين تمرينات سخت و فشرده، افرادي که قادر به تحمل شرايط نبودند در همان دوره آموزشي کنار مي رفتند. البته نيروهاي ارزياب در داخل گروه اطلاعات عمليات بودند که اگر يکي از نيروها به هر دليلي کم مي آورد، به گردان برگشت داده مي شد

 در جریان ماموریت های شناسایی نيروهاي گشت اطلاعات عمليات حق تيراندازي، درگيري و اسير گرفتن را نداشتند، ابزار کارشان هم فقط يک قطب نما و يک دوربين مادون قرمز ديد در شب بود. البته در مناطقي که آب بود حتي از اسلحه و قطب نما هم نمي توانستيم استفاده کنيم و هر چه از آغاز جنگ تحميلي مي گذشت، شرايط براي نيروها سخت تر مي شد چون دشمن در تمام مسيرهايي که احتمال داشت عمليات انجام شود، مانع ايجاد مي کرد.

 اسناد و مدارک واحد اطلاعات عملیات در دفاع مقدس جعبه سیاه و مخزن اسرار جنگ و برادران گمنام شجاع و بی ادعاییی می باشد که در زمانیکه نیروهای دیگر به استراحت و مرخصی می رفتند تازه کار آنها برای شناسایی مناطق عملیاتی آینده شروع می شد و این عملیات ها با شناسایی ، هدایت نیروها به منطقه عملیاتی و شرکت در نوک و پیشانی نیروهای رزمنده ادامه داشت که متاسفانه بسياري از گزارش هاي شناسايي و منابع معتبر جهت انتقال ای حماسه ها به نسل های آینده و ذکر در تاریخ  نيروهاي اطلاعات عمليات به دليل آلودگي به مواد شيميايي معدوم شد، در حالي که اين گزارش ها دست خط شهدا بود، اين گزارش ها سندي از فعاليت  نيروهاي اطلاعات عمليات بود که متاسفانه از بين رفت.

برادران  اطلاعات عملیات در دفاع مقدس  سخت ترین لحظات خود در جریان این حادثه تاریخ ساز و استثنایی در تاریخ ایران زمین را پذيرش قطعنامه و شهادت هم رزمان در طی عملیات های شناسایی و یا در جریان هدایت عملیات های عظیم رزمندگان اسلام می دانند ؛ البته غصه  نه از بابت شهید شدن دوستانشان بلکه به خاطر جا ماندن خودشان از قافله ایثار و شهادت و امید به باز بودن این روزنه و همچنین چشم به شفاعت شهدا.

http://telegram.me/safeer59

روحانیون اعزامی به جبهه در عملیات بدر 1363

#روحانیون_جبهه_جنگ_دفاع_مقدس
#روحانی_مبلغان_راستین

به یاد سالکان عارفان و روحانیون گمنامی که در هنگام آزمون خطیر الهی در صحنه پیکار و جهاد در راه وطن و نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد شده و با به تن کردن لیاس رزم و استتار و پوشش عمامه های خویش با چفیه های سیاه رنگ ، هم لباس مقدس روحانیت را بر تن داشته و هم لباس رزم جنود الهی را پوشیدند تا به تاریخ و نسل های بعد ثابت کنند که مبلغان دین خاتم ص علاوه بر صحنه منبر و محراب  و تبلیغ در وقت مقتضی و ضرورت ، با دستور ولی فقیه زمان در عرصه کارزار و دفاع مقدس در کنار سایر نیروهای رزمنده حضور پیدا می کنند و با شهادت و امیخته شدن خون  آنان در کنار نیروهای سپاه پاسداران،بسیج،ارتش ،جهاد سازندگی و سایر نیروهای مردمی خط سرخ شهادت را که امتداد خط خونین عزیز زهرا س وغریب نینوا است امتداد می بخشند و درس و مدرسه نتوانست حجابی بر سر راه آنان برای عمل به تعالیم اسلام و حضور در صحنه دفاع از ارزش های اسلامی شود که بنا به فرموده آن پیر سفر کرده و امام عزیزمان:

... بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی‌تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند!

آری، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت. و فردا امتحان دیگری است که پیش می‌آید. و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی که در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده‌اند مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته‌اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده‌اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید. که من مجدداً به همه مردم و مسئولین عرض می‌کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند این مدعیان بی‌هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه‌ها برگردند.

عکس زیر روحانیون اعزامی به تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در عملیات بدر در منطقه عملیاتی هورالعظیم می باشد که از بین آنها حاج آقا جلیل زاده به شهادت رسیده و حاج آقا بسطامی نفر سوم از سمت راست نیز تا آواخر دفاع مقدس گرمی بخش محافل رزمندگان با نفس گرم خویش با حالات روحانی خود بود؛دو روحانی عزیز دیگر نیز که در قایق های خط شکن در عملیات بدر همراه نیروهای رزمنده تیپ 15 امام حسن مجتبی ع بودند را متاسفانه از خاطرم رفته و امیدوارم اگر به شهادت رسیده اند ما را شفاعت کرده و در صورت سلامت ، در تمامی امور زندگی موفق و عاقبت به خیر شده و محتاج دعای خیر آنان هستیم.

http://telegram.me/safeer59

کتاب پرواز در فجر

پرواز در فجر : روایتی مستند از بمباران شیمیایی گردان فجر بهبهان در جاده شهید صفوی در عملیات کربلای 5 

کتاب پرواز در فجر:روایت مستندی از بمباران شیمیایی گردان فجر بهبهان در جاده شهید صفوی عملیات کرببلای 5

این کتاب روایت مستندی است از رزمندگان گردان فجر بهبهان که در صبحگاه 19 دی 1385 در جریان عملیات کربلای 5 در جاده شهید صفوی آماج حملات  راکت های شیمیایی اهدایی شرق و غرب توسط جنگنده های دشمن بعثی قرار گرفتند و دهها تن از این رزمندگان غریبانه و مظلومانه در سنگرها  و به هنگام استراحت و خستگی ناشی از انتقال به منطقه عملیاتی شلمچه از مسیرهای طولانی در جهت رعایت اصل غافلگیری و گمراه کردن ستون پنجم  به شهادت رسیدند و در شباهتی عجیب با خواب بودن سازمان های عریض و طویل و مدافع حقوق بشر ، که هیچ عکس العملی از خود نشان ندادند ؛ به همین خاطر دوستان و همرزمان و خانواده های این عزیزان در سالگرد شهادت آنان در یادمان شهدای شیمیایی بهبهان در جاده شهید صفوی شلمچه گرد هم می آیند و یاد و خاطره آنان را گرامی می دارند.

 مطالب کتاب با تکیه بر نظرات و تحقیقات علمی در خصوص مواد شیمیایی از تاریخچه،تقسیم بندی و اثرات آن ،وضعیت ایران در زمان حادثه و بررسی وضعیت از زبان شاهدان عینی و تحلیل های منتج نوشته شده باشد که این اثر بتواند قطره ای از حماسه بزرگ دو قرن اخیر ایران زمین که دشمنان علی رغم همه امکانات و پشتیبانی جهانی نتوانستند به تمامیت ارضی ایران خدشه وارد کرده و بخشی از آن را جدا سازند بیان کرده باشد .

قرار است در مراسم پنج شنبه در گلزار شهدا در بهبهان و همچنین مراسم سالگرد شهدای شیمیایی در شلمچه جاده شهید صفوی رونمایی شود به امید این که بتوانیم رسالت خویش در زمینه انتقال فرهنگ شهدا را به درستی ادا نماییم ان شاالله

 کتاب «پرواز در فجر» روایتی مستند از بمباران شیمیایی گردان فجر بهبهان در جاده شهید صفوی، در عملیات کربلای پنج از سوی انتشارات نیلوفران می باشد که با مشخصات زیر  منتشر شد.

نام کتاب : پرواز در فجر

نویسنده و محقق : نجف زراعت پیشه

ناشر :  انتشارات نیلوفران  به سفارش کنگره سرداران و ۲۳هزار شهید استان خوزستان

انتشار در ۲۳۲صفحه، با قیمت ۱٧ هزار تومان

تیراژ : 3000 نسخه

 

عناوین فصل های کتاب پرواز در فجر  عبارتند از:

۱-مفهوم شناسی شیمیایی

۲-عملیات کربلای پنج در سال سرنوشت

۳-گردان فجر و نقاهتگاه سیدالشهدا

۴- خاطرات و روایات فرماندهان و شاهدان عینی

 http://telegram.me/safeer59

 فهرست مطالب کتاب پرواز در فجر

تصویر کتاب پرواز در فجر نوشته نجف زراعت پیشه

علل وقوع جنگ ها در جهان طی تاریخ:

 

#علل_وقوع_جنگ_در_جهان
#دلایل_وقوع_جنگ_درگیری
علل وقوع جنگ ها در جهان طی تاریخ:
-اختلافات ارضی و مرزی
-بحران های مختلف
-مسابقه تسلیحاتی
-تضادهای عقیدتی
-تروریسم،حقوق بشر و مسائل زیست محیطی
-ادعای سیاست واحد بر آبراهه های بین المللی استراتژیک با بستن آن
-بهره برداری از منابع و ثروت دریاها و اقیانوس ها
-انتقال قدرت تکنولوژیکی به کشورهای همجوار
-حمایت از جنبش های مذهبی و نهضت های رهایی بخش
-عزم و تصمیم یک دولت به جنگ
-اقدامات پنهانی از طریق سفارت خانه ها و استفاده از عوامل داخلی همراه خود و کشور رقیب
-ادعای باز پس گیری ایالات و مناطق از دست رفته در جنگ های گذشته کسب اعتبار سیاسی
-انجام اقدامات خرابکارانه و زمینه سازی برای براندازی دو کشور رقیب
-بدست آوردن مستعمرات به منظور داشتن بازار فروش محصولات و منبع مواد خام
http://telegram.me/safeer59 

 

فرماندهی و سازماندهی یگان ها در دفاع مقدس

#جنگ_فرماندهی_دفاع_مقدس
#سازماندهی_یگان_تیپ_لشکر
فرماندهی و سازماندهی یگان ها در دفاع مقدس
جنگ هشت ساله عراق علیه ایران بعنوان طولانی ترین نبردهای معاصر و در قرن بیستم پس از جنگ ویتنام به شمار می رود که خصوصیات ویژه آن از جمله حمایت قدرت های جهانی از رژیم بعث عراق ، کاربرد سلاح های شیمیایی و ممنوعه به صورت گسترده در طی جنگ ، شورشهای محلی و درگیری های داخلی و کودتا ، محاصره اقتصادی و تسلیحاتی ، کیفیت حضور نیروهای مردمی و شیوه متفاوت جنگ و عملیات آن را از سایر جنگ های حادث شده در جهان و در طول تاریخ متمایز نموده است.
در آغاز جنگ نیروهای مردمی بدون سازماندهی مشخص در خطوط مقدم به نبرد با متجاوزان پرداخته و پاتک های هجومی بصورت انفرادی و یا همراه نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران جلوی پیشروی نیروهای عراق را گرفته و استراتژی برق آسا و جنگ سریع (جنگ سه روزه) ارتش عراق را با شکست روبرو ساختند .
در روزهای آغازین جنگ نیروهای سپاه پاسداران و بسیجیان بصورت گسترده در جبهه های جنگ حضور پیدا نمودند و در این بین سپاه شهرستان هایی که در نوار مرزی با عراق بودند عملا با تغییر ساختار اداری به سوی سازماندهی نظامی به شکل یک ضرورت برای دفاع از کشور درآمدند.

آرام آرام که در سیستم فرماندهی سپاه از مرکز نشینی خارج و در جبهه های جنگ مستقر شد و به عنوان یکی از ارکان طرح ریزی عملیاتها برای بیرون راندن ارتش بعث عراق به فعالیت پرداخت،به ضرورت سازماندهی نظامی ساختار سپاه برای اجرای عملیات به جبهه های جنگ می آمدند و این مسئله نیاز به سازماندهی نیروهای داوطلب در ساختار جدید را برجسته تر می کرد.
از عملیات ثامن الائمه که حصر آبادان شکسته شد سپاه به این نتیجه رسید که جز با سازماندهی نظامی مناسب نمی تواند حجم گسترده نیروهای داوطلب حاضر در جبهه جنگ را در عملیاتهای گوناگون به کار گیرد؛ بنابراین به ایجاد ساختارهای جدید در سازماندهی نظامی جنگ پرداخت پس از عملیات ثامن الائمه هم برخی از مسئولین سپاه به این نتیجه رسیدند که باید گردانهای رزمی در سپاه بوجود آید ،طرح این گردانهای رزمی تهیه شده و به عنوان برنامه در دستور کار قرار گرفت ،اما پس از عملیات طریق القدس ، فرماندهان سپاه به این نتیجه رسیدند که برای طرح ریزی و اجرای عملیاتهای بزرگ باید سازماندهی نظامی گسترده ای در جبهه های جنگ انجام دهد،بنابراین پیش از عملیات فتح المبین ،فرمانده سپاه جنگ طرح تشکیل تیپ های رزمی متشکل از پاسدارها و نیروهای داوطلب بسیجی را اجرا کرد و این تیپ ها پس از عملیات طریق القدس ، عملاً تشکیل شده بودند ولی چون برای عملیات فتح المبین ، نیاز به سازماندهی گسترده تر و تیپ های بیشتری از سپاه بود، آقای محسن رضایی فرمانده وقت سپاه به محور کردستان و غرب رفته و از فرماندهان مستقر در آنجا از جمله برادر متوسلیان خواست که به کمک حاج همت و شهید شهبازی یک تیپ رزمی را تشکیل بدهد و نیروهای سازماندهی شده را به منطقه جنوب منتقل کند ؛البته پیش از آن ،نیروهای مستقر در جبهه جنوب به صورت تیپ سازماندهی شده و تیپ امام حسین (ع) به فرماندهی شهید خرازی ،تیپ نجف اشرف به فرماندهی شهید احمد کاظمی،تیپ 7 ولی عصر عج به فرماندهی برادر رئوفی و تیپ المهدی به فرماندهی برادر فضلی تشکیل شده بود. این سازماندهی ادامه پیدا کرد تا اینکه فرماندهی سپاه در عملیات والفجر مقدماتی که پس از عملیات رمضان انجام شد سازماندهی لشکر را برای سازماندهی طرح های واحد های خود انتخاب کردند و هر تیپ پس از گسترش سازمانی تبدیل به لشکر عملیاتی شد.البته باید گفت که از عملیات فتح المبین به بعد،تعداد گردان هایی که در هر تیپ سپاه به کار گرفته می شده به استعداد یک لشکر و بیشتر بود که مجموعه این اقدامها موجب گسترش ظرفیت های رزمی سپاه و تحول جبهه های جنگ شد.

از لحاظ فرماندهی نیز تا سال 1364 نیروهای ارتش و سپاه با تعامل و همکاری متقابل و مشترک و با الگوی فرماندهی دو گانه و زیر نظر قرارگاه خاتم الانبیاء هدایت جنگ را بر عهده داشتند و هیچ نیرویی از ارتش و سپاه بر دیگری فرماندهی نداشت جزدر صحنه عملیات و در رده گردان که سپاه پاسداران فرمانده و میدان دار جنگ بود.از سال 1364 تا پایان جنگ سیستم فرماندهی و اداره امور جنگ و دفاع در ارتش و سپاه کاملا جداگانه و مستقل بود و ارتش و سپاه حتی در مناطق و صحنه های عملیاتی نیز جدا از هم با نیروهای دشمن نیز می جنگیدند . این دوره و روش فرماندهی را برای عملیات علیه دشمن از آغاز سال 64 تا پایان جنگ به مدت سه و نیم سال اجرا شد.در این دوره از سیکل مدیریت و فرماندهی رزمندگان اسلام حاکم بوده است ؛ همانند زمان اجرای عملیات والفجر 8 (آزاد سازی بندر فاو عراق) که سپاه پاسداران به طور مستقل می جنگید و ارتش نیز در منطقه شلمچه به جنگ با متجاوزین می پرداخت . همچنین اجرای عملیات کربلای 5 که بطور مستقل توسط سازمان سپاه پاسداران در جنوب اجرا می شد، ارتش نیز در زمین دیگری از مناطق غرب کشور عملیاتی تحت عنوان کربلای 6 را اجرا می کرد ؛بنابراین در این دوره پیروزی های درخشان توسط مدافعان ایران اسلامی (اعم از ارتش و سپاه) کسب شد.البته لازم به ذکر است که در این روند نیز تعامل و هماهنگی بین ارتش و سپاه از طریق قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) ایجاد می شد و در مواقع لزوم به ارتش و سپاه دستور می داد که در رابطه با موضوعات مختلف به یکدیگر کمک و یاری رسانند.
تعدادی از لشکرها و تیپ‌های سپاه عبارتند از :
تیپ مستقل 48 فتح کهگیلویه و بویراحمد
لشکر مکانیزه ۲۷ محمدرسول‌الله تهران
لشکر یکم الزهرا تهران
لشکر ۵ نصر مشهد
لشکر ۶ ویژه پاسداران
لشکر ۷ زرهی ولی عصر خوزستان
لشکر ۸ زرهی نجف اشرف اصفهان
لشکر ۹ بدر معاودین عراقی
لشکر ۱۰ نیروی مخصوص سیدالشهدا کرج
گردان حضرت علی‌اکبر
لشکر ۱۴ امام حسین اصفهان
لشکر ۱۶ قدس رشت
لشکر پیاده ۱۷ علی بن ابی طالب قم
تیپ ۱۸ الغدیر یزد
لشکر ۱۹ فجر شیراز
تیپ ۲۰ زرهی رمضان
لشکر ۲۱ امام رضا ع مشهد
لشکر ویژه ۲۵ کربلا مازندران
لشکر ۳۱ عاشورا تبریز
لشکر ۴۰ صاحب الزمان
لشکر ۴۱ ثارالله کرمان
لشکر ۴۲ قدر
لشکر ۴۳ امام علی ع
لشکر ۱۱۰ سلمان زاهدان
تیپ ۳۱۳ اطلاعاتی حر
لشکر ۳ نیرو مخصوص شهدای ارومیه
تیپ ۲۲ بیت المقدس سنندج
لشکر ۴ پیاده بعثت کرمانشاه
تیپ ۲۶ انصارالمومنین
تیپ ۱ امیرالمؤمنین ایلام
تیپ ۵۷ ابوالفضل العباس خرم‌آباد
تیپ ۴۴ قمر بنی هاشم شهرکرد
تیپ ۷۱ روح‌الله اراک
تیپ ۳۳ هوابرد المهدی (عج) جهرم
تیپ مکانیزه امام زمان(عج)شبستر
تیپ مستقل انصارالحجه(عج) فسا
تیپ ۴۶ الهادی کوار
تیپ ۱۲ قائم آل محمد(عج) استان سمنان
تیپ ۸۲ صاحب الامر قزوین
تیپ نینوا (ادوات لشکر۱۰)
http://telegram.me/safeer59 

 

نقشه منطقه عملیاتی کربلای 5 شلمچه:شرق بصره

نقشه منطقه عملیاتی کربلای 5 شلمچه ، شرق بصره و موانع و استحکامات افسانه ای آن که به دیوار بارلو در صحرای سینا تشبیه شده بود.دی ماه 1365

تصمیم سرنوشت ساز در سال سرنوشت : عملیات کربلای 5

‍#کربلای5_سال_سرنوشت
#هاشمی_غلامپور_تصمیم_مهم
..........................آقای هاشمی همه‌ی فرماندهان سپاه را جمع کرد – با عذرخواهی از عزیزان ارتش- در آنجا آقای هاشمی فقط فرماندهان سپاه را جمع کرد و گفت: ببینید جنگ روی کاکل شما می‌چرخد. شمایی که اگر کسی حرف آتش بس بزند زمین را به آسمان وصل می‌کنید، اگر شما بگویید جنگ، امام هم می‌گوید ادامه بدهید، اگر شما بگویید نه، امام هم می‌گوید نه، چون نگاه امام به شما است، اگر می‌خواهید بجنگید، معطل نکنید مملکت و کشور و اینها را. اگر هم نمی‌خواهید بجنگید خودتان بروید به امام بگویید ما نمی‌توانیم بجنگیم، من هم نمی‌روم چون اگر من بروم امام فکر می‌کند من از خودم گفتم. شما بروید به امام بگویید ما نمی‌توانیم بجنگیم.

این حرف‌ها را آقای هاشمی به صراحت در جلسه‌ی فرماندهان گفت که تکلیف را روشن کنید. در واقع آقای هاشمی به شدت دنبال این بود که از کربلای 5 یک تصمیمی بیرون بیاورد؛ چون فضای سپاه طوری بود که اگر ما می‌خواستیم در اجرای این عملیات درصدی از شکست را احتمال بدهیم دیگر برایمان قابل تحمل نبود، یعنی اگر عملیات کربلای 5 با عدم الفتح مواجه می‌شد حتما دیگر حرفی برای گفتن نداشتیم و می‌گفتیم آقا ما تسلیم شدیم و شاید آن اتفاقی که بعدها افتاد و آن قضیه‌ی نامه و درخواست، شاید در کربلای 5 اتفاق می‌افتاد، به همین دلیل عرض می‌کنم که آقای هاشمی هم اصرار داشت که ما، اگر می‌توانیم عمل کنیم.(http://defamoghaddas.ir/fa/quarterlyarticle/%)

http://telegram.me/safeer59

پرسش های اساسی در زمینه کربلای 5 از دیدگاه سردار حاج احمد غلامپور فرمانده قرارگاه کربلا فایل pdf

پا به پای فرماندهان جنگ برای تصمیم سرنوشت ساز

#کربلای5_شلمچه_سال_سرنوشت
#کربلای4_اروند_شکست
عملیات کربلای 5 دو هفته بعد از عملیات کربلای 4 در منطقه عمومی شلمچه صورت گرفت. لحظات اخذ این تصمیم در میان فرماندهان سپاه و فرمانده عالی جنگ آقای هاشمی رفسنجانی از حساس ترین مقاطع جنگ می باشد ؛ این لحظات تصمیم گیری تا زمان اجرا توسط سردار حاج احمد غلامپور فرمانده قرارگاه مرکزی کربلا در فایل زیر با جزئیات آن برای ثبت در تاریخ بیان شده است.

حاج احمد غلامپور فرماده قرارگاه کربلا به همراه سایر فرماندهان

http://www.negineiran.ir/article_10444_962.html
http://telegram.me/safeer59

پابه‌پای احمد غلامپور در عملیات کربلای5
چکیده: محسن رضایی فرمانده کل سپاه پاسداران پس از ناکامی در عملیات کربلای4 بی‌درنگ فرماندهان قرارگاه‌ها و یگان‌ها را به قرارگاه خود فراخواند تا یکی از حساس‌ترین تصمیمات خود را در دوران جنگ بگیرد. وی صریح و بی‌پرده..... فایل pdf

تحلیل تلفات انسانی در هشت سال جنگ عراق علیه ایران

#تحلیل_تلفات_جنگ_ایران_عراق
#شهید_زخمی_اسیر
تحلیل تلفات صحنه جنگ عراق علیه ایران:
نویسنده : نجف زراعت پیشه
معمولاً جنگ ها دارای تلفات از کشته ،زخمی و اسیر می باشند و جنگ ایران و عراق نیز از این امر استثنا نیست و در زمینه ارایه آمار و ارقام تلفات صحنه جنگ آمارهای متنوع و مختلفی ارایه شده است.در این نوشتار سعی می نمایم بدون تکیه بر آمار ابتدا مشخص نمایم طرفین درگیر کدام یک باید تلفات بیشتری در جنگ داده باشند ؛ بر اساس برخی شاخص ها به سمت مشخص نمودن این مطلب می روم:
1. آموزش: نیروهای عراق آموزش دیده کلاسیک و مدت زیادی را در پادگان های آموزشی بسر می بردند اما غالب نیروهای ایران بسیجی هایی بودند که با یک آموزش کوتاه مدت به جبهه ها اعزام و ارتش آموزش دیده تلفات کمتری می دهد.
2.رسته نیرو: نیروهای ایران چون به صورت اختیاری به جبهه اعزام می شدند رسته مورد علاقه خویش را انتخاب می کردند و در هر عملیات نیز تغییر می کرد اما نیروهای ارتش از آغاز خدمت رسته فرد تا پایان خدمت آن ثابت بود و همین امر سبب مهارت و کارآزمودگی نیروهای عراقی و در نتیجه تسلط بهتر در مقابله بود و باید تلفات کمتری می دادند.
3.زمان در اختیار داشتن نیرو: مدت اعزام بسیجیان از ده روز تا سه ماه در نوسان بود و تنها در این بازده زمانی امکان برنامه ریزی بود اما عراق در یک بازده زمانی از 1979 آغاز جنگ بر علیه ایران تا پایان آن این نیروها در اختیار ارتش و حزب بعث بودند و قاعدتاً زمانبندی طولانی سبب کارآزمودگی و تسلط بهتر بر صحنه نبرد و تلفات کمتر می شود
4.تعداد: ارتش عراق علاوه بر ارتش کلاسیک 800000 نفری از 1363 ارتش جیش الشعبی با بسیج اجباری مردم را در دستور کار قرار داد و از یک نیروی احتیاط و ذخیره عالی برای مقابله و تک برخوردار شد اما ما تنها از نیروهایی برخوردار بودیم که در اواخر پاییز و زمستان اعزام و برای یک عملیات کافی بود و همین امر سبب استفاده بهینه از این نیروها در صحنه نبرد با تلفات کمتر می شود.
5.استراتژی صحنه نبرد:عراق 84 ماه مقابل حملات بی وقفه ایرانیان در سنگرها و استحکامات بتونی پدافند نمود و تنها 11 ماه دست به حمله زد و در مطالعات نظامی نیرویی که در مقابل حملات و تک های حریف دفاع می کند تلفات کمتری می دهد.
6. تجربه نیرو:ارتش عرق تجربه جنگ های سه گانه با اعراب و اسرائیل،جنگ داخلی دهه هفتاد با کردها و کودتاهای مختلف را داشته اما نیروهای اعزامی به جبهه در ایران غالباً نوجوانان و جوانان فاقد تجربه بوده که برای اولین بار در جنگ وارد می شدند و قاعدتاً ارتش تجربه دیده از تلفات کمتری برخوردار بود.
7.تجهیزات: تجهیزات ارتش عراق روزبه روز با کمک های جهانی مجهزتر و بیشتر شده اما در ایران به دلیل تحریم های گسترده غرب و شرق ناچار بودیم تجهیزات غالباً بنجل و فاقد کارا را با مبالغ بالا تهیه نماییم و در این بین برگ برنده با دارنده تجهیزات بالا می باشد.
8.اصول جنگ:ارتش عراق یک ارتش کلاسیک می باشد و کلیه اصول جنگ را تمام و کمال اجرا می کند اما نیروهای ایران با توجه به صحنه نبرد برخی اوقات مجبور به زیر پا گذاشتن برخی اصول جنگ می شدند که رعایت این اصول در حقیقت تضمین کننده سلامتی نیروها می باشد.
9.کیفیت: در ین زمینه چون نیروهای ایرانی به اختیار و بدون اجبار راهی جبهه ها می شدند در مقابل ارتش عراق که با اجبار راهی جبهه ها می شدند و برای جلوگیری از فرار آنان جوخه های اعدام را بکار می بردند به عنوان نقطه قوت و مهمترین پارامترهای ایرانی به شمار می رفت که به امر و حکم رهبر تا آخرین نفس می جنگیدند و این عامل در طی عملیات ها سبب هزیمت دشمن و موفقیت نیروهای خودی می شد.

با توجه به شاخص های ذکر شده در جنگ ایران و عراق قاعدتاً باید ارتش عراق از تلفات کمتری برخوردار بوده و نیروهای ایران از تلفات بالاتری برخوردار باشند با نگاهی به آمار ارایه در جنگ به نکات جالبی می رسیم ؛ یعنی تلفات ایران بسیار کمتر از ارتش عراق می باشد و این امر مهر بطلان بر تئوری های هجومی بدون برنامه رزمندگان در عملیات های نظامی و شیوه نبرد با دشمن بود.
شهدا : 172000 شهید در معرکه (بدون غسل و کفن) و 16000 شهید بر اثر بمباران و موشکباران در پشت جبهه ؛ اما عراق با احتساب کشته های اعدام های صحرایی و جوخه های اعدام عقبه خویش آمار کشته هایش بالغ بر 540000 تن رسید.
مجروحین : مجروحین ایران در کلیه سطوح به 550000 نفر و در عراق به 700000 تن می باشد.
اسرا :اسرای ایران(آزادگان) 42000 نفر بودند که بسیاری از آنان افراد غیر نظامی بودند ، اما اسرای عراقی در ایران بالغ بر 72000 تن بودند که در عملیات های نظامی رزمندگان در عملیات های مختلف به اسارت درآمدند.
http://telegram.me/safeer59

 

نامه ششم صدام حسین به آقای هاشمی رفسنجانی : اعتراف به شکست

#نامه_ششم_صدام_حسین
#هاشمی_رفسنجانی_فرمانده_کل_قوا
#پذیرش_معاهده_1975
نامه صدام به آقای هاشمی رفسنجانی : اعتراف به شکست
آنچه بی شک محور زیاده خواهی های صدام حسین را شکل می دهد و از 31 شهریور 1359(نخستین روز تهاجم همه جانبه ارتش بعث)، تا 27 تیر1367(اعلام رسمی پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از سوی کشورمان)، رژیم بعث عراق و حامیان منطقه ای صدام را به سرازیر شدن دلارهای نفتی در بانک های نظام سرمایه داری بین المللی ناگزیر، کارتل های غیر قانونی بازارهای سیاه تسلیحات را سرمست و خون های پاک بی گناهان را در جای جای این سرزمین بر سریر خاک جاری ساخت؛
زیرپا گذاشتن قوانین بین الملل در جهت" الغای مفاد قرارداد حل و فصل اختلافات دو جانبه و تعیین حدود مرزی دو کشور همسایه(قرارداد1975 الجزایر)" بود.
تحقق این هدف، با ارتکاب جرایم جنگی و جنایات علیه بشریت در جبهه های جنگ و مناطق شهری و روستایی، فصلی تاریک در کارنامه سازمان ملل و شورای امنیت به عنوان حافظ، ناظر و مدافع صلح و قوانین بین الملل و منادیان دفاع از حقوق بشر برجای گذارده است.
در یک تعریف پذیرفته شده، ناتوانی رژیم بعث در تحقق وعده های گزاف صدام در آنچه وی قادسیه نامید، شکست روشن دشمن متجاوز و پیروزی بزرگ ملت در سیاهه تاریخ تهاجم جنایتکاران است :
حقیقتی به اعتراف صدام حسین در نامه 14 اوت 1990 میلادی به ریاست وقت جمهوری اسلامی ایران.
متن نامه های مبادله شده بین رؤسای جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق
" متن نامه های مبادله شده بین رؤسای جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق " مجموعۀ مکاتبات روسای جمهور وقت دو کشور؛ آیت الله هاشمی رفسنجانی و صدام حسین، در پایان جنگ، روایتی از عجز و شکست دشمن و حقایق و ناگفته های هشت سال دفاع مقدس، اسناد مدون تاریخ مکتوب دو کشور، در قالب کتابی به همین عنوان در اختیار علاقه مندان تاریخ و پژوهشگران عرصه دفاع مقدس قرار گرفته است.
کتاب، از انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه در1369 منتشر و در پنج نوبت تجدید چاپ گردیده است.
در جهت روشن شدن زوایای تاریخ سیاسی جنگ، روایت فتح و حماسه پر افتخار مدافعان مرزهای تاریخی ایران، مطالعه اسناد رسمی دولت متجاوز به ویژه مجموعه مکاتبات صدام حسین رئیس جمهور عراق هنگامه تجاوز به کویت، انعکاس استیصال و پشیمانی ارکان حزب بعث از تهاجم ناجوانمردانه به کشور مسلمان همسایه، روایت دست اولی از تاریخ دفاع مقدس به دست می دهد.
در زیر بخش هایی از نامه 14 اوت 1990میلادی(23 محرم 1411 هجری) صدام حسین، آخرین مکاتبات سران مسئول دو کشور در جهت حل مسائل مرتبط با جنگ هشت ساله(تمکین به مفاد قرار داد1975 الجزایر و اعلام آمادگی برای آزادی اسرای کشورمان و اعتراف صریح به شکست تهاجم بعثی) از صفحات 63 تا 65 کتاب اقتباس گردیده است.
.... به عنوان بازده گفتگوهای فی مابین که به طور مستقیم از نخستین نامه ما مورخ 21/4/90 تا آخرین نامه شما مورخ8/8/90 به طول انجامید تصمیمات زیر را اتخاذ نمودیم:
1. با پیشنهاد شما مندرج در نامۀ جوابیۀ هشتم اوت1990 که توسط آقای برزان تکریتی نماینده ما در ژنو از نماینده شما دریافت شد و ناظر بر لزوم مبنی قرار دادن عهد نامه1975 می باشد، ضمن مرتبط دانستن آن با اصول مندرج در نامه 30 ژوئیه 1990 ما، به ویژه در مبادله اسرا و بندهای 6 و7 قطعنامه598 شورای امنیت، موافقت می شود.
2. بر اساس بند یک این نامه و مندرجات نامۀ 30 ژوئیه 1990، ما آماده ایم هیئتی را به تهران اعزام کنیم و یا هیئتی از سوی شما به بغداد سفر کند تا ضمن تهیه موافقت نامه های مربوطه، موجبات امضای آن را در سطحی که مورد توافق قرار می گیرد را فراهم نمایند.
3. به نشانه حسن نیت، ما عقب نشینی خود را از روز جمعه هفدهم اوت1990 آغاز کرده، نیروهای خود را از مناطق رویاروی شما در طول مرز فرا خواهیم خواند.
4. مبادله فوری و همه جانبه اسرای جنگ به هر تعدادی که در عراق و ایران در اسارت به سر می برند.... ما آغاز گر این اقدام خواهیم بود و از روز جمعه17/8/1990 به آن مبادرت خواهیم کرد.
با این تصمیم ما دیگر همه چیز روشن شده و بدین ترتیب همه آنچه را که می خواستید و برآن تکیه می کردید تحقق می یابد و دیگر اقدامی جز مبادله اسناد باقی نمی ماند.
http://telegram.me/safeer59

 

عملیات کربلای 4 و اسارت غواصان

غواصان عملیات کربلای 4 در چنگال بعثی ها چهارم دی ماه 1365

لینک فیلم بالا غواصان اسیر شده در چنگال دشمن بعثی در عصر چهارم دی ماه در عملیات ناموفق کربلای 4 را نشان می دهد که به دلیل لو رفتن در همان ساعات اولیه دستور لغو عملیات صادر شد تا نیروها و امکانات برای بکارگیری در عملیات کربلای 5 بکارگیری شود.

http://telegram.me/safeer59

گمنام زمین ،آشنای اسمان : شهید منوچهر علیی

#منوچهر_علیی_بروجرد
#گردان_فتح_کربلای5_نهر_جاسم
گمنام زمین ،آشنای آسمان(شهید منوچهر علیی)
از نیروهای رزمنده گردان فتح بهبهان بود که در آذرماه 1365 از طرف کارگزینی لشکر 7ولی عصر عج به گردان فتح معرفی شد،وی اصالتاً بروجردی اما خانواده وی در تهران ساکن بودند. به دلیل اینکه برادر حسن نوابی فرمانده دلیر گروهان امام حسن ع نیز بروجردی بود و از اولین روزهای تشکیل تیپ 15 امام حسن مجتبی ع نزد نیروهای بهبهانی و سایر برادران از سرتاسر ایران که به تیپ 72 ملت شهرت یافته بود آمده بود و صمیمیت و اخلاص برادران تیپ سبب شده بود که تا لحظه شهادت نیز تیپ 15 امام حسن مجتبی ع و رزمندگان آن را رها نکند و حتی با تشکیل تیپ 57 حضرت ابوالفضل ع که سازمان رزم استان لرستان محسوب می شد ، آنها علی رغم تنگنای سازمانی جهت انتقال به تیپ فوق در کنار رزمندگان تیپ 15امام حسن مانده و با ماندن آنها سایر دوستان و رزمندگان لرستانی نیز به آنها می پیوستند.

شهید منوچهر علیی عملیات کربلای 5 نهر جاسم
منوچهر نیز به همین واسطه آشنایی با حسن نواب به گردان فتح آمد و از طرف گردان نیز مامور به گروهان امام حسن ع به فرماندهی حسن نوابی گشت و تا مدتی ابتدا در فرماندهی گروهان پیش حسن ماند و الفت و انس عجیبی با وی و سایر برادران رزمنده در زمان کوتاهی ایجاد شده بود ؛ پس از آن به دسته شهید رجایی به فرماندهی نادر فرح بخش و فضل الله عصایی مامور شد.منوچهر فردی ساکت،منظم و مرتب بود و در اغلب اوقات لباس فرم سپاه را به تن داشت و با توجه به رفتار و کردار خویش در بین نیروهای رزمنده گردان فتح جایگاه رفیعی پیدا کرده بود و انتصاب وی به حسن نوابی این علاقه را دو چندان کرده بود.
در اوایل دی ماه نیروهای گردان فتح جهت شرکت در عملیات گسترده و بزرگ کربلای 4 به آبادان اعزام شدند که این عملیات به دلایل مختلف از جمله نقش ستون پنجم و منافقین لو رفته و با عدم الفتح روبرو گشت و با توجه به در خطر بودن منطقه فاو و احتمال پاتک دشمن در این منطقه نیرهای گردان به سرعت راهی فاو گردیدند و یکی از سخت ترین و مشکل ترین خطوط پدافندی در مناطق عملیاتی را به عهده گرفتند؛منطقه ای که حساسیت موقعیت از حیث مکانی و زمانی اهمیت آن را دو چندان کرده بود و منوچهر نیز پا به پای سایر نیروهای رزمنده به طور شبانه روزی در انجام وظایف خویش کمال اهتمام و سخت کوشی را داشت و در این روزهای سخت و طاقت فرسا در سال سرنوشت یعنی 1365 علاوه بر بودن در کنار نیروهای خونگرم بهبهانی، همدم اصلی وی در این لحظات آسمانی شهید حسن نوابی بود که علی رغم همه مشکلات وی از آغاز همراهی با نیروهای تیپ 15 امام حسن ع تا لحظه شهادت در کنار نیروهای بهبهان ماند و مشکلات و سختی های فراوان نیز نتوانست او را از این جمع صمیمی و مخلص جدا سازد.(فرشید شمشیری)

با تصمیم فرماندهان و پس از 14 روز از انجام عملیات کربلای ۴ رزمندگان اسلام مجدداً آماده نبردی عاشورایی شدند و این بار شلمچه به عنوان منطقه عملیاتی انتخاب شد ،نیروهای گردان فتح به فرماندهی حاج یدالله مواساتی با تعویض خط پدافندی فاو ابتدا به گروهان پل در 15 کیلومتری جاده اهواز- خرمشهر برگشته و پس ار تجهیز و سازماندهی به سمت شلمچه به راه افتادند و در حالیکه هفت روز از آغاز عملیات کربلای 5 می گذشت وارد شلمچه شدند؛در حالیکه از شنیدن واقعه بمباران شیمیایی گردان فجر و شهادت تعداد زیادی از همرزمان خویش و شرکت نداشتن در مرحله اول عملیات کربلای 5 بشدت متاثر بودند و لذا برای رفتن به منطقه عملیاتی لحظه شماری می کردند. فرماندهان گردان فتح به همراه فرمانده لشکر 7ولی عصر عج جهت شناسایی و توجیه خط عملیاتی به شهرک دوعیجی رفته و در بازگشت نیروها را در ساعت 4 عصر از پنج ضلعی شلمچه که محل قرارگاه تاکتیکی لشکر 7 ولی عصر (عج) بود به شهرک دوعیجی انتقال داده و نیروها پس از خواندن نماز مغرب و عشا آماده حرکت شدند؛منطقه فوق تازه به تصرف نیروهای رزمنده در آمده و هنوز پاکسازی نشده بود و تعداد زیادی از نیروهای دشمن در منطقه تصرف شده سرگردان بودند؛ ماموریت گردان پاکسازی منطقه و سپس عبور از پل نهر جاسم در کنار اروند صغیر و رسیدن به دژ عراقی ها بود و در این راه باید از مواضع متصرف شده توسط نیروهای لشکر 31 عاشورا گذشته و به اهداف خویش دسترسی پیدا کنند. در 27/10/65 در یک شب مهتابی نیروهای گردان در محور نهر جاسم وارد عمل شدند ،در همین زمان نیز در جناح راست گردانی از نیروهای لشکر 31 عاشورا از خط عبور نموده و پس از عبور از نخلستانهای منطقه و پل نهر جاسم تلاش کردند تا خود را به دژ مقابل برسانند چون قرار بود در جناح راست لشکر 19 فجر به خط دشمن تک نماید ؛ اما با تاخیر در عملیات آنها تلاش گردان لشکر 31 عاشورا جهت تصرف دژ به شکست انجامید. دسته شهید چمران به عنوان اولین دسته از گروهان امام حسن ع با عبور از روی پل به قصد تصرف دژ با شلیک و آتش شدید دشمن موفقیت آمیز نبود و اغلب نیروهای رزمنده شهید و یا زخمی شدند و در گام دوم نیز معاون گردان برادر محمد شعبانی و حسن نوابی به همراه تعدادی از نیروهای دسته شهید رجایی که برادر منوچهر علیی نیز جزء آنان بود با خیز برداشتن به سمت دشمن و عبور از پل فلزی به طرف دشمن تا دندان مسلح و دارا بودن استحکامات پولادین رفتند که با بارانی از گلوله های مختلف سبک و سنگین و تیر تراش آنها روبرو شدند و تعداد زیادی از برادران رزمنده از جمله محمد شعبانی معاون گردان فتح،حسن نوابی فرمانده گروهان امام حسن مجتبی ع و منوچهر علیی در چند متری دژ به شهادت رسیدند و اجساد شهدای گردان به دلیل واقع شدن بین نیروهای خودی و دشمن و تبادل آتش شدید در منطقه عملیاتی ماند ؛ با صلاح دید و مشورت با شهید شمایلی که متوجه عدم الحاق در سمت راست جلوی دژ شده بود حرکت نیروهای گردان به مواضع جلوتر برای جلوگیری از قرار گرفتن در محاصره و تلفات زیاد متوقف و در پشت نهر جاسم استقرار یافتند. در نهایت پل واقع بر روی نهرجاسم در مجاورت اروند صغیر توسط نیروهای تخریب با مواد منفجره جهت جلوگیری از پیشروی و تک دشمن جهت تصرف مجدد شهرک دوعیجی منهدم شد و پس از آن نیروهای گردان منطقه را پدافند کردند.
http://telegram.me/safeer59

جنگ ها و علل وقوع  آنها در جهان

#علل_جنگ_جهان
#دلایل_وقوع_جنگ_جهان
علل وقوع جنگ ها در جهان طی تاریخ:
-اختلافات ارضی و مرزی
-بحران های مختلف
-مسابقه تسلیحاتی
-تضادهای عقیدتی
-تروریسم،حقوق بشر و مسائل زیست محیطی
-ادعای سیاست واحد بر آبراهه های بین المللی استراتژیک با بستن آن
-بهره برداری از منابع و ثروت دریاها و اقیانوس ها
-انتقال قدرت تکنولوژیکی به کشورهای همجوار
-حمایت از جنبش های مذهبی و نهضت های رهایی بخش
-عزم و تصمیم یک دولت به جنگ
-اقدامات پنهانی از طریق سفارت خانه ها و استفاده از عوامل داخلی همراه خود و کشور رقیب
-ادعای باز پس گیری ایالات و مناطق از دست رفته در جنگ های گذشته کسب اعتبار سیاسی
-انجام اقدامات خرابکارانه و زمینه سازی برای براندازی دو کشور رقیب
-بدست آوردن مستعمرات به منظور داشتن بازار فروش محصولات و منبع مواد خام
http://telegram.me/safeer59

جنگ ها و علل وقوع آنان

شعار راه قدس از کربلا می گذری:دلایل و ریشه ها

#شعار_راه_قدس_از_کربلا_میگذرد_خواستگاه
#دلایل_طرح_شعار_راه_قدس_از_کربلا_میگذرد
دلایل مطرح شدن شعار راه قدس از کربلا می گذرد چه بود؟

شعار راه قدس از کربلا می گذرد دلایل و چرایی.
-عملیات خوشه های خشم اسرائیل در لبنان و بیروت 1982(14/3/1361)یازده روز بعد از فتح خرمشهر در سال 61 (برژنف رهبر اتحاد شوروی در کتاب خویش آورده:جنگ لبنان صدام را از سقوط نجات داد. زیرا صدام خود را تجهیز نموده و ایران نیز با بیش از 50 روز توقف در جبهه در اولین عملیات برون مرزی با شکست روبرو شد و در ادامه نیز والفجر مقدماتی در زمستان 1361 نیز ناکام ماند)
-16/3/61جلسه سران سه قوه برای رویارویی با اسرائیل
-17/3/61 هیاتی شامل رضایی،سلیمی،رفیقدوست،صیاد،رشید،ولایتی رهسپار سوریه و ملاقات با حافظ اسد
-اعزام نیروهای تی 27 محمد رسول الله ص و تیپ 58 ذوالفقار ارتش ارتش 26/3 

اعزام رزمندگان ایرانی به سوریه جهت اعزام به لبنان و مقابله با اسرائیل
-انفعال سوری ها و اعتراض ایرانی ها(متوسلیان)
-ایجاد خط دفاعی روی ارتفاعات مشرف به بیروت تا معبر ورودی مرز سوریه با لبنان منطقه اشتوره( فلسطینی ها و لبنانی ها در غرب،ایران و سوریه در شرق)
-مصوبه شورای عالی دفاع در ایران(یکی از شروط ایران برای پاین جنگ: اجازه کریدور در خاک عراق برای عبور رزمندگان ایران برای جنگ با اسرائیل)
-نارضایتی امام از اعزام رزمندگان : دلایل مخالفت :
-مشکل اتصال به لبنان توسط چند کشور
-درگیری در دو جبهه به نفع ما نیست
-پخش نیروها در دو جبهه و آسودگی صدام و بین خطر بیشتر
-عدم همراهی و بی تفاوتی کشورهای مسلمان نسبت به تهاجم اسرائیل به لبنان
- و این که : اگر خون از دماغ کسی بیاید مسئولیت نمی پذیرم بگویید سریع نیروها برگردند)
-برگشت اکثریت نیروها
-تصمیم به ماندن تعدادی معدود از نیروهای سپاه با مجوز امام در سوریه برای سازماندهی و آموزش نیروهای لبنان
-تشکیل حزب الله لبنان از درون نیروهای سازماندهی شده
-فرو ریختن افسانه شکست ناپذیری ارتش اسرائیل توسط سازمان حزب الله لبنان در سال 2000
http://telegram.me/safeer59
یعنی در حقیقت بدون اطلاع امام و به صورت کاملا احساسی تصمیم به اعزام نیرو به لبنان گرفته شد بدون این که حضرت امام اطلاعی داشته باشد.در همین زمان نیز صدام با ابراز آمادگی برای عقب نشینی از مناطق اشغالی ایران برای حضور در جبهه لبنان و جنگ با اسرائیل اعلام آمادگی کرد که البته فریبکاری بیش نبود.
نیروهای سپاه و ارتش در قالب دو تیپ به سوریه اعزام و قرار بود تا در ارتفاعات لبنان به رویارویی با اسرائیل بپردازند.با اطلاع امام ایشان سریع دستور بازگشت نیروها را به ایران صادر کردند چرا که می گفتند مسءله اصلی ما حزب بعث و صدام بوده و پس از شکست این دشمن و از راه عراق به مصاف با اسرائیل می رویم و از این زمان بود که شعار راه قدس از کربلا می گذرد در بین رزمندگان و مردم ایران عمومیت پیدا کرد.
http://telegram.me/safeer59 

چهار دیپلمات ایرانی اسیر در دست فالانژها در بیروت

وصف رزمندگان در اشعار زنده یاد اخوان ثالث

#اخوان_ثالث_شعر
#ایران_دفاع_مقدس
قصیده‌ای از مرحوم مهدی اخوان ثالث در وصف دوران دفاع مقدس
چهارم شهریور ماه سالروز وفات مهدی اخوان ثالث است.به همین بهانه می‌توانید قصیده‌ای از این شاعر نام آشنا در وصف دوران دفاع مقدس را مطالعه نمایید. این قصیده به شرح زیر است:

شعر شاعر معاصر اخوان ثالث در وصف رزمندگان
کنون بنگر به خوزستان که بینی چونش و چندش
به خون‌آلوده کارونش، به بهمنشیر و اروندش
بر او تازان یکی تازی، به خونریزی و لجبازی
ددی مزدور غرب و شرق، با صد مکر و ترفندش
ز خونریزی خوش و خندان، مسلح تا بن دندان
عراق از او چنان زندان، گرفته عالمی گندش
درختی فاسد و شوم است و بارش بدتر از زقّوم
به همت هم توان، هم باید از اعماق برکندش
همین رزمنده نواللّهیان، الله‌اکبر گوی
به لطف حق توانند از بن و بنیان برآرندش
به چنگ آریم با جنگ و به دست داد بسپاریم
و خواهد دید او از داد، فرجام خوشایندش!
شهود دادگاه ما: شهیدان و یتیمانشان
دگر آواره جنگی و جانباز و همانندش
ددک صدام بی‌دین را، نه دد، بل عنترک صدام
به روی دار رقصانیم، با زنجیر یک‌چندش
عرب را می‌کشد نامرد و می‌گوید عرب خواهم
عجم بگذار و با دین عرب سی ‌نسل پیوندش
اگر رحمی نکرد او بر زن و فرزند ما مردم
به راه خوی و خویش رفت و حزب لعنت‌آوندش
تو ای آزاده ایرانی، شرفمند، از بنی الاحرار
به راه «لا تَذَر» رو با زن و با اهل و فرزندش
خوشا ملک عراق ما، که دارد اشتیاق ما
خوشا دیرین میانرودان ما و اروند و مروندش
«امید» این لخته خون قلب تو ‌می‌خواهد بگوید باز:
خوشا اقلیم خوزستان و چند و چون دلبندش
http://telegram.me/safeer59

خاکریز چیست و فرق آن با دژ چه می باشد؟

#خاکریز_دژ_مهندسی_رزمی
خاکریز چیست؟
دژ چه فرقی با خاکریز دارد؟
در فرهنگ فارسی معین آمده که(دِ) = (اِ.) دز: حصار، قلعه . خاکریز جان پناهی است که به جای سنگر و مواضع جنگ افزار و غیرو به کار می رود ، هنگامی که برای شرایط خاک یا سطح آب زیرزمینی امکان حفر زمین را به اندازه ی کافی میسر نسازد تحت این شرایط یا موارد دیگر باید روی سطح زمین خاک انباشته شود که به شکل دیوار حفاظتی در آید . خاکریز حفاظت خوبی را در برابر ترکش های توپ مانند مواضع حفر شده چون سنگر ها برای افراد فراهم نمی کند افراد همچنین در مقابل ترکش های اتمی و تشعشعات هسته ای آسیب پذیر هستند .

خاکریز دو جداره برای در امان ماندن از دید و تیر دشمن

خاکریز و صحنه نبرد رزمندگان
اما دژ خاکریزی که در احداث آن رعایت اصول فنی راهسازی ، اعم از بستر سازی ، و خاکریزی بصورت لایه لایه ، و کوبیده تا ارتفاع تا حدود 3 متر(دژ دشمن در شلمچه 8متر) از سطح زمین و عرض حداقل 10 متر از روی آن صورت می گیرد و به منظور دفاع از مرز احداث می شود .
http://telegram.me/safeer59

سنگرها و دژهای نونی شکل افسانه ای شلمچه کربلای 5

ارایه دیدگاهها در زمینه جنگ : کربلای 4

#کربلای4_1365_عملیات_سرنوشت
#غواص_لورفتن_مک_فارلین_منافقین
عملیات کربلای 4 در سوم دی ماه 1365 سال سرنوشت و تعیین تکلیف جنگ و انجام یکی از بزرگترین عملیات های دفاع مقدس می باشد که به دلایل مختلف و البته با نظرات گاهاً متضاد به عنوان شکست در جامعه ما با پرسش ها و چالش هایی روبرو شده است و تبلیغات برای 175 تن از شهدای دست بسته غواص به این مسئله دامن زد.

فایل زیر دیدگاه دو تن از فرماندهان میدانی و اصلی سپاه برادران #حسین_علایی و #محمد_کوثری در جریان دفاع مقدس پیرامون کربلای 4 و مسایل مطرح در زمینه دفاع مقدس می باشد که برای جواب دادن به برخی از شبهات موجود در زمینه کربلای 4 و حتی شبهات قبل و بعد از آن و استراتژی ایران طی دفاع مقدس پاسخ داده اند.
به امید این که با رفتن به سمت بررسی منطقی مسایل به خصوص در زمینه دفاع مقدس که یادگار شهیدان و ایثارگران در جهت حفظ تمامیت ارضی کشور ایران و تبعیت از رهبری پیامبرگونه امام ره بود ، و راه را بر رفتارهای احساسی و زدن تهمت و اهانت و انگ خیانت بر خادمان آن روز ببندیم. به یاد داشته باشیم در آن روزهای سخت همه با هم در جهت رسیدن به اهداف مورد نظر هم رای و همگام بودیم و یکی از رموزموفقیت ما در دفاع مقدس همین امر بود.
http://telegram.me/safeer59

دیدگاه دو تن از فرماندهان سپاه پاسداران در زمینه عملیات کربلای 4

 

گارد ریاست جمهوری عراق

 

#گارد_ریاست_جمهوری_عراق
گارد رياست‌ جمهوري‌ عراق:
"گارد ریاست جمهوری عراق" (حرس الجمهوری) سال 1359 به دستور صدام تشکیل شد. در ابتدا وظیفه اصلی آن حفظ جان صدام و امنیت بغداد بود، ولی در طول جنگ علیه ایران، به مهمترین عنصر تهاجمی عراق تبدیل شد.
گارد ریاست جمهوری عراق یگانی کاملا ویژه، آموزش دیده کماندویی خاص بود که در طول 8 سال جنگ عراق علیه ایران، کاربرد ویژه ای داشت. هر جا ارتش صدام در دام رزمندگان اسلام می افتاد، خطوط نبرد را خالی و واگذار می کرد، صدام دستور می داد تا این گارد که تازه نفس و بسیار مجهز بود، وارد عرصه نبرد شود تا با حملات خوردکننده رزمندگان اسلام مقابله کند. خشونت، شدت و وحشی گری این یگان، زبانزد سربازان عراق بود؛ چرا که با حضور گارد ریاست جمهوری در مناطق عملیاتی، اگر نیرویی ترسیده، قصد عقب نشینی داشت و یا از جلو رفتن امتناع می کرد، توسط نیروهای گارد که از وفاداران صدام تشکیل شده بود، کشته می شد.
اگرچه در برخی عملیات گارد ریاست جمهوری توانست حملات ایران ر ا سد کند، ولی در بسیاری از عملیات که برجسته ترین آن والفجر 8 و فتح فاو بود، گارد ریاست جمهوری دچار بدترین و بالاترین ضربات و شکست ها شد و بعدها همین گارد ریاست جمهوری بود که توانست در سال 67 فاو را از ما پس بگیرد!پس از اشغال عراق توسط آمریکا، اعلام شد که قبل از عملیات، آمریکایی ها توانسته اند با تطمیع و خریدن فرماندهان ارتش عراق، آنها را از مقاومت در برابر خود باز دارند. در آن میان هیچ نامی از فرماندهان گارد ریاست جمهوری عراق و این که چه بلایی بر سر آن نیروی مهم آمده است، به میان نیامد.
http://telegram.me/safeer59

گارد ریاست جمهوری عراق و صدام حسین